۱ فروردین ۱۳۸۸
جشن ميلاد پيامبر (ص) از افراط تا تفريط
هر ساله با فرارسيدن ماه ربيع الأول وبمناسبت ميلاد خاتم پيامبران صلی الله عليه وسلم، جشنها ومراسم مولود خوانی فراوانی در گوشه وکنار جهان اسلام برپا می گردد، اين جشن وشاديها که گهگاهی آميخته با برخی از منکرات و معاصی نيز هست، واکنشهای ضد ونقيضی را در ميان علماء وفقهای جهان اسلام در بر داشته است، بعضی از علماء برپايی اين جشنها را مطلقاً نادرست وبدعت می دانند، وبرخی ديگر بطور مشروط آنرا جايز می شمارند، نگارنده در اين مقاله در صدد آنست ديدگاههای دو گروه را مطرح کند، وپس از طرح ديدگاهها ومقايسه بين آنها، به قولی که به حقيقت نزديکتر است دست پيدا کند.
تاريخچه جشن ميلاد پيامبر خدا صلی الله عليه وسلم
شکی نيست که جشن ميلاد پيامبر صلی الله عليه وسلم در زمان رسول الله صلی الله عليه وسلم وصحابه وتابعين وجود نداشته است، از متون تاريخی چنين بر می آيد که چنين جشنهايی نخستين بار در زمان حکومت فاطميان (۲۹۷هـ- ۵۶۷هـ) در مصر رواج پيدا کرد. إمام مقريزي رحمه الله در كتاب “الخطط” ( ج۱/ ص ۴۹۰وما بعد) به جشنهايی اشاره کرده است که خلفای فاطمي در مصر آنرا برگزار می کردند، ودر اين زمينه به جشنهايی همچون جشن اول سال، جشن ميلاد پيامبر صلی الله عليه وسلم، جشن ميلاد علي بن أبي طالب رضي الله عنه، جشن ميلاد حسن وحسين رضي الله عنهما، جشن ميلاد فاطمة زهراء رضي الله عنها، جشن ميلاد خليفه ی وقت، جشن شب أول رجب، عيد فطر، عيد قربان، جشن غديرخم وجشن نوروز اشاره کرده است.
برخی هم آغاز پيدايش جشن ميلاد پيامبر صلی الله عليه وسلم را به اميری از امرای أربيل در عراق بنام “الملك المظفر أبو سعيد كوكْبُري ابن زين الدين علي بن تبكتكين”(وفات ۶۳۰هـ) در قرن هفتم هجری مرتبط می دانند، که وی به جشن ميلاد پيامبر صلی الله عليه وسلم اهميت زيادی می داد، وچنان آنرا با شکوه برگزار می کرد که مردم زيادی از بغداد، سنجار، موصل وجزيره در آن شرکت می کردند.مقريزی در کتاب “السلوك لمعرفة دول الملوك” وامام ذهبی در کتاب “تاريخ الإسلام” وامام ابن کثير در “البداية والنهاية” وديگران به اين مطلب اشاره کرده اند.
امام ابن کثير (۷۰۰ - ۷۷۴هـ) در “البداية والنهاية” در باره ی او چنين می گويد: “الملك المظفر أبو سعيد كوكْبُري ابن زين الدين علي بن تبكتكين يکی از سخاوتمندان وسروران بزرگ، ويکی از پادشاهان عظيم الشأن بود، وآثار خوبی را از خود بجای گذاشت،…. ومولود شريف (ميلاد رسول الله صلی الله عليه وسلم) را در ماه ربيع الأول انجام می داد، وبرای آن جشن بزرگی را برپا می کرد، وبا اين حال مردی با شهامت، شجاع، دلير، قهرمان، خردمند، دانشمند ودادگر بود رحمه الله وأكرم مثواه.و شيخ أبو الخطاب ابن دحية برای او کتابی را در باره ی مولد نبوي تأليف کرد بنام: ” التنوير في مولد البشير النذير” وبخاطر اين کتاب به او هزار دينار جايزه داد. ودوران پادشاهيش تا دوران دولت صلاحية ادامه پيدا کرد، وشهر عکا را محاصره کرد، تا آن سال سيره وسريره اش (ظاهر وباطنش) مورد ستايش بود.”
پس از اين مقدمه تاريخی حال به طرح ديدگاهها می پردازيم:
اول: ديدگاه مخالفان
از ديدگاه مخالفان، جشن ميلاد پيامبر صلی الله عليه وسلم نوعی بدعت در دين است، لذا اجرای آن چه با منکرات همراه باشد، چه نباشد، مطلقا جايز نيست، مهمترين دلايل مخالفان در عدم جواز برپايی جشن مولود، از قرار زير است:
دليل أول: جشن ميلاد پيامبر در زمان رسول الله صلی الله عليه وسلم وصحابه وتابعين وجود نداشته است، وهر چه در زمان آن بزرگواران وجود نداشته، انجام آن بدعت است. شيخ أبو بكر جابر الجزائري در کتاب “الإنصاف فيما قيل في المولد من الغلو والإجحاف” می گويد: “كل ما لم يكن على عهد رسول الله صلى الله عليه وسلم وأصحابه ديناً، لم يكن لمن بعدهم ديناً. والمولد في عرف الناس اليوم لم يكن موجودا على عهد الرسول وأصحابه ولا على عهد أهل القرون المفضلة وإلى مطلع القرن السابع قرن الفتن والمحن ، فكيف يكون إذا دينا ؟ وإنما هو بدعة وضلالة”.يعنی هر چه در زمان رسول خدا و يارانش دين نبوده است، برای کسانی که بعد از آنها هم هستند، نمی تواند دين باشد، وجشن مولود که امروزه در نزد مردم رسم شده است در زمان رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وصحابه ومردمان سده های برتر وتا آغاز قرن هفتم که قرن فتنه ها ومحنتها بوده، وجود نداشته است، پس چگونه می تواند اين امر دين باشد، پس (مولود) بدعت وگمراهی است.
دليل دوم: در بعضی کشورها جشن ميلاد پيامبر صلی الله عليه وسلم با بسياری از منکرات وگناهان همراه است، منکراتی ازقبيل: اختلاط زن ومرد، رقص مختلط، استفاده از آلات لهو ولعب، اسراف وتبذير، شرابخواری، سرقت، جيب بری، دعوا وکشمکش وغيره…که وجود اين منکرات در مولود منجر به تشديد تحريم آن می شود.
دليل سوم: در جشن ميلاد پيامبر صلی الله عليه وسلم ابيات وقصيده هايی خوانده می شود که گاهی يا شرک آميز است، يا در مدح پيامبر صلی الله عليه وسلم غلوآميز است، ويا با أصول ومبادی دين هماهنگی وتناسب ندارد. برای مثال بوصيری در قصيده بُردَة -که در مولود زياد خوانده می شود-، می گويد:
يا أكْرَمَ الرُّسْلِ مالِي مَنْ أَلوذُ به سِواكَ عندَ حلولِ الحادِثِ العَمِمِ
يعنی: “ای گرامی ترين پيامبران! من جز تو کسی را ندارم که در هنگام آمدن حوادث فراگير به او پناه برم.” که چنين عبارتی در تضاد روشن با اعتقاد به توحيد است.
دليل چهارم: برپايی جشن ميلاد پيامبر موجب می شود که مردم به چشم يک عيد شرعی به آن نگاه کنند، در حاليکه عيد شرعی فقط دو روز است: عيد فطر و عيد قربان.
دليل پنجم: برپايی جشن ميلاد پيامبر موجب می شود که مردم به چشم يک عبادت شرعی و وسيله ای برای تقرب به خدا به آن نگاه کنند.
