<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><!-- generator="wordpress/2.1.3" -->
<rss version="2.0" 
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/">
<channel>
	<title>Comments on: زن وشوهر لباس همديگرند</title>
	<link>http://khour.ir/kankash/archives/44</link>
	<description></description>
	<pubDate>Sun, 05 Feb 2012 06:52:32 +0000</pubDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.1.3</generator>

	<item>
		<title>By: عثمان قانع</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-376</link>
		<author>عثمان قانع</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-376</guid>
					<description>از مقاله اتان تشکر می کنم.
موفق باشید</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>از مقاله اتان تشکر می کنم.<br />
موفق باشید</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: یونس</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-377</link>
		<author>یونس</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-377</guid>
					<description>با سلام
از مقاله ی زیبا و مفیدتان کمال استفاده را بردم.
موفق و موئد باشید.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام<br />
از مقاله ی زیبا و مفیدتان کمال استفاده را بردم.<br />
موفق و موئد باشید.</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: شهرام</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-378</link>
		<author>شهرام</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-378</guid>
					<description>سلام...آقای دکتر خسته نباشید؛
------------------------------------------------------------
مطلب را خوندم .... تفسیر جالبی بود...
ولی خب...!
کاش آیه(دقیق یادم نیست: الرجال قوامون علی النسا...)
در مورد برتری مرد نسبت به زن...
که خیلی ها را به تفاسیر اشتباه انداخته را هم توضیح می دادید...
چون من با تفسیر و تعبیر شما از این آیه موافقم ،
ولی وقتی می بینم بعضی ها با نادیده گرفتن این آیه ، کمی غیر منصفانه آنقدر مرد را بر زن برتر میدانند که گویی زن باید حتماَ موجودی فرمانبردار مطلق باشد ...
خیلی آزار دهنده است...

احتمالاَ منظورم را متوجه شده اید...
ممنون میشوم حال که این بحث را باز نموده اید در مورد اون آیه نیز تفاسیر شیوای خود را بیان بفرمایید...

تا به خاطر بعضی از بی سوادان این همه چوب ظلم به جامعه زنان را نخوریم...
کما اینکه در بسیاری از جوامع اسلامی متاسفانه این چنین است(مثلاَ همین که در بسیاری از کشورهای عربی به اصطلاح اسلامی زنها به خاطر کم کاری های بعضی از علمای جامعه نشناس و کوته فکر به وضعیتی عجیب دچارند:
- ممنوع بودن رانندگی زن
- ممنوع بودن کار در خارج از خانه زن
- ممنوع بودن حق شرکت در انتخابات سیاسی و اجتماعی
- و...)

به هیچ وجه برایم قابل تصور نیست که جامعه در عمل دموکراسی وار زمان پیامبر خوب و صحابه گرامی مان و نقش روشن زنان آن جامعه را با امروز ِ بیشتر کشورهای اسلامی مقایسه کنم...
مگر چه بر سر اسلام آمده که مسلمان ها این چنین شده اند...
تا کی باید بشنویم مشکل از اسلام نیست از مسلمانی ماست...
آخه کی باید با اطمینان بتوانیم الگوهای موفق را مثال بزنیم...
کی باید به تعداد بیشتر از انگشتان دست " مسلمان" بشناسیم...
کی باید حداقل به تعداد انگشتان یک دست نمونه ای از
" حکومت اسلامی" را ببینیم...
...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام&#8230;آقای دکتر خسته نباشید؛<br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;<br />
مطلب را خوندم &#8230;. تفسیر جالبی بود&#8230;<br />
ولی خب&#8230;!<br />
کاش آیه(دقیق یادم نیست: الرجال قوامون علی النسا&#8230;)<br />
در مورد برتری مرد نسبت به زن&#8230;<br />
که خیلی ها را به تفاسیر اشتباه انداخته را هم توضیح می دادید&#8230;<br />
چون من با تفسیر و تعبیر شما از این آیه موافقم ،<br />
ولی وقتی می بینم بعضی ها با نادیده گرفتن این آیه ، کمی غیر منصفانه آنقدر مرد را بر زن برتر میدانند که گویی زن باید حتماَ موجودی فرمانبردار مطلق باشد &#8230;<br />
خیلی آزار دهنده است&#8230;</p>
<p>احتمالاَ منظورم را متوجه شده اید&#8230;<br />
ممنون میشوم حال که این بحث را باز نموده اید در مورد اون آیه نیز تفاسیر شیوای خود را بیان بفرمایید&#8230;</p>
<p>تا به خاطر بعضی از بی سوادان این همه چوب ظلم به جامعه زنان را نخوریم&#8230;<br />
کما اینکه در بسیاری از جوامع اسلامی متاسفانه این چنین است(مثلاَ همین که در بسیاری از کشورهای عربی به اصطلاح اسلامی زنها به خاطر کم کاری های بعضی از علمای جامعه نشناس و کوته فکر به وضعیتی عجیب دچارند:<br />
- ممنوع بودن رانندگی زن<br />
- ممنوع بودن کار در خارج از خانه زن<br />
- ممنوع بودن حق شرکت در انتخابات سیاسی و اجتماعی<br />
- و&#8230;)</p>
<p>به هیچ وجه برایم قابل تصور نیست که جامعه در عمل دموکراسی وار زمان پیامبر خوب و صحابه گرامی مان و نقش روشن زنان آن جامعه را با امروز ِ بیشتر کشورهای اسلامی مقایسه کنم&#8230;<br />
مگر چه بر سر اسلام آمده که مسلمان ها این چنین شده اند&#8230;<br />
تا کی باید بشنویم مشکل از اسلام نیست از مسلمانی ماست&#8230;<br />
آخه کی باید با اطمینان بتوانیم الگوهای موفق را مثال بزنیم&#8230;<br />
کی باید به تعداد بیشتر از انگشتان دست &#8221; مسلمان&#8221; بشناسیم&#8230;<br />
کی باید حداقل به تعداد انگشتان یک دست نمونه ای از<br />
&#8221; حکومت اسلامی&#8221; را ببینیم&#8230;<br />
&#8230;</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: شهرام</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-379</link>
		<author>شهرام</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-379</guid>
					<description>شاید مطرح کردن این همه موضوع کلی در اینجا کار صحیحی نباشد...
ولی این ها را عرض کردم ... شاید شما که دغدغه دین را دارید و در پی "باسواد شدن" هستید ... حداقل در مقام خویش بتوانید الگویی مناسب برای ما باشید...
یا حداقل الگوهایی مناسب را برای ما مطرح کنید و یا با قلم خویش به آینده مسلمان ها !! امیدوارمان کنید...
چون نگاه به حال دین داران(فرقی ندارد کدام دین: مسیح ، یهود،اسلام و ...) کمی آدم را دچار یاس میکند ...

و این شک را به وجود می آورد که حال که با این همه دلایل ما پذیرفته ایم اسلام دین کاملی است چرا این دین کامل در تربیت نسل کامل ... یا در نسلی در - حد کامل - این گونه ناموفق نشان دهد...
الان بیش از 1400 سال از دوران طلایی اسلام گذشته است و ما دیگر شاهد آن دوران طلایی نیستیم...
واقعآ چرا...؟
آیا اسلام یک تئوری خوب و کامل است و یک برنامه کاربردی خوب نمیتواند باشد...
چرا وقتی یک غیر مسلمان از من میپرسد شما که ادعای شمولیت و کامل بودن دین تان را دارید هیچ وقت در عمل نتوانسته اید امتی برتر شوید(زیاد بر گذشته تکیه نکنید به اون 30 -40 سال اولیه ... چون بجز دستیابی به یک تئوری نمیتواند نیازی دیگری را برطرف کند)
-----------
اینها فقط چند تا سوال بود...
برایم در مورد کامل بودن تئوری اسلام هیچ دلیلی نیاورید...چون به آن اعتقاد دارم...
فقط اگر ممکنه کمی به کاربردی بودن اسلام بپردازید... بخصوص در مبحث حکومتی... و رفتارهای اجتماعی مسلمان ها ...
در یک کلام ما کی اسلام ناب را در جامعه خواهیم دید ...
آیا انتظار این چنین جامعه ای " انتظاری ایده آل " است...
یا می توان به انتظار آن نشست ... آیا با این وضعیت دنیا میشه انتظار جبران این عقب موندگی ها را کرد...
چه دلیلی وجود داره که بتوان یه روزی این چنین انتظاری را جامعه عمل پوشاند...
امیدوارم در مباحث بعدی که انشالله به آن خواهید پرداخت کمی به عرایضم توجه کنید ...
خواشاً برای من جوابی در مقابل آن دوست غیر مسلمانم بیابید...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>شاید مطرح کردن این همه موضوع کلی در اینجا کار صحیحی نباشد&#8230;<br />
ولی این ها را عرض کردم &#8230; شاید شما که دغدغه دین را دارید و در پی &#8220;باسواد شدن&#8221; هستید &#8230; حداقل در مقام خویش بتوانید الگویی مناسب برای ما باشید&#8230;<br />
یا حداقل الگوهایی مناسب را برای ما مطرح کنید و یا با قلم خویش به آینده مسلمان ها !! امیدوارمان کنید&#8230;<br />
چون نگاه به حال دین داران(فرقی ندارد کدام دین: مسیح ، یهود،اسلام و &#8230;) کمی آدم را دچار یاس میکند &#8230;</p>
<p>و این شک را به وجود می آورد که حال که با این همه دلایل ما پذیرفته ایم اسلام دین کاملی است چرا این دین کامل در تربیت نسل کامل &#8230; یا در نسلی در - حد کامل - این گونه ناموفق نشان دهد&#8230;<br />
الان بیش از ۱۴۰۰ سال از دوران طلایی اسلام گذشته است و ما دیگر شاهد آن دوران طلایی نیستیم&#8230;<br />
واقعآ چرا&#8230;؟<br />
آیا اسلام یک تئوری خوب و کامل است و یک برنامه کاربردی خوب نمیتواند باشد&#8230;<br />
چرا وقتی یک غیر مسلمان از من میپرسد شما که ادعای شمولیت و کامل بودن دین تان را دارید هیچ وقت در عمل نتوانسته اید امتی برتر شوید(زیاد بر گذشته تکیه نکنید به اون ۳۰ -۴۰ سال اولیه &#8230; چون بجز دستیابی به یک تئوری نمیتواند نیازی دیگری را برطرف کند)<br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8211;<br />
اینها فقط چند تا سوال بود&#8230;<br />
برایم در مورد کامل بودن تئوری اسلام هیچ دلیلی نیاورید&#8230;چون به آن اعتقاد دارم&#8230;<br />
فقط اگر ممکنه کمی به کاربردی بودن اسلام بپردازید&#8230; بخصوص در مبحث حکومتی&#8230; و رفتارهای اجتماعی مسلمان ها &#8230;<br />
در یک کلام ما کی اسلام ناب را در جامعه خواهیم دید &#8230;<br />
آیا انتظار این چنین جامعه ای &#8221; انتظاری ایده آل &#8221; است&#8230;<br />
یا می توان به انتظار آن نشست &#8230; آیا با این وضعیت دنیا میشه انتظار جبران این عقب موندگی ها را کرد&#8230;<br />
چه دلیلی وجود داره که بتوان یه روزی این چنین انتظاری را جامعه عمل پوشاند&#8230;<br />
امیدوارم در مباحث بعدی که انشالله به آن خواهید پرداخت کمی به عرایضم توجه کنید &#8230;<br />
خواشاً برای من جوابی در مقابل آن دوست غیر مسلمانم بیابید&#8230;</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: شهرام</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-380</link>
		<author>شهرام</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-380</guid>
					<description>و در آخر عرض کنم خواهشاً این چنین پاسخی به من ندهید:

روزی در مجلس علمای دینی بحث شد که اگر " نفت " را از کشورهای عربی بگیریم ....اونها نمیتوانند زندگی شان را بچرخانند...
چون هیچ صنعت وطنی ای ندارند و افرادی که بخواهند این صنعت را اداره کنند را تربیت نکرده اند...
عزیزی پاسخ داد که اصلاً این گونه نیست : این قضیه تمام شدن نفت یک نظریه است و اثبات نشده است...
راستش ... اگر این چنین پاسخی را نشونم بهتر است ... تا اینکه ما بیاییم کمبود ها و ضعف هایمان را این گونه بپوشاینم... این نمونه ای بود از ده ها پاسخی که از بعضی از علمای دینی گرفته ام(علمایی که من و امثال من به آنها دسترسی داریم)

موفق و موید باشید .... در پناه حق</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>و در آخر عرض کنم خواهشاً این چنین پاسخی به من ندهید:</p>
<p>روزی در مجلس علمای دینی بحث شد که اگر &#8221; نفت &#8221; را از کشورهای عربی بگیریم &#8230;.اونها نمیتوانند زندگی شان را بچرخانند&#8230;<br />
چون هیچ صنعت وطنی ای ندارند و افرادی که بخواهند این صنعت را اداره کنند را تربیت نکرده اند&#8230;<br />
عزیزی پاسخ داد که اصلاً این گونه نیست : این قضیه تمام شدن نفت یک نظریه است و اثبات نشده است&#8230;<br />
راستش &#8230; اگر این چنین پاسخی را نشونم بهتر است &#8230; تا اینکه ما بیاییم کمبود ها و ضعف هایمان را این گونه بپوشاینم&#8230; این نمونه ای بود از ده ها پاسخی که از بعضی از علمای دینی گرفته ام(علمایی که من و امثال من به آنها دسترسی داریم)</p>
<p>موفق و موید باشید &#8230;. در پناه حق</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: م. نظری</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-381</link>
		<author>م. نظری</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-381</guid>
					<description>السلام علیکم و رحمة الله آقای هاشمی با تشکر از مقاله ی خوب و زیبایتان بنده سوالات شرعی دیگری را به پست الکترونیکی شما ارسال نمودم که منتظر رهنمودهایتان هستم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>السلام علیکم و رحمة الله آقای هاشمی با تشکر از مقاله ی خوب و زیبایتان بنده سوالات شرعی دیگری را به پست الکترونیکی شما ارسال نمودم که منتظر رهنمودهایتان هستم.</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: سیداحمد هاشمی</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-382</link>
		<author>سیداحمد هاشمی</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-382</guid>
					<description>از دوستان عزیز آقایان قانع بخاطر اظهار لطفشان تشکر می کنم.
خدمت شهرام عزیز عرض سلام دارم وظهور ایشان راپس از یک غیبت طولانی خوش آمد می گویم، در مورد پیشنهاداتان عرض کنم که همه آنها متین ومنطقی هستند، در مورد قوامت مرد بر زن به مواردی در پست (نقش زنان از مادری تا اشتغال) پرداخته ام، اما کافی نیست، ان شا الله سعی خواهم کرد در پستهای بعدی به آن بپردازم.
در مورد عقب ماندگی مسلمانان که مطرح فرموده بوديد، مقاله ای دارم، که البته آنرا به عربی نگاشته ام، به عنوان:«مستقبلنا؛ هل إلی تقدم أم إلی تقهقر؟»وآنرا در کنکاش عربی قرار داه ام،اين مقاله تقريبا جوابیست به همه آن سؤالاتی که شما پرسیده بوديد.اگر خداوند توفیق بدهد در آینده آنرا به فارسی ترجمه خواهم کرد، و در این پست قرار خواهم داد.
بهر حال از نظرات و پیشنهاداتتان بسیار بسیار سپاسگذارم.
منتظر حضور سبز شما در دفعات آینده هستم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>از دوستان عزیز آقایان قانع بخاطر اظهار لطفشان تشکر می کنم.<br />
خدمت شهرام عزیز عرض سلام دارم وظهور ایشان راپس از یک غیبت طولانی خوش آمد می گویم، در مورد پیشنهاداتان عرض کنم که همه آنها متین ومنطقی هستند، در مورد قوامت مرد بر زن به مواردی در پست (نقش زنان از مادری تا اشتغال) پرداخته ام، اما کافی نیست، ان شا الله سعی خواهم کرد در پستهای بعدی به آن بپردازم.<br />
در مورد عقب ماندگی مسلمانان که مطرح فرموده بوديد، مقاله ای دارم، که البته آنرا به عربی نگاشته ام، به عنوان:«مستقبلنا؛ هل إلی تقدم أم إلی تقهقر؟»وآنرا در کنکاش عربی قرار داه ام،اين مقاله تقريبا جوابیست به همه آن سؤالاتی که شما پرسیده بوديد.اگر خداوند توفیق بدهد در آینده آنرا به فارسی ترجمه خواهم کرد، و در این پست قرار خواهم داد.<br />
بهر حال از نظرات و پیشنهاداتتان بسیار بسیار سپاسگذارم.<br />
منتظر حضور سبز شما در دفعات آینده هستم.</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: زمان پور</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-383</link>
		<author>زمان پور</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-383</guid>
					<description>ای کاش به مناسبت عید نوروز مقاله ای دراین باره نوشته بودید استاد شهید ضیایی دراین باره یک سخنرانی مفصل دارند.ای کاش شما گفته بودید قرآن را از سفره ی هفت سین بردارند وبه جای آن اوستا بزارند.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ای کاش به مناسبت عید نوروز مقاله ای دراین باره نوشته بودید استاد شهید ضیایی دراین باره یک سخنرانی مفصل دارند.ای کاش شما گفته بودید قرآن را از سفره ی هفت سین بردارند وبه جای آن اوستا بزارند.</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: لینک باکس سنی</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-384</link>
		<author>لینک باکس سنی</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-384</guid>
					<description>با سلام خسته نباشید
شما را در لینک باکس سنی لینک کردیم
اگر موافق به تبادل لینک با وبلاگ مناظره هستید خبر دهید تا شما را در انجا هم لینک کنیم
http://monazere.mihanblog.com</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام خسته نباشید<br />
شما را در لینک باکس سنی لینک کردیم<br />
اگر موافق به تبادل لینک با وبلاگ مناظره هستید خبر دهید تا شما را در انجا هم لینک کنیم<br />
<a href="http://monazere.mihanblog.com" rel="nofollow">http://monazere.mihanblog.com</a></p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: رضا فتحی</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-385</link>
		<author>رضا فتحی</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-385</guid>
					<description>با عرض تشکر از دکتر هاشمی به خاطر مقاله زیباشان خواهشمند است به این دانشجویان بی سواد جامعه نشناس و بیفکراجازه ی توهین به بزرگان و علما را ندهید چرا که آن بزرگان مجتهد با توجه به شرایط و بنابر مصالح جامعه خودشان این اجتهادها را انجام داده اند و با این حرف ها (( ی پوچ و توخالی )) به بسیاری از علمای سرشناس توهین نکنند چرا که پیامبر خوبمان می فرماید : هنگامی که مجتهدی اجتهاد کند اگر خطا کند یک اجر و اگر درست بگوید دارای دو اجر می شود.سید جان متاسفانه در خور دین کاملا مظلوم واقع شده است و اظهار نظرها فراوان ...!!!
سید جان اظهار نظر در مورد دین را به اهل تخصص واگذار کنیم.
قربانت رضا</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با عرض تشکر از دکتر هاشمی به خاطر مقاله زیباشان خواهشمند است به این دانشجویان بی سواد جامعه نشناس و بیفکراجازه ی توهین به بزرگان و علما را ندهید چرا که آن بزرگان مجتهد با توجه به شرایط و بنابر مصالح جامعه خودشان این اجتهادها را انجام داده اند و با این حرف ها (( ی پوچ و توخالی )) به بسیاری از علمای سرشناس توهین نکنند چرا که پیامبر خوبمان می فرماید : هنگامی که مجتهدی اجتهاد کند اگر خطا کند یک اجر و اگر درست بگوید دارای دو اجر می شود.سید جان متاسفانه در خور دین کاملا مظلوم واقع شده است و اظهار نظرها فراوان &#8230;!!!<br />
سید جان اظهار نظر در مورد دین را به اهل تخصص واگذار کنیم.<br />
قربانت رضا</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: محمد نظری</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-386</link>
		<author>محمد نظری</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-386</guid>
					<description>السلام علیکم. چه وضعی است آقای هاشمی عزیز چرا مجال را بر توهین کنندگانی که از حرف حرف سخنانشان چرکاب غرور علم زدگی میریزد وسیع می کنیدو توهین را متانت مینامید.کسی حق توهین ندارد. اگر برای مثال بعضی از علمای بزرگ عربستان وجاهای دیگر بنابر شرایط جامعه ی خویش فتوا به عدم جواز رانندگی زنان و عدم جواز مشارکت آنان در انتخابات و تولی مناصب می دهند این اجتهاد خودشان است و بنابر شرایط آن جامعه . مگر نه این است که :«ليس من يده في النار کمن يده في الماء» مگر نه این است هر مجتهدی ماجور است و هیچکس حق توهین و بی سواد و کوته فکر قلمداد کردن آنها را ندارد؟ «ما لکم کیف تحکمون؟؟»</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>السلام علیکم. چه وضعی است آقای هاشمی عزیز چرا مجال را بر توهین کنندگانی که از حرف حرف سخنانشان چرکاب غرور علم زدگی میریزد وسیع می کنیدو توهین را متانت مینامید.کسی حق توهین ندارد. اگر برای مثال بعضی از علمای بزرگ عربستان وجاهای دیگر بنابر شرایط جامعه ی خویش فتوا به عدم جواز رانندگی زنان و عدم جواز مشارکت آنان در انتخابات و تولی مناصب می دهند این اجتهاد خودشان است و بنابر شرایط آن جامعه . مگر نه این است که :«ليس من يده في النار کمن يده في الماء» مگر نه این است هر مجتهدی ماجور است و هیچکس حق توهین و بی سواد و کوته فکر قلمداد کردن آنها را ندارد؟ «ما لکم کیف تحکمون؟؟»</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: سیداحمد هاشمی</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-387</link>
		<author>سیداحمد هاشمی</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-387</guid>
					<description>خدمت دوستان عزیز آقایان رضا فتحی ومحمد نظری حفظهما الله
در ابتدا غیرت دینی وایمانی شما را تحسین می کنم، ولی لازم می دانم یک نکته را به شما یادآور شوم، وآن این است که می فرمایید آقا شهرام به علماء توهین کرده اند! حرف شما هم متین، ولی شما یک بار متن نظر خودتان را مرور کنید، فکر نمی کنید که خودتان هم متقابلا به ايشان توهین کرده اید؟ رضا ومحمد عزیز! شما از بنده انتظار داشتید، من هم به همانصورت با ایشان برخورد می کردم؟
من هم قبول دارم که در خور دین کاملا مظلوم واقع شده است، ولی وظبفه ما چیست؟وظبفه ما اهل دین این است که دل جوانان ودانشجویانمان که به هر دلیلی از دین و یا دینداران گریزان شده اند، بدست بیاوریم، چرا که آنها نمود دين را در ما دینداران می بینند. آنها عضوی از پیکر ما هستند، فکر نمی کنید این روش آنها را دین گریزان تر می کند؟
یکی از پیامهای زیبای این دین بزرگ این است که: وَلا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ (فصلت: ٣٤)‏
گمان نمی کنم نیاز باشد برای شما دو بزرگوار بیش از این سخنرانی کنم، چون شما این قضایا را بهتر از من می دانید.
خدمت محمد عزیز هم عرض کنم که اگر دقت کنید، بنده نگفته بودم، همه نظرات آقا شهرام متین است، به ایشان گفته بودم، پیشنهادات شما متین است، واگر شما پیشنهادات ایشان را مرور کنید، گمان می کنم با من هم نظر خواهید شد.
مرا بخاطر جسارتم ببخشید
موفق ومؤید باشید.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خدمت دوستان عزیز آقایان رضا فتحی ومحمد نظری حفظهما الله<br />
در ابتدا غیرت دینی وایمانی شما را تحسین می کنم، ولی لازم می دانم یک نکته را به شما یادآور شوم، وآن این است که می فرمایید آقا شهرام به علماء توهین کرده اند! حرف شما هم متین، ولی شما یک بار متن نظر خودتان را مرور کنید، فکر نمی کنید که خودتان هم متقابلا به ايشان توهین کرده اید؟ رضا ومحمد عزیز! شما از بنده انتظار داشتید، من هم به همانصورت با ایشان برخورد می کردم؟<br />
من هم قبول دارم که در خور دین کاملا مظلوم واقع شده است، ولی وظبفه ما چیست؟وظبفه ما اهل دین این است که دل جوانان ودانشجویانمان که به هر دلیلی از دین و یا دینداران گریزان شده اند، بدست بیاوریم، چرا که آنها نمود دين را در ما دینداران می بینند. آنها عضوی از پیکر ما هستند، فکر نمی کنید این روش آنها را دین گریزان تر می کند؟<br />
یکی از پیامهای زیبای این دین بزرگ این است که: وَلا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ (فصلت: ٣٤)‏<br />
گمان نمی کنم نیاز باشد برای شما دو بزرگوار بیش از این سخنرانی کنم، چون شما این قضایا را بهتر از من می دانید.<br />
خدمت محمد عزیز هم عرض کنم که اگر دقت کنید، بنده نگفته بودم، همه نظرات آقا شهرام متین است، به ایشان گفته بودم، پیشنهادات شما متین است، واگر شما پیشنهادات ایشان را مرور کنید، گمان می کنم با من هم نظر خواهید شد.<br />
مرا بخاطر جسارتم ببخشید<br />
موفق ومؤید باشید.</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: شهرام</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-388</link>
		<author>شهرام</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-388</guid>
					<description>با سلام مجدد،اول از همه به خاطر پاسخ هایتان تشکر میکنم...
ولی سوالی برایم پیش آمد ، آن هم اینکه چرا آنان که منادی دین و به قولی دین دارند ، تحمل شنیدن سوالات دیگران را ندارند و این قدر زود از کوره در میروند...
واقعاَ برایم جالب بود...!!
----------------------------------------
در ضمن خدمت تان عرض کنم ، من همچنان که در نظرم ذکر کرده بودم ، گفته بودم از شما میخواهم برایم پاسخی در برابر دوست غیر مسلمانم بیابید...
واقعاَ که به صورتی کاملاَ عجیب نظراتم را قیچی شده مطالعه فرموده اید... لطفاَ بار دیگر با سعه صدر بیشتر بخوانید...
----------------------------------------
بعد هم اینکه سید جان، من نه از دین برگشته ام و نه از علمای دینی ناراحتم ...البته عرض کردم ... علما....نه ...
بعد اینکه پیشنهاد میکنم مقاله ای تحت عنوان
" ظرفیت شنیدن نظرات دیگران طبق موازین اسلامی "
برایمان با آن قلم شیوایتان بنویسید...ممنون
------------------------------------------------------------
بی صبرانه منتظر ترجمه مقاله ای که فرموده اید هستم....شاید پاسخ سوالهایم را گرفتم...
-----------------------------------------------------------------
بعد در مورد لطف دوستان که بنده را بسیار مورد عنایت قرار دادند... خواستم با رعایت اصل ادب و احترامی که نسبت به ایشان دارم عرض کنم : شما که انسانهای فهیم و جامعه شناس و باسوادی هستین ، خواهشاَ به جای اهانت و عصبانی شدن در مقابل سوالات یک غیر مسلمان ، با دلایل منطقی و همان سواد مثال زدنی به ارشاد و راهنمایی گمراهان و مرتدان از دین بپردازید ... شاید هدایت شدند... من هم اگه این سوالات را از میان این همه وبلاگ و سایت دینی در اینجا پرسیده ام ... فقط به خاطر سعه صدر و سواد جناب دکتر بود که در اینجا آنها را مطرح کرده ام... وگرنه هرگز این جور سوالها و صراحت گفته ها را در جایی دیگر مطرح نمیکنم ... چون تا ظرفیت طرفم را ندانم با ایشان بحث نمیکنم...
با تشکر</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام مجدد،اول از همه به خاطر پاسخ هایتان تشکر میکنم&#8230;<br />
ولی سوالی برایم پیش آمد ، آن هم اینکه چرا آنان که منادی دین و به قولی دین دارند ، تحمل شنیدن سوالات دیگران را ندارند و این قدر زود از کوره در میروند&#8230;<br />
واقعاَ برایم جالب بود&#8230;!!<br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-<br />
در ضمن خدمت تان عرض کنم ، من همچنان که در نظرم ذکر کرده بودم ، گفته بودم از شما میخواهم برایم پاسخی در برابر دوست غیر مسلمانم بیابید&#8230;<br />
واقعاَ که به صورتی کاملاَ عجیب نظراتم را قیچی شده مطالعه فرموده اید&#8230; لطفاَ بار دیگر با سعه صدر بیشتر بخوانید&#8230;<br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-<br />
بعد هم اینکه سید جان، من نه از دین برگشته ام و نه از علمای دینی ناراحتم &#8230;البته عرض کردم &#8230; علما&#8230;.نه &#8230;<br />
بعد اینکه پیشنهاد میکنم مقاله ای تحت عنوان<br />
&#8221; ظرفیت شنیدن نظرات دیگران طبق موازین اسلامی &#8221;<br />
برایمان با آن قلم شیوایتان بنویسید&#8230;ممنون<br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;<br />
بی صبرانه منتظر ترجمه مقاله ای که فرموده اید هستم&#8230;.شاید پاسخ سوالهایم را گرفتم&#8230;<br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8211;<br />
بعد در مورد لطف دوستان که بنده را بسیار مورد عنایت قرار دادند&#8230; خواستم با رعایت اصل ادب و احترامی که نسبت به ایشان دارم عرض کنم : شما که انسانهای فهیم و جامعه شناس و باسوادی هستین ، خواهشاَ به جای اهانت و عصبانی شدن در مقابل سوالات یک غیر مسلمان ، با دلایل منطقی و همان سواد مثال زدنی به ارشاد و راهنمایی گمراهان و مرتدان از دین بپردازید &#8230; شاید هدایت شدند&#8230; من هم اگه این سوالات را از میان این همه وبلاگ و سایت دینی در اینجا پرسیده ام &#8230; فقط به خاطر سعه صدر و سواد جناب دکتر بود که در اینجا آنها را مطرح کرده ام&#8230; وگرنه هرگز این جور سوالها و صراحت گفته ها را در جایی دیگر مطرح نمیکنم &#8230; چون تا ظرفیت طرفم را ندانم با ایشان بحث نمیکنم&#8230;<br />
با تشکر</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: شهرام</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-389</link>
		<author>شهرام</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-389</guid>
					<description>در ادامه عرض کنم :
بار دیگر پاسخ دوستان را مطالعه کردم،این حرفهایشان برایم بسیار جالب بود:
"به این دانشجویان بی سواد جامعه نشناس و بیفکر اجازه ی توهین به بزرگان و علما را ندهید"