از مهمترين علمايی که در گذشته چنين ديدگاهی داشته اند می توان به تاج الدين عمر بن علي بن الفاكهاني(۶۵۴هـ - ۷۳۴هـ)، ودر عصر حاضر به علمايی همچون شيخ عبد الرحمن بن حسن آل الشيخ، شيخ عبد العزيز بن باز، شيخ حمود بن عبد الله التويجري، شيخ محمد صالح العثيمين، شيخ عبد الله بن جبرين، شيخ صالح بن فوزان الفوزان از علمای سعودی اشاره کرد.
بنظر می رسد آنچه سبب شده که مخالفانی همچون فاکهانی در کتاب (المورد في الكلام على عمل المولد) در قرن هفتم وهشتم مولود را بدعت بدانند، اين بوده است که منکرات ومعاصی زيادی با مولود عجين شده بود، لذا آنها برای از بين بردن اين منکرات، چاره را در اين ديدند که اصل مولود را انکار کنند.
دوم: ديدگاه موافقان
شايد بتوان گفت که در ميان موافقان عالم معتبری پيدا نمی شود که مطلقا و بدون قيد وشرط، جشن ميلاد پيامبر صلی الله عليه وسلم را تجويز نمايد، وکمتر کسی نيز پيدا می شود که جشن ميلاد پيامبر صلی الله عليه وسلم را سنت بداند، بلکه غالب آنها قبول دارند که اين مراسم در زمان پيامبر صلی الله عليه وسلم وصحابه وتابعين وتا قرون سوم وچهارم وجود نداشته است، وبعدها پيدا شده است، واز اين جهت بدعت است، اما برای تجويز آن بدلايلی استدلال می کنند، که قابل تأمل وتدبر است.
موافقان جشن ميلاد پيامبر صلی الله عليه وسلم، برای دفاع از ديدگاه خود به دلايل زير اشاره می کنند:
دليل اول: جمهور علماء بر اين باورند که اولاً: در شرع مقدس اسلام، اصل در أشياء بر مبنای اباحه است، يعنی همه چيز مباح است مگر اينکه شرع آنرا تحريم کند، لذا کسی که چيزی را حلال می داند نياز به دليل ندارد، اما اگر کسی قائل به تحريم چيزی است، نياز به دليل يقينی وقطعی دارد، لذا قائل بودن به اباحه ی مولود تمسک به اصل است، ونياز به اثبات ندارد. ثانياً: هر عملی به صرف اينکه در زمان پيامبر صلی الله عليه وسلم وجود نداشته است، بدعتِ نکوهيده به حساب نمی آيد، علماء بدعت را بر دو نوع تقسيم می کنند وعدم تفاوت بين اين دو نوع، باعث اشتباهات بزرگی می شود، اين دو نوع عبارتند :۱- بدعت لغوی ۲-بدعت اصطلاحی يا شرعی.
بدعت لغوی يعنی صِرف نوآوری که در شرع مذموم نيست، اما بدعت اصطلاحی ومذموم را امام شاطبي در کتاب اعتصام چنين تعريف می کند:((طريقة في الدين مُخترَعة تُضَاهِي الشرعيَّة يُقصَد بالسلوك عليها المبالغة في التعبد لله سبحانه. يعنی: بدعت راه وروشی در دين است که به تقليد از راه وروش شرعی اختراع شده است، ومنظور از أنجام آن، مبالغه درعبادت خداوند سبحان است.)) که با اين تعريف، تنها عبادات در زير بدعت وارد می شوند، اما عادات وارد نمی شوند.
ابن رجب حنبلی در کتاب (جامع العلوم والحكم) در تعريف بدعت شرعی يا اصطلاحی می گويد:(( المراد بالبدعة: ما أحدث مما لا أصل له في الشريعة يدل عليه ، وأما ما كان له أصل من الشرع يدل عليه فليس ببدعة شرعا ، وإن كان بدعة لغة) يعنی: منظور از بدعت آن چيزی است که تازه بوجود آمده، ودر شريعت، اصلی که بر آن دلالت کند، وجود ندارد، اما آن چيزی که درشريعت، دارای اصلی باشد، که بر آن دلالت کند، شرعا بدعت نيست، گرچه لغتاً بدعت است.))
امام بيهقی در کتاب معرفة السنن والآثار از امام شافعی نقل می کند که گفت: (( المُحْدَثَاتُ مِنَ الأُمُورِ ضَرْبَانِ: مَا أُحْدِثَ يُخَالِفُ كِتَاباً، أَوْ سُنَّةً، أَوِ أَثَراً، أَوِ إِجْمَاعاً، فَهَذِهِ البِدْعَةُ ضَلاَلَةٌ، وَمَا أُحْدِثَ مِنَ الخَيْرِ لاَ خِلاَفَ فِيْهِ لِوَاحِدٍ مِنْ هَذَا، فَهَذِهِ مُحْدَثَةٌ غَيْرُ مَذْمُومَةٍ، قَدْ قَالَ عُمَرُ فِي قِيَامِ رَمَضَانَ: نِعْمَتِ البِدْعَةُ هَذِهِ، يَعْنِي: أَنَّهَا مُحْدَثَةٌ لَمْ تَكُنْ، وَإِذْ كَانَتْ فَلَيْسَ فِيْهَا رَدٌّ لِمَا مَضَى.”يعنی: نوآوريها (بدعتها) بر دو نوعند: نوآوريهايی که با قرآن وسنت وأثر واجماع مخالف باشد، پس اين بدعت گمراهی است، ونوآوريهايی خوبی که با هيچيک از اينها مخالفت وتضادی نداشته باشند، که اين بدعت مذموم ونکوهيده نيست. مانند نماز قيام رمضان که عمر رضي الله عنه گفت:”چه بدعت خوبی است”، يعنی اينکه (در زمان پيامبر)نبوده وبوجود آمده است، اما اگر(در زمان پيامبر) بوده، بنابه آنچه گذشت، مردود نيست.)) در اينجا منظور امام شافعی از نوع اول بدعت اصطلاحی واز نوع دوم بدعت لغوی است.
با توجه به تعاريف فوق، شروط لازم برای اينکه عملی بدعت ومذموم باشد، وگمراهی بحساب آيد، از قرار زير است:
أ- آن عمل از اموری باشد که در دين وارد می شود، اما اگر از اعمال دنيوی باشد، بدعت محسوب نمی شود، بدليل حديث: “مَن أحدث في أمرنا هذا ما ليس منه فهو رَدٌّ”يعنی: کسی که در امر ما (دين ما) چيزی را نوآوری کند که جزء آن نيست، آن چيز مردود است. (بخاري ومسلم)
ب- ابتکاری ومن درآوردی باشد، واصلی در شرع نداشته باشد.
ج- مشابه آموزه های شرعی باشد؛ اما حقيقتاً چنين نباشد.
د- با نصی شرعی يا مقصدی از مقاصد شرع تضاد وتعارض داشته باشد.
در اينجا لازم است بين بدعت درعبادات از يک سو –که اصل در آنها منع وحرمت است- وبدعت در عادات ومعاملات از سوی ديگر –که اصل در آنها جواز است- تفاوت قائل شد.
موافقان استدلال می کنند که اولاً: گرچه مرزبندی بين عادات وعبادات امری آسان نيست، ولی جشن ميلاد پيامبر صلی الله عليه وسلم را نمی توان قاطعانه جزء عبادات دانست که انجام آن، تشريع ونوآوری در دين محسوب شود، بلکه اين جشنها بيشتر در زير عادات و رسومی می گنجد، که مردم آن را اختراع کرده اند، وشرع آن را تجويز کرده است، بشرطی که در آن منکر وحرامی انجام نشود، ومردم اعتقادی به سنت بودن آن نداشته باشند، واگر چنين شد، می توان آن را منع کرد.ثانياً: مولود بی اصل و اساس هم نيست، و-آنچنانکه در ادامه مقاله خواهد آمد- کسانی مانند امام ابن حجر عسقلانی (ت۸۵۲هـ) بعد از او امام سيوطی (ت۹۱۱هـ) برای مولود اصل شرعی تخريج کرده اند.
دليل دوم: درست است که صحابه رضوان الله عليهم برای مناسبتهايی چون ميلاد پيامبر صلی الله عليه وسلم، هجرت پيامبر صلی الله عليه وسلم، وجنگهای پيامبر صلی الله عليه وسلم جشن نمی گرفتند، ولی تفاوت آنها با ما در اين بود که آنها همه اين حوادث را بطور زنده ديده بودند، ودر آن شرکت داشتند، ورسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ در روح وروان آنها زنده بود.
سعد بن أبي وقاص می گويد: “ما جنگهای رسول خدا را آنچنان برای فرزندانمان نقل می کرديم، که سوره ای از قرآن را به آنها ياد می داديم”. سپس عصری آمد که اين معانی بفراموشی سپرده شد، ومردم احساس کردند که به احياء اين معانی نياز دارند، لذا چنين مراسمی را اختراع نمودند.
درست است که جشن ميلاد پيامبر صلی الله عليه وسلم با بسياری از منکرات وبدعتها آميخته شد، ولی وجود اين بدعتها ومنکرات باعث نمی شودکه اصل قضيه زير سؤال برود، بلکه مولود بايد از منکرات پالايش شود، در عيد فطر و قربان هم مردم مرتکب بدعت ومنکرات می شوند.
موافقان اضافه می کنند: چه اشکالی دارد اگر از طريق سخنرانی، خواندن قصائد وأشعار، خواندن شمائل وسيره رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ در خانه يا مساجد، از ماه ميلاد پيامبر صلی الله عليه وسلم (ربيع الأول) استفاده بهينه شود، وبه عنوان ماهی برای يادآوری سيره رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وتحريک احساسات مردم برای محبت بيشتر ايشان استفاده شود. اين عمل با کدامين مقاصد شرع در تضاد است؟ اين کار مثل اينست که مثلا مدرسه ای برای تدريس هر درسی، ماه ويژه ای را برای دانش آموزان خود تعيين کند، يا مثلا در هفدهم ماه رمضان بمناسبت سالروز جنگ بدر برای مردم جنگ بدر توضيح داده شود، وسرود خوانده شود،(مطابقة الکلام لمقتضی الحال). آيا با اين کار خلاف شرعی صورت گرفته است؟
دليل سوم: درست است که بسياری از علماء بزرگ در گذشته تصريح کرده اند که برپايی جشن ميلاد پيامبر صلی الله عليه وسلم در زمان رسول الله صلی الله عليه وسلم وصحابه وتابعين وجود نداشته است، وبسياری از مخالفان مولود-مانند شيخ أبو بكر الجزائري وديگران- از أقوال اين بزرگان، به عنوان سند ودست آويزی برای تقويت نظر خود و رد مولود استفاده کرده اند، ولی با قدری دقت در اقوال اين بزرگان متوجه می شويم که منظور آنها، مخالفت با اصل مولود نيست، بلکه مخالفت آنها بيشتر با بدعتها و منکراتيست که بمرور زمان با اين جشنها آميخته شده است.
برای نمونه به نظر چند تن از آن بزرگواران که به موضع گيری قاطع در مقابل بدعت شهرت دارند، اشار ه می شود:
۱- ابن تيمية؛ أحمد بن عبد الحليم الحراني الحنبلي الدمشقي(۶۶۱-۷۲۸هـ، ۱۲۶۳-۱۳۲۸م) رحمه الله که يکی از قاطع ترين علمای عصر خود در مقابله با بدعتهاست، نظر منصفانه ای در باره ی مولود دارد، وی دركتاب ” اقتضاء الصراط المستقيم مخالفة أصحاب الجحيم” در باره ی تقسيم بندی انواع عيدها چنين می گويد:”نوع دوم روزی است که در آن حادثه ای اتفاق افتاده است،(مناسبتی دارد) ولی اين امر نه باعث می شود که در آن روز عيد گرفته شود، ونه سلف چنين کاری می کردند، مانند جشن روز هيجدهم ذی الحجة”. سپس می افزايد: ” واز اين قبيل است کارهايی که بعضی از مردم به تقليد از مسيحيان در ميلاد عيسى عليه السلام، ويا از باب محبت وبزرگداشت پيامبر صلی الله عليه وسلم اختراع کرده اند، که خداوند آنها را بخاطر اين محبت واجتهاد، اجر وپاداش می دهد، ونه به خاطر بدعتها”. سپس در ادامه می گويد:” بزرگداشت تولد پيامبر صلى الله عليه وسلم وعيد گرفتن آن، ممکن است بعضی از مردم آنرا انجام دهند، وبخاطر حسن نيت واحترام پيامبر در آن اجر بزرگی باشد، ولی برای بعضی از مردم چيزهايی نيکوست، که برای مؤمن درستکار ناشايست است.” ا.هـ ملاحظه می شود که ابن تيمية با عيد قرار دادن روز ميلاد پيامبر مخالف است، و آنرا خلاف منهج سلف می داند، ولی بطور قطعی آنرا رد نکرده است، بلکه برای فاعل آن در صورت حسن نيت اجر وثواب عظيم هم قائل شده است.
۲- ابن الحاج؛ محمد بن محمد بن محمد،أبو عبد الله العبدري المالكي الفاسی(وفات۷۳۷ هـ =۱۳۳۶م) مالکی مذهب واز معاصران ابن تيمية واز علمايی است که در کتاب معروف خود بنام “مدخل الشرع الشريف” عليه تمامی بدعتهای زمان خود اعلام جنگ نموده است، يکی از اين بدعتها، بدعت استفاده از آلات لهو ولعب در جشن مولود بود، وابن الحاج در اين کتاب آن را تقبيح می کند ومی گويد: “چه ربطی بين آلات لهو ولعب وبين تعظيم اين ماه بزرگ (ماه ربيع الأول) وجود دارد که خداوند متعال در آن با ميلاد سروَر اولين وآخرين بر ما منت نهاده است؟ پس لازم است در اين ماه بشکرانه خداوند بر اين نعمت بزرگ، عبادات وخيرات زياد شود. واگر پيامبر خدا در اين ماه بيشتر از ماههای ديگر عبادت نکرده است، بخاطر رحمت ورعايت حال امتش بوده است، چون گاهی ايشان از روی رحمت به امت، کاری را از ترس واجب شدن، ترک می کردند. آنچنانکه خداوند متعال او را توصيف می کند: (بالمؤمنين رؤوف رحيم) يعنی نسبت به مؤمنين بسيار مهربان ودلسوز است.
لکن پيامبر صلی الله عليه وسلم به فضيلت اين ماه بزرگ اشاره فرموده اند، ودر پاسخ مردی که در باره ی روزه ی روز دوشنبه از او سؤال کرد، فرمود: (ذلك يوم وُلِدتُ فيه) يعنی آن روز، روزيست که من در آن بدنيا آمده ام، لذا احترام اين روز متضمن احترام ماهی است که ايشان در آن بدنيا آمده اند. پس زيبنده است که اين ماه را احترام شايسته کنيم، وهمانطور که خداوند ماههای پرفضيلت را برتری داده است، ما هم اين ماه را بزرگ بداريم”.