"چرا مجال را بر توهین کنندگانی که از حرف حرف سخنانشان چرکاب غرور علم زدگی میریزد وسیع می کنیدو توهین را متانت مینامید"

"هیچکس حق توهین و بی سواد و کوته فکر قلمداد کردن آنها (علما) را ندارد؟"
---------------------------------------------
خواستم بپرسم آیا سوال کردن در مورد فتوای علما ... که ممکن است برای خیلی ها تفهیم نشده باشد و نیاز به توضیح دارد ، از نظر شما توهین محسوب میشود...؟ آن هم با قید کلمه "بعضی" از علما...

بالفرض مثال اگه یک نفر به شما بگوید دینتان به درد جامعه امروز نمیخورد ، شما او را مرتد و از دین برگشته می دانید یا با دلایل منطقی و سعه صدر و همان عطوفت پیامبر گونه با آنها برخورد میکنید...تا شاید رستگار شود...

راستش من هنوز منظور دوستان از عبارت چرکاب غرور علم زدگی را نفهیمده ام ...
خواستم عرض کنم من که هیچ ، چون هیچ دلهره ای از دینم ندارم ولی به این دوستان عرض کنم این راه برخورد با کسی که سوالی دارد نیست...
آخه اگه میخواهید با این منطق به برخورد با دیگران بپردازید ... خواهشاَ یکی بار دیگر اخلاقیات و رفتار پیامبرمان با دیگران و مشرکان و کافران و اهل کتاب را مطالعه کنید... شاید...شاید...شاید...در برخوردتان با کسان دیگر که شاید ... شاید...شاید سوالتشان را از شما پرسیدند ، خدای ناکرده با این اخلاق موجب از دین برگشتگی آنها نشوید...
---------------------------------------------------
در ضمن خدمتتان عرض کنم این سوال ها و جواب را دوست غیر مسلمان من هم دارند مطالعه میکنند.... خواهشاَ روسفیدمان کنید...
با عرض معذرت " اگر "حرفهایم توهین به "حساب" آمده است ... ولی مطمئن باشید من به این شعرمعلم اخلاق جناب سعدی رحمه الله علیه اعتقاد دارم:

در پیشگاه اهل خرد نیست محترم
هر آنکو نام بزرگان به زشتی برد

ممنون...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>در ادامه عرض کنم :<br />
بار دیگر پاسخ دوستان را مطالعه کردم،این حرفهایشان برایم بسیار جالب بود:<br />
&#8220;به این دانشجویان بی سواد جامعه نشناس و بیفکر اجازه ی توهین به بزرگان و علما را ندهید&#8221;</p>
<p>&#8220;چرا مجال را بر توهین کنندگانی که از حرف حرف سخنانشان چرکاب غرور علم زدگی میریزد وسیع می کنیدو توهین را متانت مینامید&#8221;</p>
<p>&#8220;هیچکس حق توهین و بی سواد و کوته فکر قلمداد کردن آنها (علما) را ندارد؟&#8221;<br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;<br />
خواستم بپرسم آیا سوال کردن در مورد فتوای علما &#8230; که ممکن است برای خیلی ها تفهیم نشده باشد و نیاز به توضیح دارد ، از نظر شما توهین محسوب میشود&#8230;؟ آن هم با قید کلمه &#8220;بعضی&#8221; از علما&#8230;</p>
<p>بالفرض مثال اگه یک نفر به شما بگوید دینتان به درد جامعه امروز نمیخورد ، شما او را مرتد و از دین برگشته می دانید یا با دلایل منطقی و سعه صدر و همان عطوفت پیامبر گونه با آنها برخورد میکنید&#8230;تا شاید رستگار شود&#8230;</p>
<p>راستش من هنوز منظور دوستان از عبارت چرکاب غرور علم زدگی را نفهیمده ام &#8230;<br />
خواستم عرض کنم من که هیچ ، چون هیچ دلهره ای از دینم ندارم ولی به این دوستان عرض کنم این راه برخورد با کسی که سوالی دارد نیست&#8230;<br />
آخه اگه میخواهید با این منطق به برخورد با دیگران بپردازید &#8230; خواهشاَ یکی بار دیگر اخلاقیات و رفتار پیامبرمان با دیگران و مشرکان و کافران و اهل کتاب را مطالعه کنید&#8230; شاید&#8230;شاید&#8230;شاید&#8230;در برخوردتان با کسان دیگر که شاید &#8230; شاید&#8230;شاید سوالتشان را از شما پرسیدند ، خدای ناکرده با این اخلاق موجب از دین برگشتگی آنها نشوید&#8230;<br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;<br />
در ضمن خدمتتان عرض کنم این سوال ها و جواب را دوست غیر مسلمان من هم دارند مطالعه میکنند&#8230;. خواهشاَ روسفیدمان کنید&#8230;<br />
با عرض معذرت &#8221; اگر &#8220;حرفهایم توهین به &#8220;حساب&#8221; آمده است &#8230; ولی مطمئن باشید من به این شعرمعلم اخلاق جناب سعدی رحمه الله علیه اعتقاد دارم:</p>
<p>در پیشگاه اهل خرد نیست محترم<br />
هر آنکو نام بزرگان به زشتی برد</p>
<p>ممنون&#8230;</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: شهرام</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-390</link>
		<author>شهرام</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-390</guid>
					<description>آقای دکتر، در مجلس شلوغ یکی از علمای محترم نشسته بودیم، ایشان در مورد پیشرفت های علمی دنیای غرب این چنین اظهار نظر فرمودند:
خداوند تقدیرش را این چنین قرار داده است که غیر مسلمانان با دستاوردها و ابتکارات و اختراعاتشان ... موجب خدمت به جامعه ی اسلامی شوند...
در واقع فرمودند: خداوند اینچنین مقدر کرده اندکه: آنها به عبارت عامیانه خودمان نوکری ما را بکنند...
----------------------
شاید یکی از برداشت ها این باشد که دیگر نیازی نیست مسلمانها به خود زحمت دهند که تلاشهای علمی کنند...چون همه چیز برایشان مهیا می آید ... فقط کافی است پولش را بپردازند...

یا در بدترین برداشت.... عرض کردم بدترین برداشت(البته اگر این حرف ، سوال یا نظر محسوب شود، نه توهین و اهانت...!!)

بتوان این مسئله را اینگونه بیان کرد که یکی از دلایل عقب ماندگی علمی مسلمانان این گونه عقاید باشد...(البته اگر ما را علم زده مغرور خطاب نفرمایند)

عقایدی کمی غیر منطقی(عرض کردم کمی غیر منطقی ، تا نفرمایند ای بی سواد و بی منطق... )

خواهشاَ بفرمایید نظر شما و دوستان گرامی در مورد سخنان این دسته از علماچیست؟(عرض کردم این دسته ، تا توهین به علما تلقی نشود)
--------------------------------
"سوالی" ،دیگر دارم (عرض کردم سوال نه توهین) :
آن هم اینکه آیا اگر عالمی بزرگوار حکمی به خطا دهند که به مرور زمان خطای ایشان ثابت شود...(جدا از اینکه ایشان ثواب شان را برده اند) آیا نقد کردن فتوا یا به قول دوستان ارجمند اجتهاد ایشان توهین حساب میشود؟(عرض کردم نقد کردن)
----------------------------
اگر احیاناَ این چنین است ( به فرموده دوستان توهین ) با دلایل کافی خواهشاَ بفرمایید تا ما از این به بعد در رفتار مان تجدید نظر کنیم...
------------------
باز هم ممنون از لطفتان و از اینکه بالاخره وبلاگ شما مامنی است برای بیان درد دلها و "سوالات"....
بی صبرانه منتظر بازگشت شما به وطن و خواندن مقالات بعدی تان هستم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>آقای دکتر، در مجلس شلوغ یکی از علمای محترم نشسته بودیم، ایشان در مورد پیشرفت های علمی دنیای غرب این چنین اظهار نظر فرمودند:<br />
خداوند تقدیرش را این چنین قرار داده است که غیر مسلمانان با دستاوردها و ابتکارات و اختراعاتشان &#8230; موجب خدمت به جامعه ی اسلامی شوند&#8230;<br />
در واقع فرمودند: خداوند اینچنین مقدر کرده اندکه: آنها به عبارت عامیانه خودمان نوکری ما را بکنند&#8230;<br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-<br />
شاید یکی از برداشت ها این باشد که دیگر نیازی نیست مسلمانها به خود زحمت دهند که تلاشهای علمی کنند&#8230;چون همه چیز برایشان مهیا می آید &#8230; فقط کافی است پولش را بپردازند&#8230;</p>
<p>یا در بدترین برداشت&#8230;. عرض کردم بدترین برداشت(البته اگر این حرف ، سوال یا نظر محسوب شود، نه توهین و اهانت&#8230;!!)</p>
<p>بتوان این مسئله را اینگونه بیان کرد که یکی از دلایل عقب ماندگی علمی مسلمانان این گونه عقاید باشد&#8230;(البته اگر ما را علم زده مغرور خطاب نفرمایند)</p>
<p>عقایدی کمی غیر منطقی(عرض کردم کمی غیر منطقی ، تا نفرمایند ای بی سواد و بی منطق&#8230; )</p>
<p>خواهشاَ بفرمایید نظر شما و دوستان گرامی در مورد سخنان این دسته از علماچیست؟(عرض کردم این دسته ، تا توهین به علما تلقی نشود)<br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8211;<br />
&#8220;سوالی&#8221; ،دیگر دارم (عرض کردم سوال نه توهین) :<br />
آن هم اینکه آیا اگر عالمی بزرگوار حکمی به خطا دهند که به مرور زمان خطای ایشان ثابت شود&#8230;(جدا از اینکه ایشان ثواب شان را برده اند) آیا نقد کردن فتوا یا به قول دوستان ارجمند اجتهاد ایشان توهین حساب میشود؟(عرض کردم نقد کردن)<br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-<br />
اگر احیاناَ این چنین است ( به فرموده دوستان توهین ) با دلایل کافی خواهشاَ بفرمایید تا ما از این به بعد در رفتار مان تجدید نظر کنیم&#8230;<br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;<br />
باز هم ممنون از لطفتان و از اینکه بالاخره وبلاگ شما مامنی است برای بیان درد دلها و &#8220;سوالات&#8221;&#8230;.<br />
بی صبرانه منتظر بازگشت شما به وطن و خواندن مقالات بعدی تان هستم</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: شهرام</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-391</link>
		<author>شهرام</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-391</guid>
					<description>با سلام مجدد،
نمیخواهم وارد حاشیه هایی که شاید مفید واقع نشوند شوم:
چون معتقدم خیلی از پسرفت هایمان ازحاشیه های غیر مفید به وجود آمده اند...
-----------
فقط حال که دوستان زحمت پاسخ گویی را می کشند... اگر لطف کنند پاسخ سوالاتی که در نظرات قبلی مطرح کرده بودم... ،
و عرض کرده بودم ناشی از طرز تفکر « بعضی »
از علمای ... و... و... می باشد،
(که با وجود گفتن کلمه « بعضی» دوستان را این چنین آشفته و متحیر و ناراحت کرده وغیرتشان را جریحه دار نموده است...)
---------
دوستان عزیزم ، خواهشاً به این چند " سوال" بنده پاسخ بگویید:
شما فرموده اید اگرمثلاً:

"زنان در کشوری اسلامی حق رأی ندارند "
و یا " اجازه رانندگی کردن ندارند..."

به خاطر مسائل و شرایط مطرح بر جامعه ی حال حاضر آن کشورها می باشد که علمای گرامی و ارجمند با دلایل منطقی وشیوای خویش ، این چنین دستوری صادرفرموده اند ،

استدعا دارم ، لطف بفرمایید این دلایل را برای من ذکر کنید...

(فقط همین دو مورد کافی است وبقیه سوالاتم را اگر قانع ام کردید شاید جرأت کردم پرسیدم ، البته با رعایت تمامی جوانب و احترام ها به دور از توهین وچرکاب غرورعلم زدگی و ...)
--------</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام مجدد،<br />
نمیخواهم وارد حاشیه هایی که شاید مفید واقع نشوند شوم:<br />
چون معتقدم خیلی از پسرفت هایمان ازحاشیه های غیر مفید به وجود آمده اند&#8230;<br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8211;<br />
فقط حال که دوستان زحمت پاسخ گویی را می کشند&#8230; اگر لطف کنند پاسخ سوالاتی که در نظرات قبلی مطرح کرده بودم&#8230; ،<br />
و عرض کرده بودم ناشی از طرز تفکر « بعضی »<br />
از علمای &#8230; و&#8230; و&#8230; می باشد،<br />
(که با وجود گفتن کلمه « بعضی» دوستان را این چنین آشفته و متحیر و ناراحت کرده وغیرتشان را جریحه دار نموده است&#8230;)<br />
&#8212;&#8212;&#8212;<br />
دوستان عزیزم ، خواهشاً به این چند &#8221; سوال&#8221; بنده پاسخ بگویید:<br />
شما فرموده اید اگرمثلاً:</p>
<p>&#8220;زنان در کشوری اسلامی حق رأی ندارند &#8221;<br />
و یا &#8221; اجازه رانندگی کردن ندارند&#8230;&#8221;</p>
<p>به خاطر مسائل و شرایط مطرح بر جامعه ی حال حاضر آن کشورها می باشد که علمای گرامی و ارجمند با دلایل منطقی وشیوای خویش ، این چنین دستوری صادرفرموده اند ،</p>
<p>استدعا دارم ، لطف بفرمایید این دلایل را برای من ذکر کنید&#8230;</p>
<p>(فقط همین دو مورد کافی است وبقیه سوالاتم را اگر قانع ام کردید شاید جرأت کردم پرسیدم ، البته با رعایت تمامی جوانب و احترام ها به دور از توهین وچرکاب غرورعلم زدگی و &#8230;)<br />
&#8212;&#8212;&#8211;</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: شهرام</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-392</link>
		<author>شهرام</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-392</guid>
					<description>اگر پاسخ تان در این دو مورد منطقی و قانع کننده بود، من رسماً به خاطر پرسیدن این گونه سوالات ،
وبه خاطر طرز تفکرم مبنی بر اینکه:

علما نیزممکن است شامل ویژگی هایی از جمله:
با سواد یا بی سواد ، جامعه شناس یا جامعه نشناس ، فکور یا بی فکر ، هستند ....

معذرت خواهی می کنم ... و از این به بعد همه را خوب و در حد عالی حساب خواهم کرد....

شاید به خاطر دلایل شما ،
از گمراهی ،غرور،علم زدگی ، بی سوادی ،بی فکری ،جامعه نشناسی و دین گریزی و ... خارج شدم !!
ممنون ...
------
البته شاید برای عزیزان دین دارمان لازم به یادآوری نباشد که در زمان پیامبر خوبمان ، زنان همیشه در جامعه دوش تا دوش مردان
" با رعایت حریم " حضور داشتند...
حتی بارها به سخنرانی های پیامبر عزیزمان و فتواهای صحابه گرامی ، سوال و انتقاد وارد می کردند...
(بدون آنکه این سوالها و پاسخ ها ، توهین تلقی شود.... واز سوی بعضی ها مورد اهانت قرار گیرند)
---------
منتظر پاسخ ها و« دلایل منطقی و کامل » شما در مورد
این "دو مسئله" می مانم ...