سپس در باره ی نحوه ی بزرگداشت اين ماه می گويد:”پس شايسته است وقتی اين ماه بزرگ فرا رسيد، مورد بزرگداشت و احترام وتعظيم شايسته قرار گيرد، اما با پيروی از رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، چرا که پيامبر اوقات بافضيلت را به نيکوکاری وخيرات اختصاص می داد. آيا نمی بينی که امام بخاری روايت کرده است که:” كَانَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَجْوَدَ النَّاسِ بِالْخَيْرِ، وَكَانَ أَجْوَدُ مَا يَكُونُ فِي رَمَضَانَ ” يعنی: پيامبر صلی الله عليه وسلم در کار خير دست ودلبازترين مردم بود، ودر رمضان از همه ماهها دست ودلبازتر بود” پس ما هم مانند پيامبر صلی الله عليه وسلم تعظيم اوقات با فضيلت را به اندازه توان غنيمت بشمريم”.
سپس يک اشکال را مطرح می کند و به آن جواب می دهد ومی گويد:”اگر کسی بگويد: می دانيم که پيامبر صلی الله عليه وسلم در اوقات با فضيلت به اعمالی پايبندی داشته، اما در اين ماه مانند ماههای ديگر عمل خاصی را انجام نداده است؟؟!!” علت چه بوده است؟”
ابن الحاج در جواب مي گويد:”جواب اين است که علت اينکه پيامبر صلی الله عليه وسلم در اين ماه شريف بر عملی پايبندی نکرده، اين است که عادت آن بزرگوار اين بوده که می خواسته بر امتش آسان بگيرد، وبه آنها مرحمت نمايد، بويژه در مسائلی که به خودش مربوط می شود.”
ملاحظه می شود که ابن الحاج از ابن تيميه هم فراتر رفته، و نه تنها با بزرگداشت ماه ربيع الأول مخالف نيست، بلکه در چهار چوب شرع، به بزرگداشت اين ماه توصيه هم می کند، واز آن دفاع می نمايد.
۳- ابن حَجَر عَسْقلاني؛ شهاب الدين أبوالفضل أحمد بن علي العسقلاني الشافعي (۷۷۳هـ - ۸۵۲هـ، ۱۳۷۲م - ۱۴۴۸م) شهرت ابن حجر بر کسی پوشيده نيست، وی با کتاب “فتح الباري در شرح صحيح بخاري” وبسياری از کتب حديث ورجال، نام خود را در ميان علمای برجسته ی تاريخ اسلام ماندگار ساخت.
جلال الدين سيوطي(وفات ۹۱۱هـ) در كتاب “الحاوي للفتاوى” نقل می کند که از شيخ الإسلام ابن حجر در باره جشن مولود سؤال شد وايشان در جواب چنين گفتند:
((أصل مولود بدعت است، و انجام آن از هيچکدام از سلف صالح قرون سه گانه نقل نشده است، ولی با اين وجود، هم دارای محاسن وهم دارای معايب است، پس هرکسی در انجام آن بدنبال محاسن آن باشد، واز معايب آن پرهيز کند، در آنصورت بدعتی نيکوست، وإلا نه.))
ابن حجر در ادامه، اصلی را برای مولود اثبات می کند ومی گويد:” بر من آشکار گشت تا بر اساس حديثی در صحيحين مولود را براصل ثابتی تخريج کنم، وآن حديث چنين است: (قَدِمَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ الْمَدِينَةَ، فَوَجَدَ الْيَهُودَ يَصُومُونَ يَوْمَ عَاشُورَاءَ، فَسُئِلُوا عَنْ ذَلِكَ؟ فَقَالُوا: هَذَا الْيَوْمُ الَّذِي أَظْهَرَ اللَّهُ فِيهِ مُوسَى وَبَنِي إِسْرَائِيلَ عَلَى فِرْعَوْنَ، فَنَحْنُ نَصُومُهُ تَعْظِيمًا لَهُ) يعنی: رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وارد مدينه شدند، ومشاهده کردند که يهود در روز عاشوراء روزه می گيرند. در اين باره از آنها سؤال شد، گفتند: اين روزی است که خداوند موسی وبنی اسرائيل را بر فرعون پيروز گرداند، لذا ما بخاطر بزرگداشت آنروز، روزه می گيريم”. از اين حديث برداشت می شود که اگر خداوند در روز معينی نعمتی را به انسان ارزانی داشت، يا مصيبتی را دفع کرد، بايد شکر او را بجا آورد، وهر سال در همان روز آن شکر را تکرار کرد، شکر هم با عبادتهای مختلفی از قبيل سجده، روزه، صدقه، وتلاوت قرآن حاصل می شود. وچه نعمتی بزرگتر از نعمت ظهور اين پيامبر رحمت صلی الله عليه وسلم در اين روز است؟ واز اين جهت لازم است در تعيين روز دقت شود تا با داستان موسی در روز عاشوراء مطابقت داشته باشد. وکسی که باين امر توجه نکند، برايش مهم نيست که مولود را در چه روزی از ماه انجام دهد. حتی گروهی تا آنجا پيش رفته اند، که آنرا در هر روزی از روزهای سال قرار داده اند.که خود جای بحث دارد. اين از جهت اصل عمل مولود. اما کارهايی که در مولود انجام داده می شود، شايسته است منحصر به چيزهايی باشد که از آن معنای شکر فهميده شود، مانند تلاوت قرآن، دادن غذا، صدقه، خواندن مدايح نبوی، زهد تکان دهنده ی قلب، وانجام کارهای خير برای آخرت. اما کارهايی که بدنبال آن می آيد مانند سماع ولهو وغيره، پس شايسته است در باره ی آن چنين گفته شود: آنهايی که مباح هستند، بطوری که لازمه ی خوشحالی آنروزند، اشکالی ندارد، وآنهايی که حرام يا مکروه يا خلاف أولی هستند بايد از آن جلوگيری شود.” اهـ.
امام سيوطی سپس در ادامه سخنان ابن حجر می گويد: ((من هم توانسته ام بر اصل ديگری آنرا تخريج کنم: وآن حديثی است که امام بيهقی از انس بن مالک رضی الله عنه روايت کرده است، که پيامبر خدا صلى الله عليه وسلم، بعد از نبوت برای خودش عقيقه داد، در حالی که روايت شده که پدر بزرگش در روز هفتم تولدش، بجای او عقيقه داده بود، وعقيقه دو بار تکرار نمی شود)).
سپس سيوطی نتيجه گيري می کند که کاری که پيامبر صلی الله عليه وسلم انجام دادند، از باب شکر خداوند بخاطر بوجود آوردن او، وتشريع برای امتش بوده است. پس برای ما هم مستحب است برای تولد او با گردهمايی ودادن غذا وشادی کردن شکر خود را اظهار نماييم.
نتيجه گيری: پس از طرح ديدگاههای طرفين ومقايسه آنها، می توان چنين نتيجه گيری کرد که علت مخالفت گروه اول با اصل مولود، از دو حالت خارج نيست: يا آنها دايره ی بدعت را آنقدر گسترده تصور کرده اند، تا آنجا که هم عادات وهم عبادات را در زير آن گنجانده اند، ويا چنين نکرده اند، اما مولود را در دايره عبادات وارد کرده اند، ولذا حکم به بدعيَّت آن داده اند. در حالی که گروه دوم معتقد است، مولود بيشتر در زير عادات می گنجد تا عبادات، ولذا بدعت در دين بحساب نمی آيد. علاوه بر اين، گروه دوم -آنطور که امام ابن حجر فرمود- مطلقا به جواز مولود اعتقاد ندارد بلکه برای آن شروطی را گذاشته است، که با رعايت آن، مولود کاملاً پالايش می شود. اين شروط را می توان در چند بند زير خلاصه کرد:
۱- عاری از هر گونه بدعت ومنکرات گفتاری وکرداری باشد.