بسیار بسیار سپاسگذارم....موفق و موید باشید....در پناه حق</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اگر پاسخ تان در این دو مورد منطقی و قانع کننده بود، من رسماً به خاطر پرسیدن این گونه سوالات ،<br />
وبه خاطر طرز تفکرم مبنی بر اینکه:</p>
<p>علما نیزممکن است شامل ویژگی هایی از جمله:<br />
با سواد یا بی سواد ، جامعه شناس یا جامعه نشناس ، فکور یا بی فکر ، هستند &#8230;.</p>
<p>معذرت خواهی می کنم &#8230; و از این به بعد همه را خوب و در حد عالی حساب خواهم کرد&#8230;.</p>
<p>شاید به خاطر دلایل شما ،<br />
از گمراهی ،غرور،علم زدگی ، بی سوادی ،بی فکری ،جامعه نشناسی و دین گریزی و &#8230; خارج شدم !!<br />
ممنون &#8230;<br />
&#8212;&#8212;<br />
البته شاید برای عزیزان دین دارمان لازم به یادآوری نباشد که در زمان پیامبر خوبمان ، زنان همیشه در جامعه دوش تا دوش مردان<br />
&#8221; با رعایت حریم &#8221; حضور داشتند&#8230;<br />
حتی بارها به سخنرانی های پیامبر عزیزمان و فتواهای صحابه گرامی ، سوال و انتقاد وارد می کردند&#8230;<br />
(بدون آنکه این سوالها و پاسخ ها ، توهین تلقی شود&#8230;. واز سوی بعضی ها مورد اهانت قرار گیرند)<br />
&#8212;&#8212;&#8212;<br />
منتظر پاسخ ها و« دلایل منطقی و کامل » شما در مورد<br />
این &#8220;دو مسئله&#8221; می مانم &#8230;</p>
<p>بسیار بسیار سپاسگذارم&#8230;.موفق و موید باشید&#8230;.در پناه حق</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: شهرام</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-393</link>
		<author>شهرام</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-393</guid>
					<description>باز هم سلام :
خواستم از دوستان گرامی که می خواهند در حق بنده لطف کنند و خواهش بنده مبنی بر توضیح با دلایل کافی و منطقی در مورد دو سوال مطرح شده را بفرمایند درخواست کنم قبل از پاسخ دادن ، متن های بنده را خواهشاً با حوصله و کامل مطالعه فرمایند ...
-------------------------
و لطف کنید اگر ازعبارات عربی استفاده می فرمایید برای ما که درترجمه مشکل داریم ، فارسی آن را هم ذکر کنید.... با تشکرمجدد</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>باز هم سلام :<br />
خواستم از دوستان گرامی که می خواهند در حق بنده لطف کنند و خواهش بنده مبنی بر توضیح با دلایل کافی و منطقی در مورد دو سوال مطرح شده را بفرمایند درخواست کنم قبل از پاسخ دادن ، متن های بنده را خواهشاً با حوصله و کامل مطالعه فرمایند &#8230;<br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-<br />
و لطف کنید اگر ازعبارات عربی استفاده می فرمایید برای ما که درترجمه مشکل داریم ، فارسی آن را هم ذکر کنید&#8230;. با تشکرمجدد</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: محمد</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-394</link>
		<author>محمد</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-394</guid>
					<description>سلام به استادعزیزم
خسته نباشیدحق یارتان به وبلاگ ماهم بیشترسربزنیدمانیازمندراهنمایی های بیشترشماهستیم
درموردنظراتی هم که بیان کردیدمطالبی نگاشته ام
وبلاگی قشنگ داریدامانیازمنداین است که ازروندمنظم تری برای به روزشدن برخوردارشود</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام به استادعزیزم<br />
خسته نباشیدحق یارتان به وبلاگ ماهم بیشترسربزنیدمانیازمندراهنمایی های بیشترشماهستیم<br />
درموردنظراتی هم که بیان کردیدمطالبی نگاشته ام<br />
وبلاگی قشنگ داریدامانیازمنداین است که ازروندمنظم تری برای به روزشدن برخوردارشود</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: یک انسان کم سواد</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-395</link>
		<author>یک انسان کم سواد</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-395</guid>
					<description>سلام خسته بناشید
عجب برخورد جالبی کرده بودن با کسی که سوالی دارد،من که ترسیدم از اینکه سوالاتم را در این جور جاها بکنم
استفاده از کلمات: چرکاب غرور - نفهم - دانشجوی مغرور و این همه لطف مستلزم تشکر است
خدا رحم کند ، خوب شد ما سوال نپرسیدیم
وگرنه طاقت شنیدن این همه لطف و جواب با محبت را نداشتیم، و خدای ناکرده از راه توهین و فحش وارد میشدیم
ببینم جواب دوستان در مقابل سوالات شهرام چه خواهد بود، شاید این بیچاره هدایت !! شد
آخی ...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام خسته بناشید<br />
عجب برخورد جالبی کرده بودن با کسی که سوالی دارد،من که ترسیدم از اینکه سوالاتم را در این جور جاها بکنم<br />
استفاده از کلمات: چرکاب غرور - نفهم - دانشجوی مغرور و این همه لطف مستلزم تشکر است<br />
خدا رحم کند ، خوب شد ما سوال نپرسیدیم<br />
وگرنه طاقت شنیدن این همه لطف و جواب با محبت را نداشتیم، و خدای ناکرده از راه توهین و فحش وارد میشدیم<br />
ببینم جواب دوستان در مقابل سوالات شهرام چه خواهد بود، شاید این بیچاره هدایت !! شد<br />
آخی &#8230;</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: مهم نیست!!</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-396</link>
		<author>مهم نیست!!</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-396</guid>
					<description>من الان مدتی است که با وبلاگ شما استاد گرامی آشنا شده ام و مقالاتتان را مطالعه میکنم، با اجازه شما میخواهم این بار در مورد این بحثی که مطرح شده اظهار نظر کنم:
میخواهم بپرسم چه کسی گفته همه ی ملاها و آخوندها و روحانیون و به قول شما ها علما خوبند ؟
چه کسی میتونه ثابت کنه همه ی اونها آدمهای خوب ، باسواد و جامعه شناس و مخاطب شناس و بلند فکری هستند؟
من اصلاً این حرف را قبول ندارم، به نظر من هم،
بعضی از علمای جامعه امروزی ما ، جامعه نشناس، کوته فکر و بخصوص مخاطب نشناس هستند ،
اگر این چنین نبود که دنیا گلستان می شد و مسلمان ها در عرش اعلاء گام بر میداشتند...
آقا شهرام بهتون پیشنهاد میکنم هرگز این حرف را قبول نکنید که همه ی علما خوبند و در سطح اعلا،
چون اصلاً قرارنیست که گفتن اینکه بعضی از آنها کوته فکر و بی سوادند ، توهین تلقی شود... اصلاً هم توهین نیست...
چون خود آنها میدانند که خیلی از این آخوندها و علما و ملاها در بسیاری از اظهار نظرها شون دارند اشتباه میکنند ، اشتباه هم خودتان تصور کنید که از چه چیزی ناشی میشود...
استاد من شاید هیچ کدام از اینها که بحث کرده اند را نشناسم ولی از شما که با توجه به بحث ها و مقالاتتان انسانی انتقاد پذیر و آگاه مینمایید بعید بود که تأیید فرمایید که این حرف ها توهین تلقی میشود، من چند بار مطالب بالا را خوندم و باز هم هر چی فکر کردم اثری از توهین ندیدم، بخصوص با توضیحات بعدی آقا شهرام ، پیروز و سربلند باشید.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من الان مدتی است که با وبلاگ شما استاد گرامی آشنا شده ام و مقالاتتان را مطالعه میکنم، با اجازه شما میخواهم این بار در مورد این بحثی که مطرح شده اظهار نظر کنم:<br />
میخواهم بپرسم چه کسی گفته همه ی ملاها و آخوندها و روحانیون و به قول شما ها علما خوبند ؟<br />
چه کسی میتونه ثابت کنه همه ی اونها آدمهای خوب ، باسواد و جامعه شناس و مخاطب شناس و بلند فکری هستند؟<br />
من اصلاً این حرف را قبول ندارم، به نظر من هم،<br />
بعضی از علمای جامعه امروزی ما ، جامعه نشناس، کوته فکر و بخصوص مخاطب نشناس هستند ،<br />
اگر این چنین نبود که دنیا گلستان می شد و مسلمان ها در عرش اعلاء گام بر میداشتند&#8230;<br />
آقا شهرام بهتون پیشنهاد میکنم هرگز این حرف را قبول نکنید که همه ی علما خوبند و در سطح اعلا،<br />
چون اصلاً قرارنیست که گفتن اینکه بعضی از آنها کوته فکر و بی سوادند ، توهین تلقی شود&#8230; اصلاً هم توهین نیست&#8230;<br />
چون خود آنها میدانند که خیلی از این آخوندها و علما و ملاها در بسیاری از اظهار نظرها شون دارند اشتباه میکنند ، اشتباه هم خودتان تصور کنید که از چه چیزی ناشی میشود&#8230;<br />
استاد من شاید هیچ کدام از اینها که بحث کرده اند را نشناسم ولی از شما که با توجه به بحث ها و مقالاتتان انسانی انتقاد پذیر و آگاه مینمایید بعید بود که تأیید فرمایید که این حرف ها توهین تلقی میشود، من چند بار مطالب بالا را خوندم و باز هم هر چی فکر کردم اثری از توهین ندیدم، بخصوص با توضیحات بعدی آقا شهرام ، پیروز و سربلند باشید.</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: دکتر جکول</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-397</link>
		<author>دکتر جکول</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-397</guid>
					<description>گاهی بعضی دیندارنمایان با جهل ونادانی وندانم کاری و شور احساسات توخالی، چنان ضربه هایی به دین می زنند، که هزارران دشمن قسم خورده از پس آن بر نمی آیند. بقول شاعر:

دشمن دانا بلندت می کند************ برزمینت می زند نادان دوست

بفرمایید اینهم نمونه اش</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>گاهی بعضی دیندارنمایان با جهل ونادانی وندانم کاری و شور احساسات توخالی، چنان ضربه هایی به دین می زنند، که هزارران دشمن قسم خورده از پس آن بر نمی آیند. بقول شاعر:</p>
<p>دشمن دانا بلندت می کند************ برزمینت می زند نادان دوست</p>
<p>بفرمایید اینهم نمونه اش</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: منصور</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-398</link>
		<author>منصور</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-398</guid>
					<description>سید جان سلام همه دوستان از شیوای قلم جنابعالی تعریف کردند و من هم جهت احترام گفتم در قبال زحمت جنابعالی در کشور غریب بی انصافی است تشکر نکنم در پناه حق
-----------------------------------------------------------
در جواب سوال شهرام در مورد آیه الرجال قوامون علی النسا... می توانند به سایت تابش قسمت بانوان مقاله استاد شهید ناصر سبحانی مراجعه فرمایند و از جناب سید در خواست دارم آن را مطالعه و نظرات شیوا خود را بیان فرمایند
http://www.tabesh.net
--------------------------------------
تعبير قرآن درباره ي قوّام بودن مرد بخش اول

http://www.tabesh.net/modules.php?name=News&#38;file=article&#38;sid=25
---------------------------------------------------
تعبير قرآن درباره ي قوّام بودن مرد (بخش دوم و

http://www.tabesh.net/modules.php?name=News&#38;file=article&#38;sid=32</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سید جان سلام همه دوستان از شیوای قلم جنابعالی تعریف کردند و من هم جهت احترام گفتم در قبال زحمت جنابعالی در کشور غریب بی انصافی است تشکر نکنم در پناه حق<br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8211;<br />
در جواب سوال شهرام در مورد آیه الرجال قوامون علی النسا&#8230; می توانند به سایت تابش قسمت بانوان مقاله استاد شهید ناصر سبحانی مراجعه فرمایند و از جناب سید در خواست دارم آن را مطالعه و نظرات شیوا خود را بیان فرمایند<br />
<a href="http://www.tabesh.net" rel="nofollow">http://www.tabesh.net</a><br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8211;<br />
تعبير قرآن درباره ي قوّام بودن مرد بخش اول</p>
<p><a href="http://www.tabesh.net/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=25" rel="nofollow">http://www.tabesh.net/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=۲۵</a><br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;<br />
تعبير قرآن درباره ي قوّام بودن مرد (بخش دوم و</p>
<p><a href="http://www.tabesh.net/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=32" rel="nofollow">http://www.tabesh.net/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=۳۲</a></p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: ی</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-399</link>
		<author>ی</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-399</guid>
					<description>این راه که ما می ریم نه به ترکستان می رسد و نه می رود.
......</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>این راه که ما می ریم نه به ترکستان می رسد و نه می رود.<br />
&#8230;&#8230;</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: یه دوست</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-400</link>
		<author>یه دوست</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-400</guid>
					<description>سلام....خسته نباشید...مقاله ای زیبا بود،
ولی خب چرا اینجا با آدم اینجوری برخورد میکنند...؟؟... !!
واقعاَ متاسف شدم از این جور برخوردها !!
عجب روزگاری شده !! و عجب دین داران پر ظرفیتی پیدا میشن !!
خدا رحم کنه...مگه سوال کردن گناهه ؟؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام&#8230;.خسته نباشید&#8230;مقاله ای زیبا بود،<br />
ولی خب چرا اینجا با آدم اینجوری برخورد میکنند&#8230;؟؟&#8230; !!<br />
واقعاَ متاسف شدم از این جور برخوردها !!<br />
عجب روزگاری شده !! و عجب دین داران پر ظرفیتی پیدا میشن !!<br />
خدا رحم کنه&#8230;مگه سوال کردن گناهه ؟؟</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: خلفان</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-401</link>
		<author>خلفان</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-401</guid>
					<description>السلام علیکم.
هرچنداز موضوع اصلی نظرات(شباهت لباس باروابط بین زن وشوهر) پرت شدیم به مناظره ی طلاب دانشجو با دانشجویان غیر طلبه، ولی جالب بود...
به نظرم یکی دیگر از شباهتها این است که هرکس حق انتخاب لباس برای خود را دارد و هم مرد می تواند برای زندگی مشترک خود انتخاب کند(لباس لکم) و هم زن می تواند برای زندگی مشترک خود انتخاب کند(لباس لهن،یا ابت استئجره) .
پس هردو اصل قرآنی داردهرچند که باید موازین اجتماعی را هم تا حدودی رعایت کنیم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>السلام علیکم.<br />
هرچنداز موضوع اصلی نظرات(شباهت لباس باروابط بین زن وشوهر) پرت شدیم به مناظره ی طلاب دانشجو با دانشجویان غیر طلبه، ولی جالب بود&#8230;<br />
به نظرم یکی دیگر از شباهتها این است که هرکس حق انتخاب لباس برای خود را دارد و هم مرد می تواند برای زندگی مشترک خود انتخاب کند(لباس لکم) و هم زن می تواند برای زندگی مشترک خود انتخاب کند(لباس لهن،یا ابت استئجره) .<br />
پس هردو اصل قرآنی داردهرچند که باید موازین اجتماعی را هم تا حدودی رعایت کنیم.</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: رضا فتحی</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-402</link>
		<author>رضا فتحی</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-402</guid>
					<description>السلام علیکم
خدمت دوستان " مهم نیست!!!،شهرام ، یک انسان کم سواد !!! "
بیایید خودمان را گول نزنیم و مسائل را بی پرده بیان کنیم . اگر به واقعا به دنبال اسلام هستیم برویم و اسلام را به طور کامل مطالعه و تحقیق کنیم . شما که دم از مطالعه زندگی پیامبر می زنید میدانید که زمانیکه به پیامبری رسید زن متاسفانه از موجودات بی ارزش جامعه بود (خودتان که مطالعه کرده اید ) ولی ایشان از همان ابتدا نه حتی تا چند سال بعد هم سنگ دفاع از زنان را به سینه نزدند. چرا ؟ چون آن بزرگوار به دنبال عقیده بود چرا که به قول سعدی " خشت اول چون نهاد معمار کج تا سریا می رود دیوار کج " من نمی گویم حق دانستن و پرسیدن را نداریم
حرف من این است اگر به دنبال باسواد شدن و فهمیدن هستیم بیایید از جناب دکتر هاشمی بدون توهین و متلک انداختن به شخصیتی نهایت استفاده استفاده راببریم چرا که " افتادگی آموز اگر طالب علمی "
اگر حرفهایتان توهین نیست پس چرا این الفاظ را که برای خودتان نوشته ام به تیپتان برخورده ؟ والسلام علی من التبع الهدی

سید جان سلام . فرمایشتان کاملا متین . من نمی خواستم توهین کنم ولی اگر عرایضم را در بالا بخوانید متوجه خواهید شد ...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>السلام علیکم<br />
خدمت دوستان &#8221; مهم نیست!!!،شهرام ، یک انسان کم سواد !!! &#8221;<br />
بیایید خودمان را گول نزنیم و مسائل را بی پرده بیان کنیم . اگر به واقعا به دنبال اسلام هستیم برویم و اسلام را به طور کامل مطالعه و تحقیق کنیم . شما که دم از مطالعه زندگی پیامبر می زنید میدانید که زمانیکه به پیامبری رسید زن متاسفانه از موجودات بی ارزش جامعه بود (خودتان که مطالعه کرده اید ) ولی ایشان از همان ابتدا نه حتی تا چند سال بعد هم سنگ دفاع از زنان را به سینه نزدند. چرا ؟ چون آن بزرگوار به دنبال عقیده بود چرا که به قول سعدی &#8221; خشت اول چون نهاد معمار کج تا سریا می رود دیوار کج &#8221; من نمی گویم حق دانستن و پرسیدن را نداریم<br />
حرف من این است اگر به دنبال باسواد شدن و فهمیدن هستیم بیایید از جناب دکتر هاشمی بدون توهین و متلک انداختن به شخصیتی نهایت استفاده استفاده راببریم چرا که &#8221; افتادگی آموز اگر طالب علمی &#8221;<br />
اگر حرفهایتان توهین نیست پس چرا این الفاظ را که برای خودتان نوشته ام به تیپتان برخورده ؟ والسلام علی من التبع الهدی</p>
<p>سید جان سلام . فرمایشتان کاملا متین . من نمی خواستم توهین کنم ولی اگر عرایضم را در بالا بخوانید متوجه خواهید شد &#8230;</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: محمد نظری</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-403</link>
		<author>محمد نظری</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-403</guid>
					<description>سخنانی با شهرام :
1- خدمت آقا شهرام عرض کنم من نگفتم منع رانندگی زن و گرفتن حق رای از زنان عملی درست است بلکه منظور من واضح بود: اگر علمایی بزرگ و مردمی که در میان انها دکتر فوزان و علامه ابن عثیمین و غیره چنین رای داشته اند ، ما نباید انها را جامعه نشناس و کوته فکر و بی سواد تلقی کنیم. چرا که نقد رای علما چیزی است و توهین به ایشان چیزی دیگر است و برای کسانی که تفاوت میان نقد وتوهین را درک نمیکنند بسیار متاسفم. شهرام عزیز هیچکس شما را از سوال و انتقاد باز نداشته است.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سخنانی با شهرام :<br />
۱- خدمت آقا شهرام عرض کنم من نگفتم منع رانندگی زن و گرفتن حق رای از زنان عملی درست است بلکه منظور من واضح بود: اگر علمایی بزرگ و مردمی که در میان انها دکتر فوزان و علامه ابن عثیمین و غیره چنین رای داشته اند ، ما نباید انها را جامعه نشناس و کوته فکر و بی سواد تلقی کنیم. چرا که نقد رای علما چیزی است و توهین به ایشان چیزی دیگر است و برای کسانی که تفاوت میان نقد وتوهین را درک نمیکنند بسیار متاسفم. شهرام عزیز هیچکس شما را از سوال و انتقاد باز نداشته است.</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: محمد نظری</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-404</link>
		<author>محمد نظری</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-404</guid>
					<description>2- اگر غروری در کار نیست پس چه باعث می شود در میان این همه مشکلات بزرگ زنان در جوامع اسلامی به قول تعدادی اندک از عامای مرحوم انگشت گذاشته که این فتاوی در واقع عملی هم چنان تاثیری ندارد که از آن هراس داشت آیا تصور می کنید مشکل زنان در جوامع اسلامی منع آنان از رانندگی و حق رای است ؟ آمار زنانی که در جوامع اسلامی و همین کشور خودمان با بدترین انواع اهانت همچون کالای بی ارزش دست به دست می شوند و بدین وسیله زندگی شان تباه می شود بیشتر است یا آنان که حسرت و آرزوی رانندگی کردن را با خود به گور می برند!! مگر در چند کشور اسلامی رانندگی زن ممنوع است؟!!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>۲- اگر غروری در کار نیست پس چه باعث می شود در میان این همه مشکلات بزرگ زنان در جوامع اسلامی به قول تعدادی اندک از عامای مرحوم انگشت گذاشته که این فتاوی در واقع عملی هم چنان تاثیری ندارد که از آن هراس داشت آیا تصور می کنید مشکل زنان در جوامع اسلامی منع آنان از رانندگی و حق رای است ؟ آمار زنانی که در جوامع اسلامی و همین کشور خودمان با بدترین انواع اهانت همچون کالای بی ارزش دست به دست می شوند و بدین وسیله زندگی شان تباه می شود بیشتر است یا آنان که حسرت و آرزوی رانندگی کردن را با خود به گور می برند!! مگر در چند کشور اسلامی رانندگی زن ممنوع است؟!!</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: محمد نظری</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-405</link>
		<author>محمد نظری</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-405</guid>
					<description>3- شهرام عزیز شما به عنوان جوانی مسلمان ارزشها ( همه ارزشها) را از کجا دریافت می کنید به عبارتی دیگر چه کسی مرز و حدود احترام و توهین و حرمت و تحمل و تکریم را مشخص می کند، انسان؟؟؟ انسانی که امروز چیزی را تقبیح می کند و با تمام هزینه با ان به مبارزه بر می خیزد و فردا همان چیز برایش تبدیل به آرمان و ارزش می شود؟ هنگامی که مطابق با قوانین کشور آمریکا شهروندی به 25 سال زندان بدون حق در خواست تجدید نظر محکوم می شود آن هم تنها به خاطر کشتن یک سگ خانگی اما در همان کشور سربازی که به تجاوز و قتل دختر مسلمان عراقی اعتراف می کند تنها به 6 ماه حبس محکوم می شود و آن هم با میانجیگری سازمان حقوق بشر به 3 ماه تقلیل می یابد شهروندان آمریکا از اظهار وفاداری شان به قوانین مملکتشان شرم نمیکنند اما بعضی از ما مسلمانان از اظهار وفاداری کامل به تمام احکام شریعتمان شرم میکنند شما که دم از اخلاق و دموکراسی و تحمل افکار می زنید باید توجه کنید که همان پیامبری که دندانشان را می شکنند اما میگوید: ( بار الها قومم را هدایت کن که نمی دانند.) همان پیامبر هم دستور حفر گودالهایی را در بازار مدینه می دهند تا هفتصد تن رجال بنی قریظه را بر سر آن گودالها آورده و گردن بزنند و زنان و فرزندانشان را به عنوان کنیز تصاحب نمایند و یاران همان پیامبر هم هنگامی که به نحوی متوجه کمترین توهین به مقام ایشان می شدند می گفتند ( افلا اقتله ؟) ای پیامبر آیا ایشان را نکشم؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>۳- شهرام عزیز شما به عنوان جوانی مسلمان ارزشها ( همه ارزشها) را از کجا دریافت می کنید به عبارتی دیگر چه کسی مرز و حدود احترام و توهین و حرمت و تحمل و تکریم را مشخص می کند، انسان؟؟؟ انسانی که امروز چیزی را تقبیح می کند و با تمام هزینه با ان به مبارزه بر می خیزد و فردا همان چیز برایش تبدیل به آرمان و ارزش می شود؟ هنگامی که مطابق با قوانین کشور آمریکا شهروندی به ۲۵ سال زندان بدون حق در خواست تجدید نظر محکوم می شود آن هم تنها به خاطر کشتن یک سگ خانگی اما در همان کشور سربازی که به تجاوز و قتل دختر مسلمان عراقی اعتراف می کند تنها به ۶ ماه حبس محکوم می شود و آن هم با میانجیگری سازمان حقوق بشر به ۳ ماه تقلیل می یابد شهروندان آمریکا از اظهار وفاداری شان به قوانین مملکتشان شرم نمیکنند اما بعضی از ما مسلمانان از اظهار وفاداری کامل به تمام احکام شریعتمان شرم میکنند شما که دم از اخلاق و دموکراسی و تحمل افکار می زنید باید توجه کنید که همان پیامبری که دندانشان را می شکنند اما میگوید: ( بار الها قومم را هدایت کن که نمی دانند.) همان پیامبر هم دستور حفر گودالهایی را در بازار مدینه می دهند تا هفتصد تن رجال بنی قریظه را بر سر آن گودالها آورده و گردن بزنند و زنان و فرزندانشان را به عنوان کنیز تصاحب نمایند و یاران همان پیامبر هم هنگامی که به نحوی متوجه کمترین توهین به مقام ایشان می شدند می گفتند ( افلا اقتله ؟) ای پیامبر آیا ایشان را نکشم؟</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: محمد نظری</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-406</link>
		<author>محمد نظری</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-406</guid>
					<description>4- در خصوص مسئله انتخابات و حق رای من عرض کردم منظور من گرفتن حق رای اززنان نبود ( هر چند که می دانم بسیاری از علمای بزرگ بنا بر حدیث صحیحی که پیامبر ازتولی مناصب توسط زنان نهی می کند چنین نظری دارند و لابد خودتان آگاهیدمطابق با قوانین اسلام شهادت دو زن برابر با شهادت یک مرد است) از نظر بنده اصل و اساس سیستم انتخاباتی کنونی جاهلی و فاسد می باشد سیستمی که جاهل و بی سواد را با دانا و متخصص و مومن نمازگزار را با دروغگوی بی تعهد برابر قرار می دهد و همه انها تنها حق یک رای دارند و هر گونه تلاش برای برابر قرار دادن سیستم شورای اسلامی با دموکراسی فاسد محکوم به شکست است. خداوند متعال می فرماید : ( بگو آیا کسانی که می دانند و نمی دانند برابرند؟) و (آیا کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام می دهند را همانند بد کاران قرار میدهیم؟)
السلام علیکم و رحمة الله</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>۴- در خصوص مسئله انتخابات و حق رای من عرض کردم منظور من گرفتن حق رای اززنان نبود ( هر چند که می دانم بسیاری از علمای بزرگ بنا بر حدیث صحیحی که پیامبر ازتولی مناصب توسط زنان نهی می کند چنین نظری دارند و لابد خودتان آگاهیدمطابق با قوانین اسلام شهادت دو زن برابر با شهادت یک مرد است) از نظر بنده اصل و اساس سیستم انتخاباتی کنونی جاهلی و فاسد می باشد سیستمی که جاهل و بی سواد را با دانا و متخصص و مومن نمازگزار را با دروغگوی بی تعهد برابر قرار می دهد و همه انها تنها حق یک رای دارند و هر گونه تلاش برای برابر قرار دادن سیستم شورای اسلامی با دموکراسی فاسد محکوم به شکست است. خداوند متعال می فرماید : ( بگو آیا کسانی که می دانند و نمی دانند برابرند؟) و (آیا کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام می دهند را همانند بد کاران قرار میدهیم؟)<br />
السلام علیکم و رحمة الله</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: برهان</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-407</link>
		<author>برهان</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-407</guid>
					<description>یکی از دلایلی که بعضی ها به محض شنیدن یک مطلب از کوره در میرن ، نشان از نوع تعاریف آنها از موضوع است...
برای مثال کسی از سوال کردن و نقد کردن خدا ، دین و عالمان دینی و... عصبانی میشود که تعاریف او از این موضوعات بسیار سست است ،
چرا که باید متأسف بود برای آن دین و خدایی که با نقد یک نفر نتوان از آن دفاع کرد ...
به دوستانی که داعیه دین داری دارند پیشنهاد میکنم ، در عقیده و افکار خود تجدید نظر کنند تا بتوانند آنقدر قوی باشند که در مقابل هر نوع نقد و سوالی قدرت تحمل داشته باشند ،
نه اینکه اینچنین برآشفته شوند و لب به توهین بگشایند ،
چرا که اگر تعاریف ما از خدا و دین خدا صحیح باشد ، دیگر نیازی به حمله کردن به دیگران نداره ،
با احترام</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>یکی از دلایلی که بعضی ها به محض شنیدن یک مطلب از کوره در میرن ، نشان از نوع تعاریف آنها از موضوع است&#8230;<br />
برای مثال کسی از سوال کردن و نقد کردن خدا ، دین و عالمان دینی و&#8230; عصبانی میشود که تعاریف او از این موضوعات بسیار سست است ،<br />
چرا که باید متأسف بود برای آن دین و خدایی که با نقد یک نفر نتوان از آن دفاع کرد &#8230;<br />
به دوستانی که داعیه دین داری دارند پیشنهاد میکنم ، در عقیده و افکار خود تجدید نظر کنند تا بتوانند آنقدر قوی باشند که در مقابل هر نوع نقد و سوالی قدرت تحمل داشته باشند ،<br />
نه اینکه اینچنین برآشفته شوند و لب به توهین بگشایند ،<br />
چرا که اگر تعاریف ما از خدا و دین خدا صحیح باشد ، دیگر نیازی به حمله کردن به دیگران نداره ،<br />
با احترام</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: طرفدار آقا شهرام</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-408</link>
		<author>طرفدار آقا شهرام</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-408</guid>
					<description>ایا میدانید فرق انسان با حیوان چیست؟خداوند به انسانها قوه ی تفکر وتعقل داده است تا فکر کنند و بهترین راه را برگزینند و کورکورانه از انسان های که نام خودشان را علما نامیده اند تقلید ننماید.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ایا میدانید فرق انسان با حیوان چیست؟خداوند به انسانها قوه ی تفکر وتعقل داده است تا فکر کنند و بهترین راه را برگزینند و کورکورانه از انسان های که نام خودشان را علما نامیده اند تقلید ننماید.</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: ی</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-409</link>
		<author>ی</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-409</guid>
					<description>از آقای محمد نظری به خاطر پاسخ زیبایشان تشکر می کنم.
امید است که این مباحث با مدیریتی قوی و رعایت موازین اخلاقی و احترام متقابل به مسیری صحیح هدایت شوند.
از مدیریت محترم و زحمتکش سایت نیز تقاضا دارم پیام هایی را که سبب انزجار و دوبهم زنی می شوند و هدفشان فقط تشنج و یا از روی نفهمی است تائید ننمایند.
خدا قوت</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>از آقای محمد نظری به خاطر پاسخ زیبایشان تشکر می کنم.<br />
امید است که این مباحث با مدیریتی قوی و رعایت موازین اخلاقی و احترام متقابل به مسیری صحیح هدایت شوند.<br />
از مدیریت محترم و زحمتکش سایت نیز تقاضا دارم پیام هایی را که سبب انزجار و دوبهم زنی می شوند و هدفشان فقط تشنج و یا از روی نفهمی است تائید ننمایند.<br />
خدا قوت</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: رستم . م - طرفدار حقیقت</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-410</link>
		<author>رستم . م - طرفدار حقیقت</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-410</guid>
					<description>سلام و درود خدا بر شیخ سید احمد هاشمی. سعی کردم بدون طرفداری از شخص خاصی نظرات دوستان را ملاحظه نمایم. به وضوح پیداست که حق با برادران عزیز آقایان فتحی و نظری است اما متاسفانه می بینم که برخی با پوشیدن لباس روشنفکری و دانشمندنمایی می خواهند برادران عزیز ما را مورد تحقیر استهزاء قرار دهند. البته اسلحه ی تحقیر و استهزاء و مظلوم نمایی در طول تاریخ مورد استفاده ی همه ی ..... ها بوده است. به برادران عزیزم پیشنهاد می کنم که زیاد خودشان را به اراجیف تاریک فکران روشنفکر نما ی مغرور مشغول نکنند.آخر اتهام کوته فکری و بیسوادی و جامعه نشناس وارد نمودن به مومنان از سنتهای تغییر ناپذیر در طول تاریخ بوده است و است : قال تعالی:( فقال الملأ الذين كفروا من قومه ما نراك إلا بشرا مثلنا وما نراك اتبعك إلا الذين هم أراذلنا بادى الرأى وما نرى لكم علينا من فضل بل نظنكم كاذبين ) « پس بزرگان کافر قوم نوح به نوح گفتند تو را نمی بینیم مگر بشری مثل خودمان و ما کسانی را که از تو پیروی کرده اند (مومنان) را جز اراذل کوته فکری نمی بینیم.....»
به کوچولوهای دانشمندنما هم به صراحت بگویم : دیگر این حرفا تاریخ مصرفش گذشته حالا دیگه اسلام از سمت شرق و غرب کشورشما داره بر میگرده تا حکومت و رهبری دنیا رو به دست بگیره هرچند که تاریکفکران روشنفکرنما را خوش نیاید و هرچند ستمگران روزگار آنها را تروریست و تندرو و کوته فکر و...و... بنامندو هر چند آمریکا و کوتوله هایش با تمام نیرو با آنها بجنگند. و لله العزة و لرسوله و للمومنین ولکن المنافقین لا یعلمون.


جهان رو بدست بگیره هر چند که تاریک فکران</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام و درود خدا بر شیخ سید احمد هاشمی. سعی کردم بدون طرفداری از شخص خاصی نظرات دوستان را ملاحظه نمایم. به وضوح پیداست که حق با برادران عزیز آقایان فتحی و نظری است اما متاسفانه می بینم که برخی با پوشیدن لباس روشنفکری و دانشمندنمایی می خواهند برادران عزیز ما را مورد تحقیر استهزاء قرار دهند. البته اسلحه ی تحقیر و استهزاء و مظلوم نمایی در طول تاریخ مورد استفاده ی همه ی &#8230;.. ها بوده است. به برادران عزیزم پیشنهاد می کنم که زیاد خودشان را به اراجیف تاریک فکران روشنفکر نما ی مغرور مشغول نکنند.آخر اتهام کوته فکری و بیسوادی و جامعه نشناس وارد نمودن به مومنان از سنتهای تغییر ناپذیر در طول تاریخ بوده است و است : قال تعالی:( فقال الملأ الذين كفروا من قومه ما نراك إلا بشرا مثلنا وما نراك اتبعك إلا الذين هم أراذلنا بادى الرأى وما نرى لكم علينا من فضل بل نظنكم كاذبين ) « پس بزرگان کافر قوم نوح به نوح گفتند تو را نمی بینیم مگر بشری مثل خودمان و ما کسانی را که از تو پیروی کرده اند (مومنان) را جز اراذل کوته فکری نمی بینیم&#8230;..»<br />
به کوچولوهای دانشمندنما هم به صراحت بگویم : دیگر این حرفا تاریخ مصرفش گذشته حالا دیگه اسلام از سمت شرق و غرب کشورشما داره بر میگرده تا حکومت و رهبری دنیا رو به دست بگیره هرچند که تاریکفکران روشنفکرنما را خوش نیاید و هرچند ستمگران روزگار آنها را تروریست و تندرو و کوته فکر و&#8230;و&#8230; بنامندو هر چند آمریکا و کوتوله هایش با تمام نیرو با آنها بجنگند. و لله العزة و لرسوله و للمومنین ولکن المنافقین لا یعلمون.</p>
<p>جهان رو بدست بگیره هر چند که تاریک فکران</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: سیداحمد هاشمی</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-411</link>
		<author>سیداحمد هاشمی</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-411</guid>
					<description>با سلام و درود خدمت همه دوستانی که با اظهار نظرهای خود بر بنده منت نهاده، واین وبلاگ را با نظرات خود مزین کردند. خوشحالم از اینکه این پنجره، فضایی شده است که دوستان عزیز، چه آشنا وچه ناشناس، نظرات خود را آزادانه بیان می کنند.
قبل از هر چیز، خدمت برادر عزیزمان خلفان، که نظرشان مستقیما به موضوع مربوط می شد، عرض کنم که فرمایش ایشان را به آخر مطلب ضمیمه کرده ام، ملاحظه بفرمایید.
از منصور آقا هم به خاطر لطف واظهار محبتشان تشکر می کنم، سلام مرا هم به دوستان برسانید.
حالا برویم سر اصل مطلب: اگر دوستان عزیزی که در این بحث مشارکت داشته اند، مرا به عنوان برادر بزرگتر (البته از لحاظ سنی) بپذیرند، می خواهم به نوعی در اینجا پادر میانی کنم، تا خدای ناکرده این بحثها، به اخوت وبرادری ما، که از اساسیات دینمان است، لطمه ای نزند.
فقط قبل از پادر میانی از دوستان شرکت کننده خواهشمندم، مسیر بحث را به سویی سوق دهند، که به کاهش تنش کمک کند، ونه به افزایش آن. یک بچه یکساله قادر است نه یک خانه بلکه یک شهر را به آتش بکشد، ولی یک اکیپ آتش نشانی لازم است تا آن آتش را خاموش کنند. تنش زایی هنر نیست، بلکه تنش زدایی هنر است.
قبلا هم عرض کرده ام که اختلاف نظر در بین افراد بشر قانون ربانی وسنتی الهیست، ولی هنر ما در این است که با وجود اختلاف نظر، بتوانیم همدیگر را تحمل کنیم، وبرادری واحترام همدیگر را حفظ نماییم، واز استعمال الفاظی که شاید برای طرف مقابل از بار منفی برخوردار باشند، خودداری نماییم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام و درود خدمت همه دوستانی که با اظهار نظرهای خود بر بنده منت نهاده، واین وبلاگ را با نظرات خود مزین کردند. خوشحالم از اینکه این پنجره، فضایی شده است که دوستان عزیز، چه آشنا وچه ناشناس، نظرات خود را آزادانه بیان می کنند.<br />
قبل از هر چیز، خدمت برادر عزیزمان خلفان، که نظرشان مستقیما به موضوع مربوط می شد، عرض کنم که فرمایش ایشان را به آخر مطلب ضمیمه کرده ام، ملاحظه بفرمایید.<br />
از منصور آقا هم به خاطر لطف واظهار محبتشان تشکر می کنم، سلام مرا هم به دوستان برسانید.<br />
حالا برویم سر اصل مطلب: اگر دوستان عزیزی که در این بحث مشارکت داشته اند، مرا به عنوان برادر بزرگتر (البته از لحاظ سنی) بپذیرند، می خواهم به نوعی در اینجا پادر میانی کنم، تا خدای ناکرده این بحثها، به اخوت وبرادری ما، که از اساسیات دینمان است، لطمه ای نزند.<br />
فقط قبل از پادر میانی از دوستان شرکت کننده خواهشمندم، مسیر بحث را به سویی سوق دهند، که به کاهش تنش کمک کند، ونه به افزایش آن. یک بچه یکساله قادر است نه یک خانه بلکه یک شهر را به آتش بکشد، ولی یک اکیپ آتش نشانی لازم است تا آن آتش را خاموش کنند. تنش زایی هنر نیست، بلکه تنش زدایی هنر است.<br />
قبلا هم عرض کرده ام که اختلاف نظر در بین افراد بشر قانون ربانی وسنتی الهیست، ولی هنر ما در این است که با وجود اختلاف نظر، بتوانیم همدیگر را تحمل کنیم، وبرادری واحترام همدیگر را حفظ نماییم، واز استعمال الفاظی که شاید برای طرف مقابل از بار منفی برخوردار باشند، خودداری نماییم.</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: سیداحمد هاشمی</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-412</link>
		<author>سیداحمد هاشمی</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-412</guid>
					<description>من به شهرام عزیز عرض می کنم که شاید از دیدگاه بسیاری از دوستان، کلماتی که شما استعمال کرده اید، بار منفی نداشته باشد، وتوهین محسوب نشود، چرا که باعتقاد این عزیزان، شما در سیاق یک سؤال شرعی آنرا مطرح کرده اید. ولی شاید همین کلمات برای دوستان دیگر قابل تحمل نباشد، وآنرا توهین تلقی کنند، بالاخره برداشتها و تحملها با هم متفاوت است. لذا زیبنده تر این است که در چنین مواردی مراعات حال مخاطبین را نموده، ودر انتخاب کلمات دقت بیشتری بخرج دهیم.

خدمت رضای عزیز ومحمد عزیز هم عرض کنم که غیرت دینی امری مطلوب است، اما در حد اعتدال، اگر این غیرت از حالت اعتدال خارج شود، باحتمال زیاد نتایج معکوس ببار خواهد آورد. گاهی اوقات انسان مسلمان می خواهد، از روی حسن نیت جلو کار منکری را بگیرد، اما چون غیرت خود را کنترل نمی کند، دست به کاری می زند، که منجر به منکر بزرگتری می شود. مثلا یک نامسلمان به پیامبر شما توهین می کند، شما هم غیرتی می شوید، ومتقابلا به پیامبر واعتقادات او و یا خودش توهین می کنید، او هم بر می گردد و همه مقدسات شما را به باد دشنام می گیرد. چنین نهی از منکری نه تنها واجب نیست بلکه حرام است، چرا که منجر به منکر بزرگتری شده است. وبدین جهت است که خداوند می فرماید: (ولاتسبوا الذین یدعون من دون الله فیسبوا الله عدوا بغیر علم) یعنی: کسانی که غیر ازخدا را فرا می خوانند، دشنام ندهید، چرا که آنها از روی دشمنی ونادانی خدا را دشنام می دهند.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من به شهرام عزیز عرض می کنم که شاید از دیدگاه بسیاری از دوستان، کلماتی که شما استعمال کرده اید، بار منفی نداشته باشد، وتوهین محسوب نشود، چرا که باعتقاد این عزیزان، شما در سیاق یک سؤال شرعی آنرا مطرح کرده اید. ولی شاید همین کلمات برای دوستان دیگر قابل تحمل نباشد، وآنرا توهین تلقی کنند، بالاخره برداشتها و تحملها با هم متفاوت است. لذا زیبنده تر این است که در چنین مواردی مراعات حال مخاطبین را نموده، ودر انتخاب کلمات دقت بیشتری بخرج دهیم.</p>
<p>خدمت رضای عزیز ومحمد عزیز هم عرض کنم که غیرت دینی امری مطلوب است، اما در حد اعتدال، اگر این غیرت از حالت اعتدال خارج شود، باحتمال زیاد نتایج معکوس ببار خواهد آورد. گاهی اوقات انسان مسلمان می خواهد، از روی حسن نیت جلو کار منکری را بگیرد، اما چون غیرت خود را کنترل نمی کند، دست به کاری می زند، که منجر به منکر بزرگتری می شود. مثلا یک نامسلمان به پیامبر شما توهین می کند، شما هم غیرتی می شوید، ومتقابلا به پیامبر واعتقادات او و یا خودش توهین می کنید، او هم بر می گردد و همه مقدسات شما را به باد دشنام می گیرد. چنین نهی از منکری نه تنها واجب نیست بلکه حرام است، چرا که منجر به منکر بزرگتری شده است. وبدین جهت است که خداوند می فرماید: (ولاتسبوا الذین یدعون من دون الله فیسبوا الله عدوا بغیر علم) یعنی: کسانی که غیر ازخدا را فرا می خوانند، دشنام ندهید، چرا که آنها از روی دشمنی ونادانی خدا را دشنام می دهند.</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: سیداحمد هاشمی</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-413</link>
		<author>سیداحمد هاشمی</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-413</guid>
					<description>نکته دیگری که خواستم خدمت همه بزرگواران عرض کنم این است، که در طول تاریخ اسلام، کمتر شینده شده که کسی با بحث و مجادله مجذوب این دین بزرگ شده باشد، بسیاری از کسانی که به سرور عالم صلوات ربی وسلامه علیه ایمان آوردند، وبه دین او گردن نهادند، شیفته ومجذوب اخلاق، رفتار،مهربانی، خوش قلبی، وبزرگواری وسعه صدر آن بزرگوار شدند، لذا دین او را قبول کردند. خداوند چه زیبا می فرماید:(فبما رحمة من الله لنت لهم ولو کنت فظا غلیظ القلب لاانفضوا من حولک) یعنی: پس بخاطر رحمت خدا با آنها نرمی کردی، واگر درشتخو وسنگدل بودی از دور وبرت پراکنده می شدند.
در سیره پیامبر سراغ نداریم که کسی با پیامبربحث و مناظره کرده باشد، وآنحضرت در بحث ومناظره او را شکست داده باشد، وسپس ایمان بیاورد. مشرکین ویهود آنحضرت را در مقابل سؤالهای چالش انگیز قرار می دادند، وآنحضرت با سعه صدر با آنها جواب می داد، ویا منتظر وحی می ماند.