۲- به عنوان سنتی از سنتهای پيامبر صلی الله عليه وسلم به آن نگاه نشود.
۳- از آن به عنوان فرصتی برای معرفی سيره ی رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وياران بزرگوارش وأنجام اعمال نيک استفاده شود.
کوته سخن اينکه شايسته نيست هر چيز جديدی که در سطح فردی واجتماعی منشأ خير وبرکت است، عجولانه به آن برچسپ بدعت زد، وحکم جهنمی بودن آنرا صادر کرد، بلکه اولاً بايد نگاه کرد که آيا نصی از قرآن وسنت آنرا منع کرده است يا نه؟ وآيا در آن کار ضرری وجود دارد يا نه؟ اگر چنين نبود بر اساس اصل اباحه آنرا جايز می شماريم، زيرا مقرر شده که هرجا مصلحت باشد همانجا شرع خداست. وثانياً هنگامی که بر آن چيز جديد، نامی گذاشته شد که شبيه نام دينی وشرعی است، شايسته است به محتوای آن چيز نگاه کنيم نه به قالب آن؛ چرا که چه بسا آن نام از باب تشبيه مجازی با آن چيز داده شده است، ونه از باب معنای حقيقی.ا.هـ
وسخن آخر اينکه اين مسئله يک بحث علمی، اجتهادی واختلافی است، وهمانطور که علمای بزرگی در جبهه ی مخالف قرار دارند، علمای بزرگی هم در جبهه ی موافق قرار دارند، ودر بين علماء اين مقوله معروف است که: “لا إنكار في مسائل الخلاف” يا “لا إنكار في مسائل الاجتهاد” يعنی در مسائل اجتهادی يا خلافی انکار وجود ندارد، پس در مسائل اختلافی بين علماء شايسته نيست، که گروهی گروه ديگر را تقبيح يا تکفير کند، وعلت اينکه اختلاف بوجود آمده اينست که حيثيات وجوانب مسئله بر همگان روشن نيست، وگرنه اختلافی بوجود نمی آمد. لذا شايسته است طرفين در باره ی اين مسئله همديگر را معذور بدارند، وبا کمال سعه ی صدر همديگر را تحمل کنند.
سيد احمد هاشمی
۱/۱/۱۳۸۸

فروردین ۲م, ۱۳۸۸ at
جناب حاج آقاهاشمی السلام علیکم ورحمةالله دامةبرکاته مطلب پرمحتوای تان درموردمیلادسرورکاینات بسیارعلی وجذاب بوده وسخت نیازجوامع ودرراستای خواست ورفع عطش جوانان مسلمان است متاسفانه مسلمانان درلهیب فتائای افراط گرایی میسوزند.
بازهمباچنین مطالب ارزنده روشنگری فرمایید(جزاکم الله خیرا)
فروردین ۳م, ۱۳۸۸ at
!!!!!!!!!!!!??????????!!!!!!!!!!
خدایا تشخیص حق را از باطل برایمان میسر گردان.آمین
فروردین ۳م, ۱۳۸۸ at
جناب استاد السلام علیک!
والا من با دیدن مقاله ی شما اصلا فقط بگویم که جا خوردم!
گرچه خودم درباره ی مولود نظری مخالف با شما دارم ولی همانطور که خود در پایان نوشته تان گفته اید مساله را اجتهادی می دانم و قابل بحث و بررسی.
اما از همه چیز که بگذریم! خوش آمدید!
منتها باید عذری موجه برای این همه مدت غیبت خود ارائه دهید والا خوانندگان وبلاگتان (از طرف همه نظر دادیم رفت!) به این سادگی از کنار چند ماه غیبتتان نخواهند گذشت!
فقط خواهش می کنم بعد از این حداقل هفته ای یا دو هفته ای یا حداقل ماهی یک بار چیزی اینجا بنویسید که ما بخوانیم و چیزی یاد بگیریم.
موفق باشید
السلام علیک ورحمة الله
فروردین ۳م, ۱۳۸۸ at
سلام دوست عزیز
من چندی قبل مطلبی را تحت عنوان جواز مراسم مولودی نبی اکرم صلوات الله علیه نوشتم و تازه با مطلب شما برخورد کردم و هنوز نخواندم اما خوشحال می شوم که نظر خودتان را در مورد جواز مولودی و نیز تایید آن که در وبلاگم می باشد بدهید و انتقاد خوب و سازنده است به هر حال منتظر شما هستم
موفق باشید
فروردین ۳م, ۱۳۸۸ at
بسم الله الرحمن الرحيم
با تشکر از همه ی دوستان عزيزی که در نظرات شرکت کرده اند.
خدمت برادر عزيزم ابوعامر عرض کنم که در مورد غيبتم باعرض پوزش علتش مشغوليتهای زيادی است که در ايران دامنگيرم شده است، زمانی که وبلاگم را مرتب بروزآوری می کردم در ايران نبودم، والان هم که اين کامنت را برای شما می نويسم و وبلاگم را بروزآوری کرده ام(گوش شيطان کر)در ايران نيستم.اينجا همين که نفس کشی پيدا می کنم وبلاگ می نويسم.اينجا وقت هم نداشته باشی هر جا بروی انلاينی.
ولی برای ایران هم با کمک دوستان به فکر بروزآوری منظم وبلاگم هستم، قرار شده از دوستان کمک بگيرم. برايم دعا کنيد.
موفق ومؤيد و پيروز باشيد
فروردین ۶م, ۱۳۸۸ at
مطلب بسيار جالبي بود ولي اگر فرصت داشته باشيد مطلبي در مورد خود بدعت .چهار چوب آن و…بنويسيد بسيار متشكريم (((البته اگر اين موضوع هم برايتان مهم نبود وموضوعاتي مهمتري داريد شما بنويسيد ما راضي هستم و هميشه منتظر مطالب و نظرات حضرتعالي هستيم
فروردین ۹م, ۱۳۸۸ at
سلام عليك يا استاد
مطالب زیبایی است و دغدغه خیلی از جوامع ما و شیخ یوسف قرضاوی انجام این گونه مراسم را زیر آیه واذکروا نعمه الله علیکم جای داده است اما نکته ای که نباید از آن غافل شد این است که مشروعیت بخشیدن به این گونه مراسم یعنی مهر تأیید زدن بر جشن سالگرد و سالروز و…یکی از مشکلاتی که امروزه به کثرت در حال انجام است مراسم جشن تولد افراداست.معمولا بدعت ها در ابتدا اموری مباح بوده اند که بعد از مدتی رنگ و بوی شرعی به خود گرفته و کار به جایی رسیده که اگر کسی انجام ندهد ملامت می شود.باید این گونه مراسم بی اصل و اساس را در نطفه خفه کرد.
فروردین ۹م, ۱۳۸۸ at
به نام خدا
مطلب جالبی بود. ولی من بیشتر نظر مخالفان مولودی را قبول دارم. اگر قرار باشد به چنین رسوماتی که قطعا مربوط به فرهنگ ملت های مسلمان شده مثل ایران برمی گردد با احتیاط برخورد نکنیم معایت آنها گریبانگیر جامعه خواهد شد. برگزاری مراسم مولودی تقریبا هیچ نفع و مزیتی برای یک جامعه اسلامی به دنبال خود ندارد که لازم باشد به آن به عنوان یک پدیده نو و مفید بنگریم. ولی در عوض رشد و گسترش چنین رسوماتی در بین مسلمانان دیر یا زود موجبات فساد عقیدتی و عملی را به دنبال خود می آورد. این مجالس از لحاظ عقیدتی بابی برای شخصیت پردازی باز می کند که خود دوری از کتاب و سنت را در پی دارد و در زمینه عملی نیز با رشد و گسترش لوازم سمعی و بصری، مواردی مثل موسیقی های آنچنانی، اشعار و سخنان مبالغه آمیز، اختلاط زن و مرد و … را به دنبال می آورد. بنابراین با یک سبک و سنگین کردن مزایا و معایت چنین رسوماتی، به نظر تحریم آنها به ثواب نزدیک تر می آید.