نتیجه ای می خواهم بگیرم این است که بحثهای داغ اینچنینی هیچگاه منجر به احقاق حق نمی شود، چرا که هر کس در پی احقاق خود است، بحث ومجادله در کل نکوهیده نیست، اما به تعبیر قرآن باید (بالتی هي أحسن) باشد، یعنی به نیکوترین شیوه، ونیکوترین شیوه آن است که طرفین حرمت همدیگر را نگه دارند؛ همدیگر را تحمل کنند، ودر پی احقاق حق باشند. امام شافعی میفرماید: « با هیچکس مناظره نکردم، مگر اینکه آرزو داشتم خداوند حق را بر زبان او آشکار کند»

در پایان، اول خود وسپس همه بزرگواران را به فرمایشی گهر بار از سرور دوعالم یادآور می شوم که فرمود:« أنا زعيم ببيت في ربض الجنة لمن ترک المراء ولو کان محقا، وببیت فی وسط الجنة لمن ترک الکذب ولو کان مازحا، وببیت في أعلی الجنة لمن حسن خلقه» یعنی: من ضامن خانه ای در پیرامون بهشت هستم برای کسی که بحث وجدل (بیهوده) را ترک کند، واگر چه بر حق باشد، وخانه ای در وسط بهشت ضامن هستم برای کسی که دروغ را ترک کند، وگرچه به شوخی باشد، وخانه ای در بالای بهشت ضامن هستم برای کسی که اخلاقش نیکو باشد.
همگی موفق و مؤید و منصور باشید.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>نکته دیگری که خواستم خدمت همه بزرگواران عرض کنم این است، که در طول تاریخ اسلام، کمتر شینده شده که کسی با بحث و مجادله مجذوب این دین بزرگ شده باشد، بسیاری از کسانی که به سرور عالم صلوات ربی وسلامه علیه ایمان آوردند، وبه دین او گردن نهادند، شیفته ومجذوب اخلاق، رفتار،مهربانی، خوش قلبی، وبزرگواری وسعه صدر آن بزرگوار شدند، لذا دین او را قبول کردند. خداوند چه زیبا می فرماید:(فبما رحمة من الله لنت لهم ولو کنت فظا غلیظ القلب لاانفضوا من حولک) یعنی: پس بخاطر رحمت خدا با آنها نرمی کردی، واگر درشتخو وسنگدل بودی از دور وبرت پراکنده می شدند.<br />
در سیره پیامبر سراغ نداریم که کسی با پیامبربحث و مناظره کرده باشد، وآنحضرت در بحث ومناظره او را شکست داده باشد، وسپس ایمان بیاورد. مشرکین ویهود آنحضرت را در مقابل سؤالهای چالش انگیز قرار می دادند، وآنحضرت با سعه صدر با آنها جواب می داد، ویا منتظر وحی می ماند.</p>
<p>نتیجه ای می خواهم بگیرم این است که بحثهای داغ اینچنینی هیچگاه منجر به احقاق حق نمی شود، چرا که هر کس در پی احقاق خود است، بحث ومجادله در کل نکوهیده نیست، اما به تعبیر قرآن باید (بالتی هي أحسن) باشد، یعنی به نیکوترین شیوه، ونیکوترین شیوه آن است که طرفین حرمت همدیگر را نگه دارند؛ همدیگر را تحمل کنند، ودر پی احقاق حق باشند. امام شافعی میفرماید: « با هیچکس مناظره نکردم، مگر اینکه آرزو داشتم خداوند حق را بر زبان او آشکار کند»</p>
<p>در پایان، اول خود وسپس همه بزرگواران را به فرمایشی گهر بار از سرور دوعالم یادآور می شوم که فرمود:« أنا زعيم ببيت في ربض الجنة لمن ترک المراء ولو کان محقا، وببیت فی وسط الجنة لمن ترک الکذب ولو کان مازحا، وببیت في أعلی الجنة لمن حسن خلقه» یعنی: من ضامن خانه ای در پیرامون بهشت هستم برای کسی که بحث وجدل (بیهوده) را ترک کند، واگر چه بر حق باشد، وخانه ای در وسط بهشت ضامن هستم برای کسی که دروغ را ترک کند، وگرچه به شوخی باشد، وخانه ای در بالای بهشت ضامن هستم برای کسی که اخلاقش نیکو باشد.<br />
همگی موفق و مؤید و منصور باشید.</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: یک غریبه</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-414</link>
		<author>یک غریبه</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-414</guid>
					<description>واقعا انسان به یاد این حدیث پیامبر می افته که فرمودند : زمانی خواهد آمد که متمسک به دینش همچون کسی است که اخگر آتش بدست گرفته باشد و نیزصلی الله علیه و سلم فرمودند : اسلام غریب آغاز شده و بزودی غریب می شود همانطور که آغاز شد. از آقای هاشمی هم به خاطر اظهار لطف و اراداتشان به برادرای دینیشون تشکر می کنم خصوص این قسمت از سخنشون : ((بالاخره برداشتها و تحملها با هم متفاوت است. لذا زیبنده تر این است که در چنین مواردی مراعات حال مخاطبین را نموده، ودر انتخاب کلمات دقت بیشتری بخرج دهیم. )) و خصوصا کلمات مراعات حال مخاطبین... پیوندتان خجسته باد.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>واقعا انسان به یاد این حدیث پیامبر می افته که فرمودند : زمانی خواهد آمد که متمسک به دینش همچون کسی است که اخگر آتش بدست گرفته باشد و نیزصلی الله علیه و سلم فرمودند : اسلام غریب آغاز شده و بزودی غریب می شود همانطور که آغاز شد. از آقای هاشمی هم به خاطر اظهار لطف و اراداتشان به برادرای دینیشون تشکر می کنم خصوص این قسمت از سخنشون : ((بالاخره برداشتها و تحملها با هم متفاوت است. لذا زیبنده تر این است که در چنین مواردی مراعات حال مخاطبین را نموده، ودر انتخاب کلمات دقت بیشتری بخرج دهیم. )) و خصوصا کلمات مراعات حال مخاطبین&#8230; پیوندتان خجسته باد.</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: همون غریبه</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-415</link>
		<author>همون غریبه</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-415</guid>
					<description>آقای هاشمی فرموده بودید :( مثلا یک نامسلمان به پیامبر شما توهین می کند، شما هم غیرتی می شوید، ومتقابلا به پیامبر واعتقادات او و یا خودش توهین می کنید، او هم بر می گردد و همه مقدسات شما را به باد دشنام می گیرد. چنین نهی از منکری نه تنها واجب نیست ) خواستم متذکر شوم که توهین به هر پیامبری کفر است چه منجر به فساد بزرگتر بشود چه نه</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>آقای هاشمی فرموده بودید <img src='http://khour.ir/kankash/wp-includes/images/smilies/icon_sad.gif' alt=':(' class='wp-smiley' /> مثلا یک نامسلمان به پیامبر شما توهین می کند، شما هم غیرتی می شوید، ومتقابلا به پیامبر واعتقادات او و یا خودش توهین می کنید، او هم بر می گردد و همه مقدسات شما را به باد دشنام می گیرد. چنین نهی از منکری نه تنها واجب نیست ) خواستم متذکر شوم که توهین به هر پیامبری کفر است چه منجر به فساد بزرگتر بشود چه نه</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: شهرام</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-417</link>
		<author>شهرام</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-417</guid>
					<description>با سلام مجدد ،
بار دیگر تأکید میکنم که عزیزان نظرات بنده را کاملاً برعکس متوجه می شوند ... حال چرا نمیدانم!!
------------------------------------------------------
خدمت آقای فتحی عزیز عرض کنم : اینکه انسان مستقیماً و مشخصاً به کسی بگوید بی سواد و... خیلی فرق داره تا بدون نام بردن از کسی ، بگویند:
عده ای ازکسانی که ما از آنها انتظار داریم که در بیان حرف هایشان با آن همه نفوذ و قدرت کلامشان ، نظراتی بیان فرمایند که ، امروزه به عنوان ضعف های بزرگی از مسلمانان ، از آنها سوء استفاده شود...
بگذارید بی پرده بگویم : هدف من از بیان آن مطالبی که دوستان قیچی شده مطالعه فرموده اند ، فقط یک چیز بوده است آن هم اینکه : می خواستم این وبلاگ را که بسیاری از ملاها و آخوندها و علمای ما نیز باز دید کننده آن هستند ، را بهانه ای قرار دهم که به آنها عرض کنم ، وقتی میخواهند در مورد مسئله ای نظر دهند ، به گونه ای اظهار نظر فرمایند که به این راحتی نتوان از نظر آنها سوء استفاده کرد ...
چون بسیار فرق است میان بررسی نظر یک انسان عامی در مورد دین و کسی که عالم دینی است ...
همچنان که دارند از نظر بعضی از علما علیه مسلمانان استفاده میکنند ، و من هم مسلمانم و دوست دارم در جهت پیشرفت دینم قدم بردارم و همچنان که قبلاً هم عرض شد ، علت اینکه از بین این همه وبلاگ اینجا را برای بیان حرفهای دوستم انتخاب کردم (اصلاً شما فکر کنید خودم ، تا نگویید در پس پرده است ) این است که با ظرفیت جناب دکتر آشنا بودم ...
من هم مثل شما دوست ندارم ببینم که حتی از حرفی از حروف اسلام ضعف بگیرند ... چون دینم را دوست و به آن معتقدم ... ولی این سبب نمیشود از پرسیدن در مورد ضعف هایی که به اسلام و علمای اسلامی وارد است ابا کنم ، چون باید در پی دلیل باشم که آیا این ها ضعف هست یا نه ...
و مطمئن باشید هرگز در پی لجاجت بر سر حرفهایم نیستم ...
------
البته این حرف شما و جناب سید را قبول دارم که : نبایستی بلافاصله بعد از به کار بردن این الفاظ آن سوالها را مطرح می کردم ، که سبب شد متاسفانه برداشت ها به این سمت پیش برود که خدای ناکرده من به آن بزرگواران توهین کرده باشم ...
(شاید بیشتر به این خاطر آنها را بی ملاحظه آورده بودم که مطمئن بودم جناب دکتر، قدرت تفکیک آنها را دارند ... قبول دارم که باید همه را در نظر میگرفتم )</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام مجدد ،<br />
بار دیگر تأکید میکنم که عزیزان نظرات بنده را کاملاً برعکس متوجه می شوند &#8230; حال چرا نمیدانم!!<br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;<br />
خدمت آقای فتحی عزیز عرض کنم : اینکه انسان مستقیماً و مشخصاً به کسی بگوید بی سواد و&#8230; خیلی فرق داره تا بدون نام بردن از کسی ، بگویند:<br />
عده ای ازکسانی که ما از آنها انتظار داریم که در بیان حرف هایشان با آن همه نفوذ و قدرت کلامشان ، نظراتی بیان فرمایند که ، امروزه به عنوان ضعف های بزرگی از مسلمانان ، از آنها سوء استفاده شود&#8230;<br />
بگذارید بی پرده بگویم : هدف من از بیان آن مطالبی که دوستان قیچی شده مطالعه فرموده اند ، فقط یک چیز بوده است آن هم اینکه : می خواستم این وبلاگ را که بسیاری از ملاها و آخوندها و علمای ما نیز باز دید کننده آن هستند ، را بهانه ای قرار دهم که به آنها عرض کنم ، وقتی میخواهند در مورد مسئله ای نظر دهند ، به گونه ای اظهار نظر فرمایند که به این راحتی نتوان از نظر آنها سوء استفاده کرد &#8230;<br />
چون بسیار فرق است میان بررسی نظر یک انسان عامی در مورد دین و کسی که عالم دینی است &#8230;<br />
همچنان که دارند از نظر بعضی از علما علیه مسلمانان استفاده میکنند ، و من هم مسلمانم و دوست دارم در جهت پیشرفت دینم قدم بردارم و همچنان که قبلاً هم عرض شد ، علت اینکه از بین این همه وبلاگ اینجا را برای بیان حرفهای دوستم انتخاب کردم (اصلاً شما فکر کنید خودم ، تا نگویید در پس پرده است ) این است که با ظرفیت جناب دکتر آشنا بودم &#8230;<br />
من هم مثل شما دوست ندارم ببینم که حتی از حرفی از حروف اسلام ضعف بگیرند &#8230; چون دینم را دوست و به آن معتقدم &#8230; ولی این سبب نمیشود از پرسیدن در مورد ضعف هایی که به اسلام و علمای اسلامی وارد است ابا کنم ، چون باید در پی دلیل باشم که آیا این ها ضعف هست یا نه &#8230;<br />
و مطمئن باشید هرگز در پی لجاجت بر سر حرفهایم نیستم &#8230;<br />
&#8212;&#8212;<br />
البته این حرف شما و جناب سید را قبول دارم که : نبایستی بلافاصله بعد از به کار بردن این الفاظ آن سوالها را مطرح می کردم ، که سبب شد متاسفانه برداشت ها به این سمت پیش برود که خدای ناکرده من به آن بزرگواران توهین کرده باشم &#8230;<br />
(شاید بیشتر به این خاطر آنها را بی ملاحظه آورده بودم که مطمئن بودم جناب دکتر، قدرت تفکیک آنها را دارند &#8230; قبول دارم که باید همه را در نظر میگرفتم )</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: شهرام</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-418</link>
		<author>شهرام</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-418</guid>
					<description>ولی به هر صورت هنوز معتقدم که علمای بزرگ ما با با وجود تمامی کرامات و شخصیت محترماشان و این همه فتواها و نظرات صحیح شان طبق این اصل که انسان هستند ، در موضوعاتی شاید هنوز سواد کافی و بلند فکری لازمه را ندارند و متاسفانه بعضی از آنها به جای تحقیق بیشتر ، فتواهایی صادرمیکنند که ، بعضی از مخالفان ، از آنها " به راحتی " ضعف میگیرند و برای تخریب اسلام بر روی آن مانور می دهند ...
والسلام علی من التبع الهدی...
-----------------------------------------------------------
دوست گرامی آقای نظری ، امیدوارم با خواندن توضیحات بنده ، دیگر اینچنین متاسف نشوید که فرق توهین و نقد را فقط جناب عالی میدانید ...
ولی کاش برایم دلایل منع رانندگی توسط علمای بزرگوار را آورده بودید ... تا هر گاه در مقابل من از آنها اینچنین انتقادی شد ،
بتوانم در آن لحظه از دینم دفاع کنم ... و مجبور نشوم بگویم ، این نظر شخصی و به اعتقاد من اشتباه آن دسته از علما در این مورد بوده است ...
---------
بعد در مورد اینکه فرموده اید چرا بر روی این فتاوی دست گذاشته ام :
خواستم توضیح بدهم که من این سوالها را به عنوان نمونه ای که تا به حال بیشترین انتقادها را از جانب منتقدین اسلام ازاین دو موضوع شنیده بودم پرسیدم وگرنه حتی اگرمطالب قبلی بنده را بار دیگر با سعه صدر بیشتر مطالعه فرمایید ، احتمالاً متوجه تعدادی دیگراز سوالات بنده نیز خواهید شد ( قضیه فرضیه نفت، قضیه دستاوردهای غرب ، و سه سوال مطرح شده دراولین نظر) خب قرار نیست که به یکباره تمامی سوالات خود را بپرسیم ... باید پاسخ یکی را شنید که به بعدی پرداخت ... آیا این علامت غرور است که شما اینچنین تعبیری از آن کرده اید ...؟
--------
بحث کردن در مورد دیگر مشکلات زنان و مردان را نه من همه ی آنها را میدانم و نه تا به حال برایم سوالی اینچنینی پیش آمده است ، چون اگر سوالی برایم پیش آمده خوشبختانه با پرسیدن، مشکلم حل شده است و دیگر نیازی به مطرح کردن آنها در اینجا پیدا نکرده ام ... همچنان که بارها بعضی ازآنها را از خود جناب دکتر پرسیده ام و جواب هایم را گرفته ام ...اینبار هم قصدم همین بود که گویا نباید در وبلاگ مطرح میکردم و به صورت خصوصی از ایشان میپرسیدم تا از این دست مشکلات پیش نمی آمد...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ولی به هر صورت هنوز معتقدم که علمای بزرگ ما با با وجود تمامی کرامات و شخصیت محترماشان و این همه فتواها و نظرات صحیح شان طبق این اصل که انسان هستند ، در موضوعاتی شاید هنوز سواد کافی و بلند فکری لازمه را ندارند و متاسفانه بعضی از آنها به جای تحقیق بیشتر ، فتواهایی صادرمیکنند که ، بعضی از مخالفان ، از آنها &#8221; به راحتی &#8221; ضعف میگیرند و برای تخریب اسلام بر روی آن مانور می دهند &#8230;<br />
والسلام علی من التبع الهدی&#8230;<br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8211;<br />
دوست گرامی آقای نظری ، امیدوارم با خواندن توضیحات بنده ، دیگر اینچنین متاسف نشوید که فرق توهین و نقد را فقط جناب عالی میدانید &#8230;<br />
ولی کاش برایم دلایل منع رانندگی توسط علمای بزرگوار را آورده بودید &#8230; تا هر گاه در مقابل من از آنها اینچنین انتقادی شد ،<br />
بتوانم در آن لحظه از دینم دفاع کنم &#8230; و مجبور نشوم بگویم ، این نظر شخصی و به اعتقاد من اشتباه آن دسته از علما در این مورد بوده است &#8230;<br />
&#8212;&#8212;&#8212;<br />
بعد در مورد اینکه فرموده اید چرا بر روی این فتاوی دست گذاشته ام :<br />
خواستم توضیح بدهم که من این سوالها را به عنوان نمونه ای که تا به حال بیشترین انتقادها را از جانب منتقدین اسلام ازاین دو موضوع شنیده بودم پرسیدم وگرنه حتی اگرمطالب قبلی بنده را بار دیگر با سعه صدر بیشتر مطالعه فرمایید ، احتمالاً متوجه تعدادی دیگراز سوالات بنده نیز خواهید شد ( قضیه فرضیه نفت، قضیه دستاوردهای غرب ، و سه سوال مطرح شده دراولین نظر) خب قرار نیست که به یکباره تمامی سوالات خود را بپرسیم &#8230; باید پاسخ یکی را شنید که به بعدی پرداخت &#8230; آیا این علامت غرور است که شما اینچنین تعبیری از آن کرده اید &#8230;؟<br />
&#8212;&#8212;&#8211;<br />
بحث کردن در مورد دیگر مشکلات زنان و مردان را نه من همه ی آنها را میدانم و نه تا به حال برایم سوالی اینچنینی پیش آمده است ، چون اگر سوالی برایم پیش آمده خوشبختانه با پرسیدن، مشکلم حل شده است و دیگر نیازی به مطرح کردن آنها در اینجا پیدا نکرده ام &#8230; همچنان که بارها بعضی ازآنها را از خود جناب دکتر پرسیده ام و جواب هایم را گرفته ام &#8230;اینبار هم قصدم همین بود که گویا نباید در وبلاگ مطرح میکردم و به صورت خصوصی از ایشان میپرسیدم تا از این دست مشکلات پیش نمی آمد&#8230;</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: شهرام</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-419</link>
		<author>شهرام</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-419</guid>
					<description>-------
بعد در مورد اینکه فرموده این" بعضی ازما مسلمانان از اظهار وفاداری کامل به تمام احکام شریعتمان شرم میکنیم... "
آیا اینکه آمریکایی ها هر چه را که به نفع خودشان است میپذیرند و در مقابل آنچه که به منافع شان نیست ، مقاومت میکنند ؟ کار صحیحی است که ما بخواهیم از این اخلاق آنها الگو بگیریم ...
در پذیرفتن احکام اسلامی ما مختاریم که با تحقیق و تفحص و پرسیدن نظر علمای صاحب نظر ، بهترین ها را انتخاب کنیم ، نه اینکه به هرحکمی که صادر شد وفادار بمانیم ... اصلاً دلیل محکمی نبود .
و عدم وفاداری به این احکام نیز نمیتواند دلیل بر توهین به اسلام وعلما تلقی شود ... که به تعبیر شما شرمگین باشد .... بلکه نشان از وسعت و شمولیت و تفکر باز مسلمانان است ، که تا دلایل کافی نباشد ، چیزی را نپذیرند و هیچ گاه نفع جمع را فدای منافع شخصی خویش نکنند و به حقوق همه احترام بگذارند ....
-------
و اما این " انسانی " که فرموده این چه کسی باشد که ما ارزشها را از او بگیریم ، بستگی دارد به شخصیت ایشان :اگر انسانی باشد که بتواند با دلایل کافی و با احترام به مقدسات و اعتقادات ما نظری را مطرح کند ، که بر خلاف احکام خداوندی و انسانیت نباشد ... میتوان از اینچنین انسانی ارزشها را دریافت کرد ...
----------
بهتر بود که جواب پیامبر گرامی مان در مقابل کسانی که میگفتند : ( افلا اقتله ؟) را نیز میفرمودید ...
--------
گرچه به من پاسخی در مورد سوالم مبنی بر " ممنوعیت شرکت زنان در انتخابات ..." را نفرمودید ، ولی برایم نظر شما در مورد انتخابات بسیار جالب بود ، و اینکه فرموده اید:
" از نظر بنده اصل و اساس سیستم انتخاباتی کنونی جاهلی و فاسد می باشد.... تا آخر مطلب"
ممنون میشوم که در این مورد توضیحات بیشتری از شما و سایر عزیزان دین شناسمان بشنوم ...
منظورم این است که سوالی برایم پیش آمده و آن هم اینکه حال "انتخابات در اسلام باید چگونه باشد؟ "
و چه شرایطی دارد ؟ وبا رعایت آن شرایط آیا علاوه بر مردان ، زنان نیز میتوانند در آن شرکت کنند.

(امیدوارم این حرف را با دیدی مثبت نگاه کنید... و فقط یک سوال بدانید )</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>&#8212;&#8212;-<br />
بعد در مورد اینکه فرموده این&#8221; بعضی ازما مسلمانان از اظهار وفاداری کامل به تمام احکام شریعتمان شرم میکنیم&#8230; &#8221;<br />
آیا اینکه آمریکایی ها هر چه را که به نفع خودشان است میپذیرند و در مقابل آنچه که به منافع شان نیست ، مقاومت میکنند ؟ کار صحیحی است که ما بخواهیم از این اخلاق آنها الگو بگیریم &#8230;<br />
در پذیرفتن احکام اسلامی ما مختاریم که با تحقیق و تفحص و پرسیدن نظر علمای صاحب نظر ، بهترین ها را انتخاب کنیم ، نه اینکه به هرحکمی که صادر شد وفادار بمانیم &#8230; اصلاً دلیل محکمی نبود .<br />
و عدم وفاداری به این احکام نیز نمیتواند دلیل بر توهین به اسلام وعلما تلقی شود &#8230; که به تعبیر شما شرمگین باشد &#8230;. بلکه نشان از وسعت و شمولیت و تفکر باز مسلمانان است ، که تا دلایل کافی نباشد ، چیزی را نپذیرند و هیچ گاه نفع جمع را فدای منافع شخصی خویش نکنند و به حقوق همه احترام بگذارند &#8230;.<br />
&#8212;&#8212;-<br />
و اما این &#8221; انسانی &#8221; که فرموده این چه کسی باشد که ما ارزشها را از او بگیریم ، بستگی دارد به شخصیت ایشان :اگر انسانی باشد که بتواند با دلایل کافی و با احترام به مقدسات و اعتقادات ما نظری را مطرح کند ، که بر خلاف احکام خداوندی و انسانیت نباشد &#8230; میتوان از اینچنین انسانی ارزشها را دریافت کرد &#8230;<br />
&#8212;&#8212;&#8212;-<br />
بهتر بود که جواب پیامبر گرامی مان در مقابل کسانی که میگفتند : ( افلا اقتله ؟) را نیز میفرمودید &#8230;<br />
&#8212;&#8212;&#8211;<br />
گرچه به من پاسخی در مورد سوالم مبنی بر &#8221; ممنوعیت شرکت زنان در انتخابات &#8230;&#8221; را نفرمودید ، ولی برایم نظر شما در مورد انتخابات بسیار جالب بود ، و اینکه فرموده اید:<br />
&#8221; از نظر بنده اصل و اساس سیستم انتخاباتی کنونی جاهلی و فاسد می باشد&#8230;. تا آخر مطلب&#8221;<br />
ممنون میشوم که در این مورد توضیحات بیشتری از شما و سایر عزیزان دین شناسمان بشنوم &#8230;<br />
منظورم این است که سوالی برایم پیش آمده و آن هم اینکه حال &#8220;انتخابات در اسلام باید چگونه باشد؟ &#8221;<br />
و چه شرایطی دارد ؟ وبا رعایت آن شرایط آیا علاوه بر مردان ، زنان نیز میتوانند در آن شرکت کنند.</p>
<p>(امیدوارم این حرف را با دیدی مثبت نگاه کنید&#8230; و فقط یک سوال بدانید )</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: شهرام</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-420</link>
		<author>شهرام</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-420</guid>
					<description>اما خدمت دوست جدیدمان " رستم . م طرفدار حقیقت " عرض کنم :
بنده فقط از حربه خود دوستان برای جوابشان استفاده نموده ام ... چون نیازی ندارم به اینکه دانشمند نمایی کنم و یا کسی را به استهزا بگیرم ... چون نفعی به من نمی رساند ... و تازه ضرری هم به دوستان دینی ام میرساند ... که این خوشایند ما نیست ، چون محض اطلاع شما اینکه همیشه بین ما اختلاف نظر وجود داشته است ، ولی خدا را شکر تا به حال هیچ وقت نه لب به فحش گشوده ایم (به تعبیر " یه دوست"و نه این ها که شما فرموده اید ...
------
کاش برای گفتن این حرفتان دلایل منطقی ای نیز می آوردید:
" به برادران عزیزم پیشنهاد می کنم که زیاد خودشان را به اراجیف تاریک فکران روشنفکر نما ی مغرور مشغول نکنند ... "
------
و خوشحالم که انسانی چون شما وجود دارد که میتواند مومن را از غیر مومن و مسلمان را از غیر مسلمان و منافق را از مخلص تشخیص دهد ...
که به راحتی تمام ، با استفاده از کرامات و ارتباط با عالم غیب اینجانب را اینگونه خطاب کند :
" ریا کار، مظلوم نما ، استهزاء کننده ، نمونه ای امروزی از بزرگان قوم نوح ، ارازلی کوته فکر ، کوچلوی دانشمند نما ، تاریک فکر و روشنفکرنما ،"
خواستم بگم به قول جناب دکتر در قسمت توضیحات وبلاگ : " بیاد داشته باشیم که توهین و دشنام منطق کسانی است که منطق ندارند."
برای دلایلتان متاسفم ....چون بدون شناخت به راحتی متهم میکنید ... انماالاعمال بالنیات...
--------
در ضمن مطمئن باشید که فقط شما نیستید که به آینده اسلام امیدوارید و از پیشرفت اسلام خوشحال ...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اما خدمت دوست جدیدمان &#8221; رستم . م طرفدار حقیقت &#8221; عرض کنم :<br />
بنده فقط از حربه خود دوستان برای جوابشان استفاده نموده ام &#8230; چون نیازی ندارم به اینکه دانشمند نمایی کنم و یا کسی را به استهزا بگیرم &#8230; چون نفعی به من نمی رساند &#8230; و تازه ضرری هم به دوستان دینی ام میرساند &#8230; که این خوشایند ما نیست ، چون محض اطلاع شما اینکه همیشه بین ما اختلاف نظر وجود داشته است ، ولی خدا را شکر تا به حال هیچ وقت نه لب به فحش گشوده ایم (به تعبیر &#8221; یه دوست&#8221;و نه این ها که شما فرموده اید &#8230;<br />
&#8212;&#8212;<br />
کاش برای گفتن این حرفتان دلایل منطقی ای نیز می آوردید:<br />
&#8221; به برادران عزیزم پیشنهاد می کنم که زیاد خودشان را به اراجیف تاریک فکران روشنفکر نما ی مغرور مشغول نکنند &#8230; &#8221;<br />
&#8212;&#8212;<br />
و خوشحالم که انسانی چون شما وجود دارد که میتواند مومن را از غیر مومن و مسلمان را از غیر مسلمان و منافق را از مخلص تشخیص دهد &#8230;<br />
که به راحتی تمام ، با استفاده از کرامات و ارتباط با عالم غیب اینجانب را اینگونه خطاب کند :<br />
&#8221; ریا کار، مظلوم نما ، استهزاء کننده ، نمونه ای امروزی از بزرگان قوم نوح ، ارازلی کوته فکر ، کوچلوی دانشمند نما ، تاریک فکر و روشنفکرنما ،&#8221;<br />
خواستم بگم به قول جناب دکتر در قسمت توضیحات وبلاگ : &#8221; بیاد داشته باشیم که توهین و دشنام منطق کسانی است که منطق ندارند.&#8221;<br />
برای دلایلتان متاسفم &#8230;.چون بدون شناخت به راحتی متهم میکنید &#8230; انماالاعمال بالنیات&#8230;<br />
&#8212;&#8212;&#8211;<br />
در ضمن مطمئن باشید که فقط شما نیستید که به آینده اسلام امیدوارید و از پیشرفت اسلام خوشحال &#8230;</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: شهرام</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-421</link>
		<author>شهرام</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-421</guid>
					<description>باز سوالی دیگر برایم پیش آمد: آیا بین این دو قول دوستان تناقضی وجود ندارد :
" یک غریبه " :
پیامبر(ص) فرمودند : اسلام غریب آغاز شده و بزودی غریب می شود همانطور که آغاز شد.
و قول " رستم . م طرفدار حقیقت " :
به کوچولوهای دانشمندنما هم به صراحت بگویم : دیگر این حرفا تاریخ مصرفش گذشته حالا دیگه اسلام از سمت شرق وغرب کشورشما داره بر میگرده تا حکومت و رهبری دنیا رو به دست بگیره...
------------------------------------------------------
آقای " ی" من به دیدی کاملاً مثبت به این حرف شما نگاه کردم ... :" از مدیریت محترم و زحمتکش سایت نیز تقاضا دارم پیام هایی را که سبب انزجار و دوبهم زنی می شوند و هدفشان فقط تشنج و یا از روی نفهمی است تائید ننمایند."
امیدوارم شما هم با دیدی مثبت به عرایض بنده نگاه فرمایید....
-----------------------------------------------------
جناب "برهان" از حرفهای شما استفاده کردیم، از آقا منصورهم به خاطر معرفی منبعی جهت دریافت جوابم ممنون ...اجرکم عندالله
------------------------------------------------------
جناب " مهم نیست " ممنون از اینکه شما بالاخره حرفهایم را با دیدی مثبت نگاه فرمودید ، از پیشنهادتان هم ممنون... فقط خواستم با اجازه حرفتان را تصحیح کنم که از این به بعد باید گفت که بعضی از علما در بعضی از فتواهایشان ، از روی سواد کم و ... نظر داده اند و وظیفه ماست که با تحقیق بیشتر بهترین ها را بپذیریم .
------------------------------------------------------</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>باز سوالی دیگر برایم پیش آمد: آیا بین این دو قول دوستان تناقضی وجود ندارد :<br />
&#8221; یک غریبه &#8221; :<br />
پیامبر(ص) فرمودند : اسلام غریب آغاز شده و بزودی غریب می شود همانطور که آغاز شد.<br />
و قول &#8221; رستم . م طرفدار حقیقت &#8221; :<br />
به کوچولوهای دانشمندنما هم به صراحت بگویم : دیگر این حرفا تاریخ مصرفش گذشته حالا دیگه اسلام از سمت شرق وغرب کشورشما داره بر میگرده تا حکومت و رهبری دنیا رو به دست بگیره&#8230;<br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;<br />
آقای &#8221; ی&#8221; من به دیدی کاملاً مثبت به این حرف شما نگاه کردم &#8230; :&#8221; از مدیریت محترم و زحمتکش سایت نیز تقاضا دارم پیام هایی را که سبب انزجار و دوبهم زنی می شوند و هدفشان فقط تشنج و یا از روی نفهمی است تائید ننمایند.&#8221;<br />
امیدوارم شما هم با دیدی مثبت به عرایض بنده نگاه فرمایید&#8230;.<br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8211;<br />
جناب &#8220;برهان&#8221; از حرفهای شما استفاده کردیم، از آقا منصورهم به خاطر معرفی منبعی جهت دریافت جوابم ممنون &#8230;اجرکم عندالله<br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;<br />
جناب &#8221; مهم نیست &#8221; ممنون از اینکه شما بالاخره حرفهایم را با دیدی مثبت نگاه فرمودید ، از پیشنهادتان هم ممنون&#8230; فقط خواستم با اجازه حرفتان را تصحیح کنم که از این به بعد باید گفت که بعضی از علما در بعضی از فتواهایشان ، از روی سواد کم و &#8230; نظر داده اند و وظیفه ماست که با تحقیق بیشتر بهترین ها را بپذیریم .<br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: شهرام</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-422</link>
		<author>شهرام</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-422</guid>
					<description>واما آقای دکتر : این سخنتان را کاملاً قبول دارم :" .... لذا زیبنده تر این است که در چنین مواردی مراعات حال مخاطبین را نموده، ودر انتخاب کلمات دقت بیشتری بخرج دهیم"
امیدوارم با توضیحاتم ، دوستان ارجمند را متوجه نیتم کرده باشم ...
جناب دکتر امیدوارم که مطرح کردن اینچنین سوالاتی از جانب بنده و شرکت دوستان در این بحث ها را با دیدی مثبت نگاه فرمایید ... چرا که از ابتدای بحث هدف بنده رسیدن به جوابی برای سوالات و انتقاداتی که از اسلام وعلما میشنیدم بود ... و متاسفانه هنوز پاسخی دریافت نکرده ام ...
وعلی رغم میل باطنی ام با برداشت دوستان بحث به سمتی دیگررفت....
به هر حال منتظر ترجمه مقاله عربی شما و قولی که به بنده داده اید که انشالله در آینده لطف کنید و به این مسائل بپردازید ، میمانم...
------
وامیدوارم کسی اختلاف نظر و بحث کردن در مورد مبهمات و سوالات ، را به پای دشمنی و خدای ناکرده اختلاف و خصومت با دوستان وبرادرانم برداشت نکند ... و خواهشم این است که این اجازه را به ما بدهید ، اختلاف نظرهایمان را با رعایت اصل احترام در حضور شما مطرح کنیم و در همین مکان با ارشاد و راهنمایی شما به جواب هایمان برسیم ... با تشکر
----------------------------------------------------</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>واما آقای دکتر : این سخنتان را کاملاً قبول دارم :&#8221; &#8230;. لذا زیبنده تر این است که در چنین مواردی مراعات حال مخاطبین را نموده، ودر انتخاب کلمات دقت بیشتری بخرج دهیم&#8221;<br />
امیدوارم با توضیحاتم ، دوستان ارجمند را متوجه نیتم کرده باشم &#8230;<br />
جناب دکتر امیدوارم که مطرح کردن اینچنین سوالاتی از جانب بنده و شرکت دوستان در این بحث ها را با دیدی مثبت نگاه فرمایید &#8230; چرا که از ابتدای بحث هدف بنده رسیدن به جوابی برای سوالات و انتقاداتی که از اسلام وعلما میشنیدم بود &#8230; و متاسفانه هنوز پاسخی دریافت نکرده ام &#8230;<br />
وعلی رغم میل باطنی ام با برداشت دوستان بحث به سمتی دیگررفت&#8230;.<br />
به هر حال منتظر ترجمه مقاله عربی شما و قولی که به بنده داده اید که انشالله در آینده لطف کنید و به این مسائل بپردازید ، میمانم&#8230;<br />
&#8212;&#8212;<br />
وامیدوارم کسی اختلاف نظر و بحث کردن در مورد مبهمات و سوالات ، را به پای دشمنی و خدای ناکرده اختلاف و خصومت با دوستان وبرادرانم برداشت نکند &#8230; و خواهشم این است که این اجازه را به ما بدهید ، اختلاف نظرهایمان را با رعایت اصل احترام در حضور شما مطرح کنیم و در همین مکان با ارشاد و راهنمایی شما به جواب هایمان برسیم &#8230; با تشکر<br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: محمد نظری</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-423</link>
		<author>محمد نظری</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-423</guid>
					<description>السلام علیکم و رحمة الله . با عرض معذرت چون عجله دارم فعلا فقط پاسخ بعضی از سوالات دوست عزیز شهرام رو می دم : اینکه فرموده اید :...احکام اسلامی ما مختاریم که با تحقیق و تفحص و پرسیدن نظر علمای صاحب نظر ، بهترین ها را انتخاب کنیم ، نه اینکه به هرحکمی که صادر شد وفادار بمانیم ... باید بگویم اگر منظور شما از بهترین آسانترین و یا هماهنگترین با افکار دموکراسی و لیبرالیسم است کاملا اشتباه می فرمایید اما اگر منظورتان از بهترین مطابق ترین آنها با قرآن و احادیث صحیح می باشد کاملا با شما موافقم.
2- اما این فرموده تان : اما این " انسانی " که فرموده این چه کسی باشد که ما ارزشها را از او بگیریم ، بستگی دارد به شخصیت ایشان :اگر انسانی باشد که بتواند با دلایل کافی و با احترام به مقدسات و اعتقادات ما نظری را مطرح کند ، که بر خلاف احکام خداوندی و انسانیت نباشد ... میتوان از اینچنین انسانی ارزشها را دریافت کرد ... اینجا هم باید بگویم که انسانها یا به تعبیر درستر حتی پیامبران و علماء تنها نقش تبلیغ و نبیین ارزش های الهی را دارند و نه نقش وضع ارزش و قانون. البته فکر می کنم عقیده ی شما هم همین باشد.
3- اما این فرمایش شما : (بهتر بود که جواب پیامبر گرامی مان در مقابل کسانی که میگفتند : ( افلا اقتله ؟) را نیز میفرمودید ...)
باید خدمت شهرام عزیز عرض کنم پاسخ پیامبر خدا گاهی مثبت و گاهی منفی بود . برای مثال پیامبر ( صلی الله علیه و سلم) به پسر ابن سلول اجازه قتل پدر منافقش را ندادند و فرمودند : تا مردم نگویند محمد یاران خود را می کشد ( او کما قال)
وجای دیگر همچون هنگامی که متفکر یهود کعب بن اشرف شروع به سرودن شعر بر علیه مسلمانان نمود پیامبر خود فرمودند (من لی بکعب بن الاشرف فانه آذی الله و رسوله) چه کسی کار کعب بن اشرف را می سازد چرا که او خدا و رسولش را اذیت می کند یکی از اصحاب عرض کردند ای پیامبر دوست دارید او را بکشم پیامبر عرض کردند : بله ....برای اطلاعات بیشتر به رحیق المختوم مراجعه فرمایید داستان جالبی دارد.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>السلام علیکم و رحمة الله . با عرض معذرت چون عجله دارم فعلا فقط پاسخ بعضی از سوالات دوست عزیز شهرام رو می دم : اینکه فرموده اید :&#8230;احکام اسلامی ما مختاریم که با تحقیق و تفحص و پرسیدن نظر علمای صاحب نظر ، بهترین ها را انتخاب کنیم ، نه اینکه به هرحکمی که صادر شد وفادار بمانیم &#8230; باید بگویم اگر منظور شما از بهترین آسانترین و یا هماهنگترین با افکار دموکراسی و لیبرالیسم است کاملا اشتباه می فرمایید اما اگر منظورتان از بهترین مطابق ترین آنها با قرآن و احادیث صحیح می باشد کاملا با شما موافقم.<br />
۲- اما این فرموده تان : اما این &#8221; انسانی &#8221; که فرموده این چه کسی باشد که ما ارزشها را از او بگیریم ، بستگی دارد به شخصیت ایشان :اگر انسانی باشد که بتواند با دلایل کافی و با احترام به مقدسات و اعتقادات ما نظری را مطرح کند ، که بر خلاف احکام خداوندی و انسانیت نباشد &#8230; میتوان از اینچنین انسانی ارزشها را دریافت کرد &#8230; اینجا هم باید بگویم که انسانها یا به تعبیر درستر حتی پیامبران و علماء تنها نقش تبلیغ و نبیین ارزش های الهی را دارند و نه نقش وضع ارزش و قانون. البته فکر می کنم عقیده ی شما هم همین باشد.<br />
۳- اما این فرمایش شما : (بهتر بود که جواب پیامبر گرامی مان در مقابل کسانی که میگفتند : ( افلا اقتله ؟) را نیز میفرمودید &#8230;)<br />
باید خدمت شهرام عزیز عرض کنم پاسخ پیامبر خدا گاهی مثبت و گاهی منفی بود . برای مثال پیامبر ( صلی الله علیه و سلم) به پسر ابن سلول اجازه قتل پدر منافقش را ندادند و فرمودند : تا مردم نگویند محمد یاران خود را می کشد ( او کما قال)<br />
وجای دیگر همچون هنگامی که متفکر یهود کعب بن اشرف شروع به سرودن شعر بر علیه مسلمانان نمود پیامبر خود فرمودند (من لی بکعب بن الاشرف فانه آذی الله و رسوله) چه کسی کار کعب بن اشرف را می سازد چرا که او خدا و رسولش را اذیت می کند یکی از اصحاب عرض کردند ای پیامبر دوست دارید او را بکشم پیامبر عرض کردند : بله &#8230;.برای اطلاعات بیشتر به رحیق المختوم مراجعه فرمایید داستان جالبی دارد.</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: محمد نظری</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-424</link>
		<author>محمد نظری</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-424</guid>
					<description>اما فرموده شما "انتخابات در اسلام باید چگونه باشد؟ "
و چه شرایطی دارد ؟ وبا رعایت آن شرایط آیا علاوه بر مردان ، زنان نیز میتوانند در آن شرکت کنند.
باید عرض کنم :
انتخابات در اسلام:1- اجازه تعیین نوع حکومت را به مردم نمی دهد برای مثال مردم این حق را ندارند که انتخاب نمایند که حکومتشان اسلامی باشد یا سلطنتی یا مشروطه یا... انواع نظامهای حکومتی وسیاسی دیگر بلکه تنها حکم مشروع بدون در نظر گرفتن نظر مردم حکم اسلامی است
2- انتخابات اسلامی به مساوات حقوق هموطنان و شهروندان بدون در نظر گرفتن آیین و مذهب اعتراف نمی کند بر خلاف دموکراسی لیبرالی غربی
ادامه دارد....
السلام علیکم و رحمة الله و برکاته و ....</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اما فرموده شما &#8220;انتخابات در اسلام باید چگونه باشد؟ &#8221;<br />
و چه شرایطی دارد ؟ وبا رعایت آن شرایط آیا علاوه بر مردان ، زنان نیز میتوانند در آن شرکت کنند.<br />
باید عرض کنم :<br />
انتخابات در اسلام:۱- اجازه تعیین نوع حکومت را به مردم نمی دهد برای مثال مردم این حق را ندارند که انتخاب نمایند که حکومتشان اسلامی باشد یا سلطنتی یا مشروطه یا&#8230; انواع نظامهای حکومتی وسیاسی دیگر بلکه تنها حکم مشروع بدون در نظر گرفتن نظر مردم حکم اسلامی است<br />
۲- انتخابات اسلامی به مساوات حقوق هموطنان و شهروندان بدون در نظر گرفتن آیین و مذهب اعتراف نمی کند بر خلاف دموکراسی لیبرالی غربی<br />
ادامه دارد&#8230;.<br />
السلام علیکم و رحمة الله و برکاته و &#8230;.</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: اندیشه</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-426</link>
		<author>اندیشه</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-426</guid>
					<description>با سلام خدمت همه دوستان
متاسفانه این پنجره مدتی است تبدیل به محلی برای شدیدترین برخورد های غیر منطقی و مشاجرات بین دوستانی شده است که مطمینم اگر ساعتی با هم معاشرت داشتند و یا اندکی سعه صدر بیشتر نشان مدادند هرگز به خود اجازه نمی دادندبه خاطر یک مساله طبیعی فطری و ذاتی بشر که همان اختلاف عقاید باشد چنین به هم پرخاش نمایند
در این مقال سعی ندارم در مقام ناصح دوستان قرار گیرم بلکه مراد این است که نگاهی عمیقتر به این مباحث دوستان چه در مورد محتوای آنها و چه نحوه بیان آنها بپردازم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام خدمت همه دوستان<br />
متاسفانه این پنجره مدتی است تبدیل به محلی برای شدیدترین برخورد های غیر منطقی و مشاجرات بین دوستانی شده است که مطمینم اگر ساعتی با هم معاشرت داشتند و یا اندکی سعه صدر بیشتر نشان مدادند هرگز به خود اجازه نمی دادندبه خاطر یک مساله طبیعی فطری و ذاتی بشر که همان اختلاف عقاید باشد چنین به هم پرخاش نمایند<br />
در این مقال سعی ندارم در مقام ناصح دوستان قرار گیرم بلکه مراد این است که نگاهی عمیقتر به این مباحث دوستان چه در مورد محتوای آنها و چه نحوه بیان آنها بپردازم</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: اندیشه</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-427</link>
		<author>اندیشه</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-427</guid>
					<description>تنش از آنجا شروع شد که آقا شهرام فقط به عنوان مثال از یکی از علما انتقاد نمودند که به روشی ناجوانمردانه پاسخ خود را دریافت نمودند تا شاید متوجه قلم خود باشند و اینچنین به علما توهین نکنند!!!
نکته اول اینکه به اعتقاد بنده اگر ما برای عظمت از دست داده خود که قرنها ست حسرت آن را می خوریم و روز و شب خود را تنها با این غرور کاذب سر می کنیم که تمدن غرب وامدار تمدن اسلامی است شاید دلیل نحوه عمده اش اندیشیدن ما باشد یعنی تا مجموعه معیارهای ما برای فکر و تولید اندیشه و نیز نحوه مواجهه با این پدیده تغییر نکرده باشد نباید انتظار زیادی از خود داشته باشیم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>تنش از آنجا شروع شد که آقا شهرام فقط به عنوان مثال از یکی از علما انتقاد نمودند که به روشی ناجوانمردانه پاسخ خود را دریافت نمودند تا شاید متوجه قلم خود باشند و اینچنین به علما توهین نکنند!!!<br />
نکته اول اینکه به اعتقاد بنده اگر ما برای عظمت از دست داده خود که قرنها ست حسرت آن را می خوریم و روز و شب خود را تنها با این غرور کاذب سر می کنیم که تمدن غرب وامدار تمدن اسلامی است شاید دلیل نحوه عمده اش اندیشیدن ما باشد یعنی تا مجموعه معیارهای ما برای فکر و تولید اندیشه و نیز نحوه مواجهه با این پدیده تغییر نکرده باشد نباید انتظار زیادی از خود داشته باشیم</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: اندیشه</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-428</link>
		<author>اندیشه</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-428</guid>
					<description>به عبارت دیگر اگر امروز تمدن غرب را حداقل در زمینه علمی اینچنین شکوفا می بینیم به خاطر این است که از چند قرن پیش بزرگان و فلاسفه متعدد بنیان های فکری مردم مغرب زمین را به کلی دگرگون نموده اند تا جاییکه اروپایی که تجربه دوران تاریک قرون وسطی را از سر گذرانده است به وضع کنونی رسیده است. آنها با مفاهیمی نظیر تساهل و تسامح,کثرت گرایی و... که حاصل کار فلاسفه بزرگ هستند به چنین جایی رسیدهاند که می توان گفت هم دینشان را دارند و هم آخرتشان را. میدانم تا همین الان نیز برخی از شما به شدت با بنده مخالفید اما جهت توضیح بیشتر عرض نمایم که پیشرفتهای علمی و ظاهری تمدن غرب نظیر فناوری نانو, علوم ارتباطات, زیست شناسی و... همه و همه بنیان های نظری دارند</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>به عبارت دیگر اگر امروز تمدن غرب را حداقل در زمینه علمی اینچنین شکوفا می بینیم به خاطر این است که از چند قرن پیش بزرگان و فلاسفه متعدد بنیان های فکری مردم مغرب زمین را به کلی دگرگون نموده اند تا جاییکه اروپایی که تجربه دوران تاریک قرون وسطی را از سر گذرانده است به وضع کنونی رسیده است. آنها با مفاهیمی نظیر تساهل و تسامح,کثرت گرایی و&#8230; که حاصل کار فلاسفه بزرگ هستند به چنین جایی رسیدهاند که می توان گفت هم دینشان را دارند و هم آخرتشان را. میدانم تا همین الان نیز برخی از شما به شدت با بنده مخالفید اما جهت توضیح بیشتر عرض نمایم که پیشرفتهای علمی و ظاهری تمدن غرب نظیر فناوری نانو, علوم ارتباطات, زیست شناسی و&#8230; همه و همه بنیان های نظری دارند</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: اندیشه</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-429</link>
		<author>اندیشه</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-429</guid>
					<description>بیش از این در مورد غرب صحبت نمی کنم اما کافی است نگاهی بیندازیم به برخوردی که با سوال و انتقاد نسبتا ملایم آقا شهرام شد تا تفا وتها را حس کنیم و اگر نیک بنگریم شاید متوجه بخشی از علل عقب ماندگی خود شویم. البته کافی است به انبوه وبلاگهای فارسی زبان سر بزنیم تا نمونه های بسیاری از کم طاقتی و پرخاشگری مردمان و جوانان و دانشجویان و دینداران این سرزمین را ببینیم. و واقعا اگر اینچنین در مواجهه با کوچکترین انتقاد رو به توهین می آوریم از خود انتظار داریم در مواجهه با پدیده های جدید برخوردی منطقی و عاری از احساس داشته باشیم و به زبان علمی تر پارادایم های خود را گسترش دهیم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>بیش از این در مورد غرب صحبت نمی کنم اما کافی است نگاهی بیندازیم به برخوردی که با سوال و انتقاد نسبتا ملایم آقا شهرام شد تا تفا وتها را حس کنیم و اگر نیک بنگریم شاید متوجه بخشی از علل عقب ماندگی خود شویم. البته کافی است به انبوه وبلاگهای فارسی زبان سر بزنیم تا نمونه های بسیاری از کم طاقتی و پرخاشگری مردمان و جوانان و دانشجویان و دینداران این سرزمین را ببینیم. و واقعا اگر اینچنین در مواجهه با کوچکترین انتقاد رو به توهین می آوریم از خود انتظار داریم در مواجهه با پدیده های جدید برخوردی منطقی و عاری از احساس داشته باشیم و به زبان علمی تر پارادایم های خود را گسترش دهیم</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: اندیشه</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-430</link>
		<author>اندیشه</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-430</guid>
					<description>نکته بعد اینکه این مشاجره قلمی و به ظاهر مقطعی از نظر علمی ریشه های علمی و تاریخی زیادی دارد.
1- همانطور که دیدیم انتقاد آقا شهرام از یکی از علما آن هم بدون بردن نامی خاص و گیریم توهین ایشان به آن عالم دینی محترم چنین مباحثی را در پی داشت. سوال اینجاست اگر آقا شهرام چنین انتقادی را به یکی از پزشکان یا معلمان یا سیاستمداران یا... وارد میکردند آیا باز هم شاهد همچنین واکنشهایی بودیم؟ فکر کنم شما هم با بنده موافقید که جواب منفی است. حال باید ببینیم تفاوتها در کجاست؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>نکته بعد اینکه این مشاجره قلمی و به ظاهر مقطعی از نظر علمی ریشه های علمی و تاریخی زیادی دارد.<br />
۱- همانطور که دیدیم انتقاد آقا شهرام از یکی از علما آن هم بدون بردن نامی خاص و گیریم توهین ایشان به آن عالم دینی محترم چنین مباحثی را در پی داشت. سوال اینجاست اگر آقا شهرام چنین انتقادی را به یکی از پزشکان یا معلمان یا سیاستمداران یا&#8230; وارد میکردند آیا باز هم شاهد همچنین واکنشهایی بودیم؟ فکر کنم شما هم با بنده موافقید که جواب منفی است. حال باید ببینیم تفاوتها در کجاست؟</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: اندیشه</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-431</link>
		<author>اندیشه</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-431</guid>
					<description>شاید یک دلیل این باشد که غیرت دینی همچنین مساله ای را پیش آورد ه است اما این جواب گر چه تا حدودی درست است اما قضیه ابعاد نهان دیگری هم دارد. متاسفانه در طول زمان علمای دینی که همان کارشناسان علوم دینی که واجد یک تخصص منحصر به فرد هستند از حد افراد متخصص بالاتر رفته اند و اگر با دید علمی و جامعه شناختی نگاه کنیم تبدیل به یک قشر و یا حتی فراتر از آن یک طبقه خاص شده اند. (البته در اینجا قصد بیان مفاهیم غامض علم جامه شنا سی را ندارم)
این مساله که در مسیحیت هم سابقه داشته است علل و پیامد های زیادی دارد.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>شاید یک دلیل این باشد که غیرت دینی همچنین مساله ای را پیش آورد ه است اما این جواب گر چه تا حدودی درست است اما قضیه ابعاد نهان دیگری هم دارد. متاسفانه در طول زمان علمای دینی که همان کارشناسان علوم دینی که واجد یک تخصص منحصر به فرد هستند از حد افراد متخصص بالاتر رفته اند و اگر با دید علمی و جامعه شناختی نگاه کنیم تبدیل به یک قشر و یا حتی فراتر از آن یک طبقه خاص شده اند. (البته در اینجا قصد بیان مفاهیم غامض علم جامه شنا سی را ندارم)<br />
این مساله که در مسیحیت هم سابقه داشته است علل و پیامد های زیادی دارد.</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: اندیشه</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-432</link>
		<author>اندیشه</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-432</guid>
					<description>شاید یکی از دلایل این مساله تلاش بسیاری از حکومت ها در طول تاریخ پس از اسلام باشد مانند حکومت عباسیان که با توجه به وجود عامل بسیار قوی دین در جامعه سعی در استفاده از آن برای تثبیت موقعیت خود داشته اند لذا با تشکیل طبقه ای از علمای طرفدار خود این مساله را به تدریج به وجود آورده اند و باعث فربه تر شدن آن شده اند.
دلیل دیگر می تواند وجود این مغلطه باشد که با توجه به اینکه دین مساله ایست مقدس لذا علم دین نیز به تبع ان مقدس است و لذا علمای دینی که در پی کسب این علم هستند تفاوت آشکار با علمای دیگر زمینه ها دارند پس انها عملا به یک گروه خاص تبدیل می شوند</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>شاید یکی از دلایل این مساله تلاش بسیاری از حکومت ها در طول تاریخ پس از اسلام باشد مانند حکومت عباسیان که با توجه به وجود عامل بسیار قوی دین در جامعه سعی در استفاده از آن برای تثبیت موقعیت خود داشته اند لذا با تشکیل طبقه ای از علمای طرفدار خود این مساله را به تدریج به وجود آورده اند و باعث فربه تر شدن آن شده اند.<br />
دلیل دیگر می تواند وجود این مغلطه باشد که با توجه به اینکه دین مساله ایست مقدس لذا علم دین نیز به تبع ان مقدس است و لذا علمای دینی که در پی کسب این علم هستند تفاوت آشکار با علمای دیگر زمینه ها دارند پس انها عملا به یک گروه خاص تبدیل می شوند</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: اندیشه</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-433</link>
		<author>اندیشه</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-433</guid>
					<description>اما پیامد های ایجاد طبقه علمای دینی:
حال با این تفاسیر شاید بهتر بتوان در مورد مساله ای که برای آقا شهرام پیش آمد اظهار نظر کرد. میبینیم که انتقاد و یا توهین به یکی از علمای دینی چگونه می تواند توهین به کل این قشر یا طبقه تفسیر شود.
شایسته است که غیرتمندن دینی متوجه این نکته باشند که تقدس دین و یا علم دین متضمن تقدس برای هیچ عالم دینی نیست چرا که اساسا علمای دینی انان هستند و طبعا واجد همان صفات متعدد و گهگاه متضاد انسان نظیر آزادگ, شجاعت, ترس, قناعت, حرص و طمع و....
لذا هیچ توجیه منطقی وجود ندارد که انتقاد و یا حتی توهین به بخشی از علما اینچنین باعث بر آشفتگی دو ستان شود و انتقاد یا حتی توهین با اهانتی شدیدتر پاسخ داده شود. همچنانکه به عنوان مثال پزشکان حاذق و متعهد و نوع دوست را سراغ داریم در کنار آن پزشکان کم اطلاع و یا بد طینت را نیز می توان یافت و به همین قیاس می توان به دیگران حق داد در مورد بخشی از علمای دینی نیز اظهار نظر نمایند</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اما پیامد های ایجاد طبقه علمای دینی:<br />
حال با این تفاسیر شاید بهتر بتوان در مورد مساله ای که برای آقا شهرام پیش آمد اظهار نظر کرد. میبینیم که انتقاد و یا توهین به یکی از علمای دینی چگونه می تواند توهین به کل این قشر یا طبقه تفسیر شود.<br />
شایسته است که غیرتمندن دینی متوجه این نکته باشند که تقدس دین و یا علم دین متضمن تقدس برای هیچ عالم دینی نیست چرا که اساسا علمای دینی انان هستند و طبعا واجد همان صفات متعدد و گهگاه متضاد انسان نظیر آزادگ, شجاعت, ترس, قناعت, حرص و طمع و&#8230;.<br />
لذا هیچ توجیه منطقی وجود ندارد که انتقاد و یا حتی توهین به بخشی از علما اینچنین باعث بر آشفتگی دو ستان شود و انتقاد یا حتی توهین با اهانتی شدیدتر پاسخ داده شود. همچنانکه به عنوان مثال پزشکان حاذق و متعهد و نوع دوست را سراغ داریم در کنار آن پزشکان کم اطلاع و یا بد طینت را نیز می توان یافت و به همین قیاس می توان به دیگران حق داد در مورد بخشی از علمای دینی نیز اظهار نظر نمایند</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: اندیشه</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-434</link>
		<author>اندیشه</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-434</guid>
					<description>اما باپس از پایان این بحث می توان به اقدام به بر داشت دیکری از از این مباحثات کرد. این مباحثات یا دآور مساله تاریخی نزاع بین دینداران و طلبه ها از یک سو و دانشجویان و یا بع عبارت مصطلح روشنفکران است. نزاعی که متاسفانه همیشه با سو تفاهم از دو سوی بحث همراه بوده است. در واقع آقا شهرام و منتقدان ایشان نظیر آقای نظری به نوعی نماد این دو جریان هستند. در اینجا قصد ندارم به علل این نزع و زمینه های فکری این دو جریان بپردازم اما نکته ای را قابل توجه می دانم:
در این نزاع دینداران از یک سلاح بسار محکم به نام دین بر خوردارند که طرف مقابل چنین حربه ای را در دست ندارد. به همین دلیل بارها میبینیم در این جنگ نابرابر طرف مقابل با این کلمه مورد هجمه قرار می گیرد و شاید حداقل در نظر عوام شرمنده و روسیاه می گردد.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اما باپس از پایان این بحث می توان به اقدام به بر داشت دیکری از از این مباحثات کرد. این مباحثات یا دآور مساله تاریخی نزاع بین دینداران و طلبه ها از یک سو و دانشجویان و یا بع عبارت مصطلح روشنفکران است. نزاعی که متاسفانه همیشه با سو تفاهم از دو سوی بحث همراه بوده است. در واقع آقا شهرام و منتقدان ایشان نظیر آقای نظری به نوعی نماد این دو جریان هستند. در اینجا قصد ندارم به علل این نزع و زمینه های فکری این دو جریان بپردازم اما نکته ای را قابل توجه می دانم:<br />
در این نزاع دینداران از یک سلاح بسار محکم به نام دین بر خوردارند که طرف مقابل چنین حربه ای را در دست ندارد. به همین دلیل بارها میبینیم در این جنگ نابرابر طرف مقابل با این کلمه مورد هجمه قرار می گیرد و شاید حداقل در نظر عوام شرمنده و روسیاه می گردد.</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: اندیشه</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-435</link>
		<author>اندیشه</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-435</guid>
					<description>متاسفانه بارها شاهد بوده ایم در بسیاری از مباحثات مفهوم دین مصادره به مطلوب می گردد و نام دین تا حد وسیله ای جهت کوبیدن رقیب تنزل می باید و به مخاطبان طوری نمایانده می شود که طرف مقابل هیچ الفتی با دین ندارد و چه بسا در جهت مبارزه با دین گام برداشته است و احیانا اگر در بخشی از احکام دینی تشکیک می نماید به خاطر این شک و عدم یقین مورد طعن و چه بسا لعن قرار می گیرد.
البته در سوی مخالف هم گاه کلماتی نظیر روشنفکری و آزاد اندیشی همین نقش را پیدا می کنند اما چه کسی است که نداند کلمه دین چه هیبتی دارد و سو استفاده از آن چه پیامدهای مخربی دارد و چگونه می تواند زمینه ساز تکفیر و سرکوب شود.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>متاسفانه بارها شاهد بوده ایم در بسیاری از مباحثات مفهوم دین مصادره به مطلوب می گردد و نام دین تا حد وسیله ای جهت کوبیدن رقیب تنزل می باید و به مخاطبان طوری نمایانده می شود که طرف مقابل هیچ الفتی با دین ندارد و چه بسا در جهت مبارزه با دین گام برداشته است و احیانا اگر در بخشی از احکام دینی تشکیک می نماید به خاطر این شک و عدم یقین مورد طعن و چه بسا لعن قرار می گیرد.<br />
البته در سوی مخالف هم گاه کلماتی نظیر روشنفکری و آزاد اندیشی همین نقش را پیدا می کنند اما چه کسی است که نداند کلمه دین چه هیبتی دارد و سو استفاده از آن چه پیامدهای مخربی دارد و چگونه می تواند زمینه ساز تکفیر و سرکوب شود.</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: اندیشه</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-436</link>
		<author>اندیشه</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-436</guid>
					<description>جالب اینجاست که در نزد بزخی از دوستان توهین به علمای دینی جرمی است نابخشودنی اما اهانت به" دانشجویان بی سواد جامعه نشناس و بیفکر"!!!! احتمالا عین صواب است و لاجرم مستحق ثواب.
وقت آن است که بیشتر به ارزش دینی که به هر زحمتی به دست ما رسیده است بیندیشیم و به بهانه نگاه دینی از آن در هر بحثی خواسته و ناخواسته به عنوان عامل سرکوب فکر مخالف استفاده نکنیم. باور کنید که می توان غیرتمند باشیم اما در حق کسی توهین و افترا روا نداشه باشیم و دیگران را نیز خالی از هر گونه احساس و غیرت دینی ندانیم.
امید که توهمات از دوستان دور شوند و اینچنین نیندیشند که کیان دین توسط عده ای دانشجوی فارغ از دین در خطر است و گویی آنها ماموریتی خاص از سوی پروردگار در جهت دفع این فتنه دارن</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>جالب اینجاست که در نزد بزخی از دوستان توهین به علمای دینی جرمی است نابخشودنی اما اهانت به&#8221; دانشجویان بی سواد جامعه نشناس و بیفکر&#8221;!!!! احتمالا عین صواب است و لاجرم مستحق ثواب.<br />
وقت آن است که بیشتر به ارزش دینی که به هر زحمتی به دست ما رسیده است بیندیشیم و به بهانه نگاه دینی از آن در هر بحثی خواسته و ناخواسته به عنوان عامل سرکوب فکر مخالف استفاده نکنیم. باور کنید که می توان غیرتمند باشیم اما در حق کسی توهین و افترا روا نداشه باشیم و دیگران را نیز خالی از هر گونه احساس و غیرت دینی ندانیم.<br />
امید که توهمات از دوستان دور شوند و اینچنین نیندیشند که کیان دین توسط عده ای دانشجوی فارغ از دین در خطر است و گویی آنها ماموریتی خاص از سوی پروردگار در جهت دفع این فتنه دارن</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: اندیشه</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-437</link>
		<author>اندیشه</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-437</guid>
					<description>در خلال بحث با بخشی از نظرات دوست عزیز آقای نظری آشنا شدم که به امید پروردگار اگر در آینده نزدیک بتوانم وبلاگی در مورد مسایل فکری تاسیس نمایم در مورد آن مفصلا بحث خواهیم نمود. و در پایان نمیدانم استاد عزیز آقای هاشمی از اینکه صفحه نظرات ربط خود به موضوع اصلی را از دست داده است چه نظری دارند اما اگر ایشان از این مساله ناخرسند هستند من به نوبه خود از اینشان عذر خواهی میکنم
والسلام</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>در خلال بحث با بخشی از نظرات دوست عزیز آقای نظری آشنا شدم که به امید پروردگار اگر در آینده نزدیک بتوانم وبلاگی در مورد مسایل فکری تاسیس نمایم در مورد آن مفصلا بحث خواهیم نمود. و در پایان نمیدانم استاد عزیز آقای هاشمی از اینکه صفحه نظرات ربط خود به موضوع اصلی را از دست داده است چه نظری دارند اما اگر ایشان از این مساله ناخرسند هستند من به نوبه خود از اینشان عذر خواهی میکنم<br />
والسلام</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: خلفان</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-438</link>
		<author>خلفان</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-438</guid>
					<description>السلام علیکم
ظاهرا پیوندها کمتر شده است.آیا سایت در دست کار است يا اینکه...
متشکرم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>السلام علیکم<br />
ظاهرا پیوندها کمتر شده است.آیا سایت در دست کار است يا اینکه&#8230;<br />
متشکرم.</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: محمد نظری</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-440</link>
		<author>محمد نظری</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-440</guid>
					<description>خدمت دوست عزیز (اندیشه) واقعا این حرف شما مرا به تامل و تعجب واداشت ((به عبارت دیگر اگر امروز تمدن غرب را حداقل در زمینه علمی اینچنین شکوفا می بینیم به خاطر این است که از چند قرن پیش بزرگان و فلاسفه متعدد بنیان های فکری مردم مغرب زمین را به کلی دگرگون نموده اند تا جاییکه اروپایی که تجربه دوران تاریک قرون وسطی را از سر گذرانده است به وضع کنونی رسیده است. آنها با مفاهیمی نظیر تساهل و تسامح,کثرت گرایی و... که حاصل کار فلاسفه بزرگ هستند به چنین جایی رسیدهاند که می توان گفت هم دینشان را دارند و هم آخرتشان را. میدانم تا همین الان نیز برخی از شما به شدت با بنده مخالفید اما جهت توضیح بیشتر عرض نمایم که پیشرفتهای علمی و ظاهری تمدن غرب نظیر فناوری نانو, علوم ارتباطات, زیست شناسی و... همه و همه بنیان های نظری دارند))
حاضرم اگر خداوند خواست و سپس وقت اجازه داد در مورد این مسئله با شما به صورت مفصل بحث نمایم آخر مگر نه این است که بسیاری (اگر نگویم بیشتر) دردسرها و عقبماندگی مسلمانان ناشی از همین بحثهای بیهوده ی فلسفی و کلامی ومنطق ارسطویی و فتنه ی اشاعره بوده است وغرب نیز از به پیشرفتهایش نرسید مگر بعد از آنکه به پوچی این مسلک پی برد (ان شاالله مفصل در این مورد بحث می کنیم.)
دوم اینکه این کلام با ارزش امیر المومنین عمر بن خطاب (رضی الله عنه)
را باید به خوبی به یاد داشت : نحن قوم أعزنا الله بالإسلام فإن ابتغينا العزة في غيره أذلنا الله یعنی ما قومی هستیم که خدا ما را با اسلام عزت داد پس اگر عزت و سربلندی را در غیر آن جستجو کردیم خدا ما را ذلیل می کند. صدق سیدنا و مولانا
ان شاء الله این ابحاث را اگر خدا راضی باشد ادامه خواهیم داد . موفق و موید و راهیافته باشید .</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خدمت دوست عزیز (اندیشه) واقعا این حرف شما مرا به تامل و تعجب واداشت ((به عبارت دیگر اگر امروز تمدن غرب را حداقل در زمینه علمی اینچنین شکوفا می بینیم به خاطر این است که از چند قرن پیش بزرگان و فلاسفه متعدد بنیان های فکری مردم مغرب زمین را به کلی دگرگون نموده اند تا جاییکه اروپایی که تجربه دوران تاریک قرون وسطی را از سر گذرانده است به وضع کنونی رسیده است. آنها با مفاهیمی نظیر تساهل و تسامح,کثرت گرایی و&#8230; که حاصل کار فلاسفه بزرگ هستند به چنین جایی رسیدهاند که می توان گفت هم دینشان را دارند و هم آخرتشان را. میدانم تا همین الان نیز برخی از شما به شدت با بنده مخالفید اما جهت توضیح بیشتر عرض نمایم که پیشرفتهای علمی و ظاهری تمدن غرب نظیر فناوری نانو, علوم ارتباطات, زیست شناسی و&#8230; همه و همه بنیان های نظری دارند))<br />
حاضرم اگر خداوند خواست و سپس وقت اجازه داد در مورد این مسئله با شما به صورت مفصل بحث نمایم آخر مگر نه این است که بسیاری (اگر نگویم بیشتر) دردسرها و عقبماندگی مسلمانان ناشی از همین بحثهای بیهوده ی فلسفی و کلامی ومنطق ارسطویی و فتنه ی اشاعره بوده است وغرب نیز از به پیشرفتهایش نرسید مگر بعد از آنکه به پوچی این مسلک پی برد (ان شاالله مفصل در این مورد بحث می کنیم.)<br />
دوم اینکه این کلام با ارزش امیر المومنین عمر بن خطاب (رضی الله عنه)<br />
را باید به خوبی به یاد داشت : نحن قوم أعزنا الله بالإسلام فإن ابتغينا العزة في غيره أذلنا الله یعنی ما قومی هستیم که خدا ما را با اسلام عزت داد پس اگر عزت و سربلندی را در غیر آن جستجو کردیم خدا ما را ذلیل می کند. صدق سیدنا و مولانا<br />
ان شاء الله این ابحاث را اگر خدا راضی باشد ادامه خواهیم داد . موفق و موید و راهیافته باشید .</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: طرفدار حقیقت مجازی</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-441</link>
		<author>طرفدار حقیقت مجازی</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-441</guid>
					<description>با عرض سلام و خسته دباشید خدمت جناب آقای دکتر هاشمی .
قبل از هر چیز جا دارد از وبلاگ پر محتوایتان که باعث جذب هر چه بیشتر ما جوانان به سوی این محفل نورانی شده است تشکر و قدردانی کنیم.
آقای هاشمی تفسیر زیبا و جالب شما از زن و شوهر باعث شده هیچ توصیفی یا تفسیری بهتر از این به ذهن ما خطور نکند،خیلی کامل بود و رسا.متشکریم. 
با خواندن مقاله زیبای شما و سوق یافتن بیشتر نظر ها به سوی حاشیه، ما نیزتوانستیم آزادانه حرفهای دلمان را منعکس کنیم و چه جایی بهتر از اینجا:
ببنید ما از آن دسته از جوانانی هستیم که به خاطر تعصبات خشک این عزیزان( به جز آقا شهرام و کسانی که نظرات ایشان را تصدیق کردند،) از دین زده شده ایم اما ..........
اما اگر کمی تامل کنید تا اینجا مشخص شده که اکثرجوانان با نظرات آقا شهرام موافقند.
اگر کمی دقت کرده باشید هیچ کدام از ما به موضوع اصلی وبلاگ نپرداخته ایم.حال ما نظرات خود را در مورد آن دسته از عزیزان( مخالف) را بیان می کنیم:
ما جوانان حقیر پیشنهاد هایی داریم برای شما بزرگواران(که امیدواریم بزرگوارانه از ما بپذیرید)
1)انتقاد پذیری،مهمترین اصل در موفقیت است.
2)خواهشمندیم کاری نکتید که جوانان سرخورده و ناامید از دین شوند.
3)به نظرات دیگران احترام بگذارید.
4)لطفا در بیان نظراتتان طوری مطرح کنید که واضح باشد و تمامی اقشار جامعه بتوانند بیانات شما را درک کنند.
با تشکر از شما و قبول نظراتمان.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با عرض سلام و خسته دباشید خدمت جناب آقای دکتر هاشمی .<br />
قبل از هر چیز جا دارد از وبلاگ پر محتوایتان که باعث جذب هر چه بیشتر ما جوانان به سوی این محفل نورانی شده است تشکر و قدردانی کنیم.<br />
آقای هاشمی تفسیر زیبا و جالب شما از زن و شوهر باعث شده هیچ توصیفی یا تفسیری بهتر از این به ذهن ما خطور نکند،خیلی کامل بود و رسا.متشکریم.<br />
با خواندن مقاله زیبای شما و سوق یافتن بیشتر نظر ها به سوی حاشیه، ما نیزتوانستیم آزادانه حرفهای دلمان را منعکس کنیم و چه جایی بهتر از اینجا:<br />
ببنید ما از آن دسته از جوانانی هستیم که به خاطر تعصبات خشک این عزیزان( به جز آقا شهرام و کسانی که نظرات ایشان را تصدیق کردند،) از دین زده شده ایم اما &#8230;&#8230;&#8230;.<br />
اما اگر کمی تامل کنید تا اینجا مشخص شده که اکثرجوانان با نظرات آقا شهرام موافقند.<br />
اگر کمی دقت کرده باشید هیچ کدام از ما به موضوع اصلی وبلاگ نپرداخته ایم.حال ما نظرات خود را در مورد آن دسته از عزیزان( مخالف) را بیان می کنیم:<br />
ما جوانان حقیر پیشنهاد هایی داریم برای شما بزرگواران(که امیدواریم بزرگوارانه از ما بپذیرید)<br />
۱)انتقاد پذیری،مهمترین اصل در موفقیت است.<br />
۲)خواهشمندیم کاری نکتید که جوانان سرخورده و ناامید از دین شوند.<br />
۳)به نظرات دیگران احترام بگذارید.<br />
۴)لطفا در بیان نظراتتان طوری مطرح کنید که واضح باشد و تمامی اقشار جامعه بتوانند بیانات شما را درک کنند.<br />
با تشکر از شما و قبول نظراتمان.</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: شرمنده</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-442</link>
		<author>شرمنده</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-442</guid>
					<description>ببخشید آقای دکتر ، با عرض پوزش بنده نظرات" آقای نظری و طرفدار حقیقت مجازی " را از وبلاگ به این قسمت منتقل کردم...
هیچ تغییری ندادم.... فقط اومدم کپی کردم.
شرمنده.... موفق باشید</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ببخشید آقای دکتر ، با عرض پوزش بنده نظرات&#8221; آقای نظری و طرفدار حقیقت مجازی &#8221; را از وبلاگ به این قسمت منتقل کردم&#8230;<br />
هیچ تغییری ندادم&#8230;. فقط اومدم کپی کردم.<br />
شرمنده&#8230;. موفق باشید</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: شرمنده</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-443</link>
		<author>شرمنده</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-443</guid>
					<description>اگر ممکنه در صفحه نخست سایت تعداد بیشتری از پستها را قرار دهید که مجبور نشویم به آرشیو مراجعه کنیم .... یا اینکه موضوعاتی که تاکنون مطرح شده است را در گوشه ای از سایت (فهرست وار)قرار دهید تا سریع تر بتوان به آن دسترسی پیدا کرد....مانند وبلاگ که تمامی موضوعات در یک صفحه قرار داشت...