فروردین ۹م, ۱۳۸۸ at
السلام عليكم و رحمة الله و بركاته
از بيل زني زكلنك زني و قلم زني شما تشكرها داريم اجرتان و نيز اجر ما بر الله يكتا باد. علت ناراحتي شما را از زنك تفريح نفهميديم؟ التماس دعاي خير و يك شام مفصل.
فروردین ۱۴م, ۱۳۸۸ at
السلام علیکم
امیدوارم موفق و پیروز باشید استاد گرامی
پیشنهادی دارم. به نظر می رسد در این مرحله رد “خرافات علمی” در اولویت باشد.
منظورم همان روشی است که هارون یحی در پیش گرفته است.
خیلی غم انگیز است که گروه های فشار در جهان جدید برای جا انداختن انحرافات و الحاد از علم مایه می گذارند.
نمونه اش تئوری تکامل و اصل انواع داروین است. اما چیزی که فکر می کنم خیلی غم انگیزتر است توجیه همجنس بازی (خودشان خیلی از این نام بدشان می آید و صحیح آن را همجنس گرایی می دانند!) است.
آنها برای این حتی از علم نیز استفاده برده اند (یعنی سوء استفاده)
نمونه اش این مقاله است که به نظر من شما که با انگلیسی آشنا هستید بهتر بتوانید ترجمه کنید. البته اگر وقت داشته باشید و مناسب بدانید.
به این آدرس
http://www.islamonline.net/Arabic/In_Depth/Doha_Conference/articles/۱۰.shtml
بالا هم همین آدرس را گذاشته ام.
ممنون و متشکرم استاد
السلام علیکم
فروردین ۱۴م, ۱۳۸۸ at
با عرض سلام و تبريك سال نو
بنده مخالف هر نوع مراسمي هستم كه بخواهد به صورت مداوم و ساليانه در قالب يك مراسم ديني صورت بگيرد. زيرا مراسمات در قالب ديني در طول ساليان متوالي جزئي از دين تلقي مي شوند و علاوه بر اتلاف وقت ما را در مسير خطر بدعت قرار خواهد داد. اما اگر مراسمات بصورت غير مداوم باشد براي بزرگداشت يا به صورت گنگره هاي بحث و تبادل نظر بسيار عالي است.
دعا مي كنم كه خداوند متعال به همه ي علماي تيزبين و نترس و قاطع جزاي خير دهد.
والسلام عليكم
فروردین ۱۵م, ۱۳۸۸ at
با عرض سلام خدمت دکتر هاشمی عزیز
از مطالب و نوشته های زیبایتان تشکر می کنم. برای مطالب آتی تان چند پیشنهاد دارم. فکر کنم موضوعاتی مثل ایرادات غرب از اسلام، حقوق بشر در اسلام، قوانین حد در اسلام، زن دراسلام و مانند اینها موضوعات مهمی هستند که کمتر به آنها پاسخ داده شده است. چون یکی از دغدغه های جوانان امروز همین موضوعات است که آنها را از اسلام دور یا اعتقادات آنها را بی رنگ می کند. نیاز شدیدی به روشن سازی این موضوعات در جامعه امروز وجود دارد.
جزاکم الله خیرا
فروردین ۱۶م, ۱۳۸۸ at
با سلام خدمت دكتر سيد احمد هاشمي:
بابت نوشتن اين مقاله كمال تشكر را دارم و لي اي كاش زماني كه در خور بودي بالاي منبر سخنراني مي كردي چون اون وقت همه كس بودند و به حرفات گوش مي دادند تا اينكه مقاله بنويسي
فروردین ۱۷م, ۱۳۸۸ at
در رابطه با سخنان آقای مسعود و امیر:
زنها وقتی به سخنرانی گوش میدن فقط حقوق خودشون رو درک میکنند! نه حقوق مرد رو میفهمند نه حقوق کودک پسر.
کم مونده که فمینیسم بیاد بگه چرا خدا پیامبر زن نفرستاد!
خدا به حقوق بنده هاش (مرد و زن) بهتر از خود بنده هاش آگاهه و توازن رو برقرار کرده. (تو یه آیه خوندم ولی یادم نیست چه آیه ای از چه سوره ای بود).
به امید آن روز که اسلام واقعی حکم فرما شود. و مردم مطیع آن باشند.
فروردین ۲۵م, ۱۳۸۸ at
محمد رض
تعجب ميكنم با وجود اينكه دكتر هاشمي در كمال فروتني و بدون تعصب گرايي موضوع بدعت را موشكافي كرده اند، كساني باملاك قرار
دادن راي شخصي خود ؛ گويي سعي دارند نظر
خود را به جناب ذكتر تحميل كنند!!!؟؟؟
فروردین ۲۸م, ۱۳۸۸ at
جناب دکتر هاشمی مطا لبی که در مورد بدعت نگاشته بودید بسیار جالب و روشن گر بود. امروز افراط گرایان به اصطلاح بدعت ستیز به هر عملی برچسب بدعت می زنند و سعی می کنندبسیاری از اعمال و عادات نیک را تحریم کنند گاهی احساس می کنم که این توطئه ای از سوی دشمنان اسلام برای کمرنگ کردن شعائر دین می باشد. از جمله این اعمال دعا و ذکر دسته جمعی است. در گذشته پدران ما در مسجد بیش از ما ذکر خدا می کردند به عنوان مثال در طول یک هفته حدود هزار بار ذکر لا اله الا الله پس از نمازها در مسجد می کردند.امیدوارم همان طور که شما به نماز تهجد با جماعت اهتمام می ورزید به دعا و ذکر دسته جمعی نیز اهتمام بورزید.
فروردین ۳۱م, ۱۳۸۸ at
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیکم
بنده توی هند زندگی میکنم . اینجا این مراسم از روزها قبل تبلیغ میشود و در روز یا شب مراسم انواع و اقسام مراسمات خرافاتی انجام میشود. به نظر من اگر در اسلام بدعتی وارد شود کم کم انسان را از مسیر اصلی دور میکند . امیدوارم دوستان با شدت بیشتری با خرافات مقابله کنند.این هم یک نوع خرافات است .. وبلاگ خوبی دارین. موفق باشید
السلام علیکم
اردیبهشت ۱م, ۱۳۸۸ at
با تشكر از مطلب خوبتان واقعا در دنياي امروز افراد تنگ نظري پيدا مي شوندكه به نظر من فهم صحيح از دين ندارند وبرآن مبنا حكم به بدعت خيلي از مسائل ميكنند و خيلي ها را تكفير مي نمايند به نظر من بزرگترين چيزي كه يك دعوتگر راموفق ميكند فهم صحيح از دين است.نه اينكه چند حديث وچند آيه قرآن شخص بلد است بدون اينكه معناي حقيقي آن را بداند به جوانب آن توجه كند وهر چيزي را كه در حديث يا سنت نيافت بدعت ميداند تنگ نظري اينها به حدي است كه خيلي ها غذا خوردن با قاشق را بدعت،نماز در سجاده يا جانماز را بدعت، استفاده از تسبيح و…را بدعت مي دانند. وبه جاي اينكه بيان مردم را به سوي دين دعوت كنند ميان اين عالم يا اون عالم را رد ميكنند اسلام از اين علماي كج فهم متعصب بري است به اميد اينكه خداوند به ما فهم صحيح وروشن بدهد.
اردیبهشت ۸م, ۱۳۸۸ at
سم الله الرحمن الرحیم
چالش های دعوت و دعوتگران
کاستی ها و نیاز ها
دعوت و تبلیغ توسط علما و دعوتگران، اضافه بر تکلیف دینی ، یک حق می باشد دعوتگران حق دارند دیگران را به برداشت خود از دین، دعوت نمایند. بدیهی است که دعوتگران باید با ذوق و سلیقه دین را در طبقی از اخلاص آنچنان به دیگران معرفی کنند که همگان را مقبول افتد. بدون توجه به انگیزه ی دعوتگران (که اصل آن است همه را دارای نیّتی مخلصانه بدانیم) شیوه ها و روش های دعوت متعدد و متنوعند.
در تریبون آزاد شما می توانید :
نظر خود را در مورد شیوه ها و روش های تبلیغ بیان دارید. کاستی ها و مشکلات را مشخص نموده و بهترین روش را معرفی نمایید. از تجربه های شخصی خود بنویسید. اگر از روش و اسلوب معینی خاطره ای شیرین یا تلخ دارید ذکر نمایید.
· به نظر شما مهمترین ویژگی های گفتمان معاصر در تبلیغ کدامند. مهمترین ویژگی های دعوتگران از دیدگاه شما چه می تواند باشد.طرح این موضوع فرصتی است برای پی بردن به درد ها، کاستی ها و مشکلات دعوت و دعوتگران.
حتما نظر شما می تواند برای رسیدن به دیدگاهی مناسب در مورد بهترین روش های دعوت مفید واقع گردد.http://www.tabesh.net/?artid=۶۳۵
http://www.tabesh.net/
اردیبهشت ۱۰م, ۱۳۸۸ at
سلام.
ببخشید اگه بیشتر چیزای بی ربط به پست هاتون مینویسم.
نمیدونم شما تو کلاسائی که برا دخترای خوری میزارید چی میگید. کاش اولین چیزی که به شاگرداتون یاد میدید احترام گذاشتن باشه. احترام به بزرگتر (از پدر و مادر گرفته تا عمو و خاله و دائی و عمه و..) و احترام به دیگران.
چه فایده که یک فرد دینی باشه حتی ملا و عالم و هر چی دیگه باشه ولی احترامات انسانی رو رعایت نکنه.
گرچه به نظر من اگه ایمان فرد قوی باشه خیلی واسه خیلی مسائل خدا صحیح و غلط رو به او الهام میکنه.
در مورد حقوق پدر و مادر چیزی که من از قرآن و بعضی احادیث و قوانین حاکم بر دنیا، استنباط کردم میشه گفت در حد پرستشه(بعد از خدا). این حرف من درسته؟ تو قرآن اومده که اونها رو شاکر باشیم. نعمت هائی که به اونها رسیده رو شکر کنیم. از اونها اطاعت کنیم مگر اینکه خلاف دستور خدا باشه. کوچیکترین بی احترامی به اونها نشه.
در هر صورت احترام به پدر و مادر مساله خیلی مهمیه. بیشتر برای خود فرزندان!
در مورد زنهای متاهل یه مساله مهم دیگه هم وجود داره. چونکه پیامبر پیروی از شوهر رو بر پیروی از پدر و مادر ارجحیت داده و در حدیثی هم خوندم که پیامبر به زنها گفته اگر قرار بود چیزی غیر از خدا را بپرستید میگفتم که شوهرانتان رو پرستش کنید.
منظور پیامبر از پرستش چی بوده؟
در هر صورت وقتی زن به شوهرش احترام بزاره، شوهر هم به زن احترام خواهد گذاشت. یه جمله جالب هست که میگه: مطیع مرد باشید تا او شما را بپرستد. ( كارول بیكر)
اردیبهشت ۱۷م, ۱۳۸۸ at
السلام علیکم و رحمه الله
آقای دکتر بنده مطالب شما را در مورد تاریخ ایران خواندم ومطلبی در همین مورد توی نت از استاد همایون کاتوزیان استاد دانشگاه کمبریج دیدم که دقیقا سخنان شما را تایید میکند بنده لینک مطلب را اینجا میگذارم
http://www.rfi.fr/actufa/articles/۱۱۱/article_۵۵۹۱.asp
http://www.rfi.fr/actufa/articles/۱۱۱/article_۵۶۸۳.asp
دو تا لینک را گوش کنید
تیر ۲۹م, ۱۳۸۸ at
من هم به جناب دکتر هاشمی دست مریزاد میگویم
مرداد ۶م, ۱۳۸۸ at
با سلام خدمت سید آقا هاشمی(دلسوز شهرخور)
۱))میخواستم درباره یکی از مشکلات امروز جوانان با شما در میان بگذارم
مشکل من وجوانان همشهریم که با آنها رفت و آمد داشتم ازدواج وسختگیری بیش از حد خانواده ها میباشدو با سخت گرفتن ازدواج باعث بروز افسردگی و اعمال ناشایستی همچون خودکشی میشوندودر این زمان خیلی ازجوانان رادر این وضع دیده ام برای همین از شما خواهش می کنم موضوع خطبه یکی از جمعه ها را به این بحث اختصاص بدین تا از وخیم تر شدن این قضیه جلوگیری شود
۲))**مشکل دانشجویان در امر ازدواج:کسانی که درصدد تحصیل بوده اندتا این که به کار ودرامد برسندسالیانی طول میکشد درصورتی که دراین ز مان قصد ازدواج کنند نمیتوانند به مراد خود برسند زیرا نه کار و نه پول دارند
این قضیه درسته که درس خوندن باعث پیشرفت انسان میشود امابرداشت آن زمان زیادی طول می کشد و
یکی از دلایل دیگریست که باعث افسردگی درجوانان امروزه شده است با تشکر یکی از جوانان خوری
مرداد ۱۸م, ۱۳۸۸ at
عربستان چند مسجد شیعه را تخریب کرد
عربستان یک برق یک مسجد شیعه را در حین نماز قطع کرد
وهابی ها ی عربستان مساجد سبعه را بست
وهابی ها در عراق نماز گزاران شیعی را در هنگام خروج از مسجد ترور و قتل عام کرد
وهابی ها بار دیگر در مسجد دیگر نماز گزاران را در هنگام خروج از نماز به خاک و خون کشید
×××××××××××××××××××××××××××
این توفیقات را در امر مبارزه باشرک! برای وهابی ها تبریک می گویم
مرداد ۲۸م, ۱۳۸۸ at
سلام و رحمت الهی بر تو باد.
مطلب شما را خواندم و استنباط شما مفید برای جامعه است اما سوالی دارم آیا باید در باره هر چیز جدید دچار شک شد به نظر من این مورد سبب عقب افتادگی مسلمانها می شود
و من الله التوفیق
شهریور ۶م, ۱۳۸۸ at
باسلام.از شما برای شرکت در فراخوان ختم جمعی قرآن کریم دعوت می شود .
شما می توانید با اعلام آمادگی در بخش نظرات http://dokhtekong.blogsky.com/ یا /www.kongwomen.com یک جزء از سی جزء قرآن کریم را انتخاب نمایید و پس از تایید شماره جزء انتخابی شما از سوی نگارنده در بخش نظرات وبلاگ تان،اقدام به تلاوت آن و شراکت در کسب ثواب نمائید.