فکر کنم اگر از عکس های با کیفیت کمتری استفاده کنید سرعت بار گذاری سایت نیز بیشتر خواهد شد...
با تشکر</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اگر ممکنه در صفحه نخست سایت تعداد بیشتری از پستها را قرار دهید که مجبور نشویم به آرشیو مراجعه کنیم &#8230;. یا اینکه موضوعاتی که تاکنون مطرح شده است را در گوشه ای از سایت (فهرست وار)قرار دهید تا سریع تر بتوان به آن دسترسی پیدا کرد&#8230;.مانند وبلاگ که تمامی موضوعات در یک صفحه قرار داشت&#8230;</p>
<p>فکر کنم اگر از عکس های با کیفیت کمتری استفاده کنید سرعت بار گذاری سایت نیز بیشتر خواهد شد&#8230;<br />
با تشکر</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: شرمنده</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-444</link>
		<author>شرمنده</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-444</guid>
					<description>چرا وقتی بر روی نام کسانی که وب سایت داده اند کلیک میکنیم به جای باز شدن صفحه جدید ، آدرس ایشان در همین صفحه باز میشود ...؟
اگر ممکنه تنظیمات این قسمت را به گونه ای قرار دهید که با کلیک بر روی نام وب سایت داران ، صفحه ای جدید باز شود.
با سپاس</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>چرا وقتی بر روی نام کسانی که وب سایت داده اند کلیک میکنیم به جای باز شدن صفحه جدید ، آدرس ایشان در همین صفحه باز میشود &#8230;؟<br />
اگر ممکنه تنظیمات این قسمت را به گونه ای قرار دهید که با کلیک بر روی نام وب سایت داران ، صفحه ای جدید باز شود.<br />
با سپاس</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: طرفدار حقیقت مجازی</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-445</link>
		<author>طرفدار حقیقت مجازی</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-445</guid>
					<description>با عرض معذرت:ما طرفداران حقیقت مجازی هستیم.(یک گروه)</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با عرض معذرت:ما طرفداران حقیقت مجازی هستیم.(یک گروه)</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: سيد احمد هاشمي</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-446</link>
		<author>سيد احمد هاشمي</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-446</guid>
					<description>بسم الله الرحمن الرحیم
قبل از هر چیز لازم است از زحمات یکی از دوستان بسیار عزیز که در طراحی وانتقال مطالب وبلاگ کنکاش از بلاگفا به وردپرس، سنگ تمام گذاشته وهمه زحمات طراحی واتتقال مطالب را متحمل شدند،از صمیم قلب تشکر نمایم،امیدوارم خداوند این عمل ایشان را، مایه سنگینی میزان حسناتشان در روز قیامت قرار دهد. 
از دوست عزیزمان"شرمنده" که از نگاه ما بسیار هم سربلند هستند، بخاطر تذکرات فنی شان تشکر می کنم.خدا به ایشان اجر خیر دهد. 
همینطور لازم است از همه دوستانی که با نظرات خود در این پست شرکت کرده اند، تشکر کنم، ولی نکته ای هست که آقای اندیشه هم به آن اشاره کرده بودند، وآن این بود که صفحه نظرات ربط خود به موضوع اصلی را از دست داده، وبه حاشیه کشیده شده است، نمیدانم تقصیر کیست؟ شاید هم تقصیر من باشد، ولی وارد شدن در چنین مباحثی مثل باتلاق می ماند، که پا گذاشتن اول، دست شماست، ولی وقتی پایتان را گذاشتید، دیگر در آن فرو رفته اید، چه بخواهید، چه نخواهید.
این بحث هم همانطور که مشاهده می فرمایید، دارد به سمت تشنج پیش میرود، وظاهرا پایانی هم ندارد،از این بیم دارم که ادامه این بحث موجب دلخوری و تیرگی روابط دوستان هم کیش و هم عقیده گردد، وبه جای گُل، خار درو کنیم. 
لذا با عرض پوزش به پیشگاه همه عزیزان، خواستم عرض کنم که لطف کنید نظراتتان در رابطه با موضوع مورد بحث باشد، تا به غنی تر شدن بحث، کمک کند. در غیر اینصورت با عرض پوزش نظرات نمایش داده نخواهد شد. 
از همه دوستان خواهشمندم پوزش مرا بپذیرند.
سربلند وپیروز باشید.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>بسم الله الرحمن الرحیم<br />
قبل از هر چیز لازم است از زحمات یکی از دوستان بسیار عزیز که در طراحی وانتقال مطالب وبلاگ کنکاش از بلاگفا به وردپرس، سنگ تمام گذاشته وهمه زحمات طراحی واتتقال مطالب را متحمل شدند،از صمیم قلب تشکر نمایم،امیدوارم خداوند این عمل ایشان را، مایه سنگینی میزان حسناتشان در روز قیامت قرار دهد.<br />
از دوست عزیزمان&#8221;شرمنده&#8221; که از نگاه ما بسیار هم سربلند هستند، بخاطر تذکرات فنی شان تشکر می کنم.خدا به ایشان اجر خیر دهد.<br />
همینطور لازم است از همه دوستانی که با نظرات خود در این پست شرکت کرده اند، تشکر کنم، ولی نکته ای هست که آقای اندیشه هم به آن اشاره کرده بودند، وآن این بود که صفحه نظرات ربط خود به موضوع اصلی را از دست داده، وبه حاشیه کشیده شده است، نمیدانم تقصیر کیست؟ شاید هم تقصیر من باشد، ولی وارد شدن در چنین مباحثی مثل باتلاق می ماند، که پا گذاشتن اول، دست شماست، ولی وقتی پایتان را گذاشتید، دیگر در آن فرو رفته اید، چه بخواهید، چه نخواهید.<br />
این بحث هم همانطور که مشاهده می فرمایید، دارد به سمت تشنج پیش میرود، وظاهرا پایانی هم ندارد،از این بیم دارم که ادامه این بحث موجب دلخوری و تیرگی روابط دوستان هم کیش و هم عقیده گردد، وبه جای گُل، خار درو کنیم.<br />
لذا با عرض پوزش به پیشگاه همه عزیزان، خواستم عرض کنم که لطف کنید نظراتتان در رابطه با موضوع مورد بحث باشد، تا به غنی تر شدن بحث، کمک کند. در غیر اینصورت با عرض پوزش نظرات نمایش داده نخواهد شد.<br />
از همه دوستان خواهشمندم پوزش مرا بپذیرند.<br />
سربلند وپیروز باشید.</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: شهرام</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-449</link>
		<author>شهرام</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-449</guid>
					<description>با سلام …آقای دکتر …با عرض پوزش که با سوال بنده اینقدر بحث به حاشیه کشیده شد و نتیجتاً پاسخ هیچکدام از سوالهایم را نیز نگرفتم…!!کاش سوالهایم را خصوصی مطرح کرده بودم…
———————–
چون به ادامه کشیده شدن بحث نتیجه ای برایم در بر نداشت بجز اینکه مورد …. قرار گیرم …. 
چشم ؛ دیگه ادامه نمیدهم…
با عرض پوزش مجدد ….