رساندن این خبر به دیگر بزرگواران یعنی ترویج فرهنگ خواندن قرآن و عمل به آن… آغاز ماه پرخیر و برکت رمضان بر شما مبارک…
آبان ۱۲م, ۱۳۸۸ at
سلام برشما براردران :درخواست مي شود وبلاگ مرحوم ناصر صالحي نژاد را به لينكستانتان اضافه نماييد باشد كه صدقه اي جاريه اي براي آن مرحوم باشد.
:
عنوان لینک: ناصر صالحي نژاد قشمي (رحمه الله )
آدرس:
http://koliate-naser.blogfa.com/
شرح: مجموعه مقالات و اشعار ناصر صالحي نژاد قشمي (رحمه الله )
آبان ۱۸م, ۱۳۸۸ at
سلام دوست عزیز
باموضوع جدیدی بنام انواع علوم وسرچشمه ای آنها درمصر باستان
بروزم .امیدواریم باجضورخویش سایت مارا منور بفرمایید.
پس دوست عزیز منتظر حضورتان هستیم.
موفق باشید.
آذر ۱۷م, ۱۳۸۸ at
سلام و خسته نباشید لطفا مطالب دینی متنوع تاریخی را در سایت خود قرار دهید تاریخ اسلام و دولت های اسلامی و خلفای عباسی و اموی
با تشکر
آذر ۲۶م, ۱۳۸۸ at
السلام علیکم و رحمه الله
بسیار بسیار جالب و خواندنی بود.
امیدوارم در مسایل اختلافی بیشتر روشنگری فرمایید.
این هفته در مجتمع منتظرتان بودم که متاسفانه چشمانم به دیدارتان روشن نگشت.
به امید فردایی یهتر و با آرزوی سلامتی برای شما.
اردیبهشت ۷م, ۱۳۸۹ at
سلام جناب شيخ
عرض ارادت
مدت مديدى است كه توفيق زيارت حضرتغالى نداشته ام ولى اين دليل برا ين نشده كه بنده جنابعالى را فراموش كنم خيلى مشتاق ديدار هستم به اميد رب ان شا الله كه فرصتى دست دهد و همديكر را ملاقات نماييم مؤفق و مؤيد باشيد
محمد صادقى كله دارى
اردیبهشت ۱۳م, ۱۳۸۹ at
درود بر شما
به تازگی وبلاگی در زمینه حقوق بشر راه اندازی کرده ایم، اگر مایل به تبادل لینک هستید خبر دهید. با سپاس
اردیبهشت ۱۶م, ۱۳۸۹ at
سلام دوستان عزیز
امروزه غرب یکپارچه بر ضد حجاب اسلامی قیام نموده وظیفه ی ماست تا از حجاب اسلامی دفاع کنیم
اندیشه ی سبز با مطلب منع حجاب اسلامی تلاشی برای هویت زدایی مسلمانان بروز است. منتظر نظرات نیک شما!
یاحق
تیر ۲۱م, ۱۳۸۹ at
السلام عليكم ورحمة الله وبركاته
برادران وخواهران گرامی برای جمع و حمايت سایت و وبلاگهای اهل سنت لینکستان هدی را تأسیس کرده ایم . شما هم با فرستادن لینکهای خود و درج لینکستان هدی در سایت یا وبلاگ خود ما را مورد حمايت خود قرار دهید .
لطفا مشخص فرمایید که لینک شما را در کدام قسمت لینکستان هدی قرار دهیم .
لـیـنـک لینکستان اهل سنت هدی
www.hwdaa.blogfa.com
با تشکر مدیر لینکستان اهل سنت هدی
کـردو
kurdo۸۵.۲۰۰۶@yahoo.com
؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛
مدیر محترم اگر امکان دارد این خبر را در سایت خود درج فرمایید
شهریور ۱۰م, ۱۳۸۹ at
سلام علیکم
امیدوارم که در پناه ایمان ساق و سلامت باشید ، انشاء الله
برادران اگر امکان دارد این اطلاعیه سایت دووربین را در پایگاه خود پخش کنید، اگر لازم هم دیدی لینک پایگاه خود را به ایمیل ما ارسال فرمایید تا در لینکستان سایت درج کنیم به امید الله ، جزاک الله.
بـازگـشـت مـقـتـدرانـه سـایـت دووربـیــن در آدرس جـدیـد
مدیریت قسمت فارسی سایت دووربین
آدرس جدید سایت دووربـیــن www.dorbeen۱.com
لینک این اطلاعیه سایت دووربین : /index.php?option=com_content&view=article&id=۷۵۶:۲۰۱۰-۰۸-۳۱-۱۴-۴۹-۳۱&catid=۲۶:۲۰۱۰-۰۶-۲۰-۰۸-۳۷-۰۲&Itemid=۳۹
آبان ۱۵م, ۱۳۸۹ at
قبل از هر چیز از شما تشکر می کنم بخاطر نوشتن این مقاله و واقعا نیاز بود این موضوع مورد بررسی قرار گیرد از شما تقاضا دارم مقاله ای تحت عنوان بررسی حادثه ای ۱۱سپتامبر را هم بنویسید.
آبان ۱۵م, ۱۳۸۹ at
به امید آن روز
آذر ۱۸م, ۱۳۸۹ at
بنام خدای مهربان
سلام ای دل نوارنی خورشید، ای نگاه آبی آسمان، ای شکوه آفرینش
زنده گی جریان دارد هنوز صدای پرستو ها و وزش بادها در گوشه های شهر شنیده میشود که روح و روان ما را نوازش میکند. زنده گی اغـــــــــــــــــــــــاز دیگری است برای دویدن در سنگلاخ های روزگار در پیچ و خم ها
هر روز روزگار زنده گی را تقسیم میکند در شهر لبـــخند را تقدیم میکند. واژه های ارتبـــــــــــاطی ما محفل از صمیمت را ایجاد می نمائید تا دلها مان مملو از بوی لـــــــطف و مهربانی گردد. و این نگاه در بستر جامعه هر روز جاری می شود تا حضور پر معنای لطافت در لغت نامه ی جهان گل کند
فروردین ۳۱م, ۱۳۹۰ at
السلام علیکم ورحمه الله
برادرعزیز تا جایی که بنده دیدم امروزه اکثریت مردم وهمچنین علما این جشن رو به عنوان یک عبادت انجام میدهند درضمن این جشن تولد نوعی تشبیه به کفاراست که انان هم جشن میلاد مسیح ودیگرجشن ها رو می گیرندایا بهترنیست ان چه را که الله ورسولش درقالب قران وسنت به ما داده اند بگیریم وخودسر عمل نکرده وچیزی را چه دینی وچه غیران به عنوان راه نزدیکی به خدا برای خوددرست نکنیم وهربار هزاران دلیل شبه بنی اسرائیلی برای درستی کارخود بیاوریم درحالی که اگربه قران وسنت نظری با انصاف بکنیم می بینیم که برگزاری چنین جشن هایی هیچ سودی به دین ودنیای ما ندارد وتنها باعث دوری ما ازقران وسنت وشیوه زندگی سلف صالح می شود.به جا است به جای تبلیغ چنین بدعتهایی بیاییم وبه قران وسنت چنگ بزنیم که تنها کانال امن برای رسیدن به جنه الله تعالی است .
وعلیکم السلام ورحمه الله
مهر ۷م, ۱۳۹۰ at
با عرض سلام وخسته نباشید
به نظر علمای بزرگ اسلام همانگونه که در کتابهایشان امده است مولودی در حقیقت یکی از مجالسی است که مخالفتی با اصل شریعت ندارد و اینکه بعضی از اقایان این مجلس مبارک را شرک وبدعت می دانند و می گویند مجالسی که در کشور های اروپا برگزار می شود هزاران مرتبه از مجالس مولودی بهتر است… خداوند همه ما را به حق و حقیقت راهنمایی کند.