خواستم در آخر از شخص آقای دکتر هاشمی و تمامی دوستانی که با دیدی مثبت با نظراتم برخورد کردند و در این بحث ها رعایت احترام متقابل را فرمودند تشکر کنم …
همگی موفق باشید …  به امید دیداری مجدد</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام …آقای دکتر …با عرض پوزش که با سوال بنده اینقدر بحث به حاشیه کشیده شد و نتیجتاً پاسخ هیچکدام از سوالهایم را نیز نگرفتم…!!کاش سوالهایم را خصوصی مطرح کرده بودم…<br />
———————–<br />
چون به ادامه کشیده شدن بحث نتیجه ای برایم در بر نداشت بجز اینکه مورد …. قرار گیرم ….<br />
چشم ؛ دیگه ادامه نمیدهم…<br />
با عرض پوزش مجدد ….</p>
<p>خواستم در آخر از شخص آقای دکتر هاشمی و تمامی دوستانی که با دیدی مثبت با نظراتم برخورد کردند و در این بحث ها رعایت احترام متقابل را فرمودند تشکر کنم …<br />
همگی موفق باشید …  به امید دیداری مجدد</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: اسماعیل</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-459</link>
		<author>اسماعیل</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-459</guid>
					<description>با سلام .... آقای دکتر هاشمی ، از آنجایی که در بحث های بالا و این مقاله مطالبی در مورد زنان و روابط مرد و زن بیان شده است ... خواستم با اجازه شما مطالبی را در مورد فمینسیم که چکیده ای است از کتابی را به صورت خلاصه وار عرض کنم...منتظر نظرات شما در این مورد هستم.با تشکر</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام &#8230;. آقای دکتر هاشمی ، از آنجایی که در بحث های بالا و این مقاله مطالبی در مورد زنان و روابط مرد و زن بیان شده است &#8230; خواستم با اجازه شما مطالبی را در مورد فمینسیم که چکیده ای است از کتابی را به صورت خلاصه وار عرض کنم&#8230;منتظر نظرات شما در این مورد هستم.با تشکر</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: اسماعیل</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-460</link>
		<author>اسماعیل</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-460</guid>
					<description>فمینیسم(راه یا بیراه):
--------------------------
مقدمه: زنان همواره نیمه مؤثری از پیکره انسانیت و جوامع بشری بوده اند ولی به علل و دلایل بسیار تنها در سده اخیر و بویژه در دهه های نزدیکتر به دوران ما ( بخصوص دوران پس از جنگ جهانی دوم ) است که بطور گسترده وارد مرحله ی تازه ای از زندگی اجتماهی و مدنی خویش گشته اند .
این واقعیت از سویی برخاسته از گرایش و نیاز غیر قابل انکار آنان و جوامع بشری به پذیرش و تثبیت نقشی مؤثرتر و جایگاهی شایسته تر برای ایشان بوده است و هم به نوبه خود مسائل جدیدی دیگری درباره آنان را در پی داشته که طبعاً مایه بحث ها و تأملات و پژوهشای اندیشمندان ، مربیان ، روانشناسان و حقوق دانان و ... بوده است ، به گونه ای که میتوان از این روند و فرآیند به «نهضت اجتماعی زنان» یا « رستاخیز نوین زن» تعبیر کرد .
در این میان یکی از مهمترین و مطرح ترین مباحث موجود درباره زنان به حقوق آنان و استیفای هر چه کاملتر آن مربوط میشود و بیشتر همین عوامل است که به پدیده فمینیسم منجر شده است . در حقیقیت فمینیسم با همه وجوه و ابعاد و انواع و تلقی های گوناگون مربوط به آن، بیشتر زاییده شوق و گرایش سرشار زنان برای جبران ستمها و کاستی های تاریخ طولانی گذشته ای که در آن زنان به عنوان جنس دوم و موجوداتی ضعیف وتحقیر شده و کنیز گونه یا دست کم کودکواره قلمداد شده و اغلب شخصیت برابر با مردان نداشته اند.

این گفتار چکیده ای از دست نوشته های زن آمریکایی به نام " دایانا پاسنو " می باشد ،
کسی که خود درون این جریانها زیسته یا شاهد عینی واقعیت ها بوده و با پوست و گوشت و خون خود شهادت میدهد ، جالب است که بدانید خود این زن نیز در نخست یک فمنیست بوده اما با تحقیقات بیشتر اکنون در زمره کسانی است که با این جنبش به مبارزه برخاسته است ،
و اما هدفم از نوشتن این گفتار موارد زیر بوده است :
- وسعت دید دادن ، تفکر و نگرش بیشتر به این قبیل مسائل جهانی
- ضعف مسیحیت و استفاده نادرست از آن ،و به طور کلی اینکه دیگر از آیین مسیح چیزی باقی نمانده است.

- با مقایسه اوضاع میتوان اسلام را بیش از همیشه درک کرد و به قوانین جامع آن در همه ی زمینه ها رسید .
- اینکه هر مکتب ، حزب ، جنبشی ، نمیتواند مبارزه کند ، یکی از مهمترین شرط ها برای مبارزه الهی بودن وغیر بشری بودن است ، که این مکتب ها همگی فاقد آن هستند ،
-سوء استفاده برخی اشخاص که در رأس هستند از این جنبش و مظلومیت بیشتر برای قشر خاصی از مردم

....</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>فمینیسم(راه یا بیراه):<br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8211;<br />
مقدمه: زنان همواره نیمه مؤثری از پیکره انسانیت و جوامع بشری بوده اند ولی به علل و دلایل بسیار تنها در سده اخیر و بویژه در دهه های نزدیکتر به دوران ما ( بخصوص دوران پس از جنگ جهانی دوم ) است که بطور گسترده وارد مرحله ی تازه ای از زندگی اجتماهی و مدنی خویش گشته اند .<br />
این واقعیت از سویی برخاسته از گرایش و نیاز غیر قابل انکار آنان و جوامع بشری به پذیرش و تثبیت نقشی مؤثرتر و جایگاهی شایسته تر برای ایشان بوده است و هم به نوبه خود مسائل جدیدی دیگری درباره آنان را در پی داشته که طبعاً مایه بحث ها و تأملات و پژوهشای اندیشمندان ، مربیان ، روانشناسان و حقوق دانان و &#8230; بوده است ، به گونه ای که میتوان از این روند و فرآیند به «نهضت اجتماعی زنان» یا « رستاخیز نوین زن» تعبیر کرد .<br />
در این میان یکی از مهمترین و مطرح ترین مباحث موجود درباره زنان به حقوق آنان و استیفای هر چه کاملتر آن مربوط میشود و بیشتر همین عوامل است که به پدیده فمینیسم منجر شده است . در حقیقیت فمینیسم با همه وجوه و ابعاد و انواع و تلقی های گوناگون مربوط به آن، بیشتر زاییده شوق و گرایش سرشار زنان برای جبران ستمها و کاستی های تاریخ طولانی گذشته ای که در آن زنان به عنوان جنس دوم و موجوداتی ضعیف وتحقیر شده و کنیز گونه یا دست کم کودکواره قلمداد شده و اغلب شخصیت برابر با مردان نداشته اند.</p>
<p>این گفتار چکیده ای از دست نوشته های زن آمریکایی به نام &#8221; دایانا پاسنو &#8221; می باشد ،<br />
کسی که خود درون این جریانها زیسته یا شاهد عینی واقعیت ها بوده و با پوست و گوشت و خون خود شهادت میدهد ، جالب است که بدانید خود این زن نیز در نخست یک فمنیست بوده اما با تحقیقات بیشتر اکنون در زمره کسانی است که با این جنبش به مبارزه برخاسته است ،<br />
و اما هدفم از نوشتن این گفتار موارد زیر بوده است :<br />
- وسعت دید دادن ، تفکر و نگرش بیشتر به این قبیل مسائل جهانی<br />
- ضعف مسیحیت و استفاده نادرست از آن ،و به طور کلی اینکه دیگر از آیین مسیح چیزی باقی نمانده است.</p>
<p>- با مقایسه اوضاع میتوان اسلام را بیش از همیشه درک کرد و به قوانین جامع آن در همه ی زمینه ها رسید .<br />
- اینکه هر مکتب ، حزب ، جنبشی ، نمیتواند مبارزه کند ، یکی از مهمترین شرط ها برای مبارزه الهی بودن وغیر بشری بودن است ، که این مکتب ها همگی فاقد آن هستند ،<br />
-سوء استفاده برخی اشخاص که در رأس هستند از این جنبش و مظلومیت بیشتر برای قشر خاصی از مردم</p>
<p>&#8230;.</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: اسماعیل</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-461</link>
		<author>اسماعیل</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-461</guid>
					<description>" فرنسیس " ؛ یک آغاز شگفت انگیز
----------------------------------------- 
آیا هنوز کسی «فرنسیس ویلارد» را میشناسد ؟ آیا نام یاد او یاد آور جنبش فمینسم است ؟ 
آری تأثیری که این زن در طول قرن نوزدهم در فرهنگ بجا گذاشت ،امروزه به دست فراموشی سپرده شده است . هنگامی که او در سال 1998 در ایالت ایلینوی در گذشت بیش از سی هزار نفر در تشییع جنازه او شرکت کردند روز نامه ها نوشتند که نام هیچ زنی در دنیای انگلیسی زبان پس از نام ملکه بزرگ انگلستان ، شناخته شده تر از نام خانم ویلارد نیست . او کسی بود که چشم زنان را نسبت به توانایی هایشان باز کرد .
در سالهای 1873 و 1874 بود که نهضت زنان شمال ایالت متحده آمریکا را به لرزه در آورد ، گروهی از زنان متدین فرقه پروتستان برای شنیدن یک سخنرانی در باب اعتدال در مصرف مشروبات الکلی دور هم جمع شده بودند . این زنان پس از شنیدن خطرات مشروب ، به سمت مشروب فروشی ها هجوم بردند و به تظاهرات و نیایش پرداختند و از صاحبان آنها خواستند تا از فروش مشروبات الکلی خودداری کنند . آنها آنقدر آنجا ماندند که کارشان را تعطیل کردند در ظرف سه ماه ، مشروب فروشی ها در 250 شهرک و روستا و 750 کارخانه آبجو سازی تعطیل گردید ، در جریان این مبارزه بود که هزاران زن احساس قدرت کردند و این نخستین باری بود که زنان به طور همگانی برای مسأله خاصی دست به قیام زنند. پس از مدتی فرنسیس عضو فعال اتحادیه زنان مسیحی میانه رو در الکل شد و مدتی بعد به سمت ریاست منصوب گشت ، برای پی بردن به اهمیتی که این سازمان در قرن 19 برای زنان داشت لازم است کمی با شرایط فرهنگی آن زمان آشنا شویم ؛
زنان قدرتی نداشتند و از حق رأی برخوردار نبودند . در بیشتر ایالت ها زنان هویت مستقلی نداشتند و با وابستگی به شوهرانشان شناخته میشدند ، آنان نه حقوق قانونی ، نه حقوق مالکیت و نه در هنگام تولد کودکان اجازه سرپرستی را داشتند . سوء رفتار به زنان و تجاوز با عنف به ندرت با پیگرد قانونی روبرو میشد و حتی در یکی از ایالت ها سن بلوغ را تا 7 سالگی پایین آورده بودند که خود عاملی برای فاحشه گری کودکان و خرید و فروش آنان بود ، مردان هیچ وظیفه ای در قبال حمایت از فرزندان و همسران نداشتند . الکلیسم معضل عمده ای به شمار میرفت. در سال 1900 ، از هر 116 نفر آمریکایی یک نفر به استخدام صنایع الکل سازی در می آمد و در ماساچوست و ورمونت دزدین یک گاو ، از روبودن یک دختر و تجاوز به عفت او جنایت بزرگتری محسوب میشد ، و در ایالت ایلینوی زنا جنایت محسوب نمیشد.
فرانسیس ویلارد در هر زمینه ای از اطلاعات کاملی برخودار بود ، بسیاری از عقاید و دیدگاههای او در آن زمان انقلابی بود ، دیدگاه ویلارد در مورد وجود شرایط مساوی برای زنان و مردان در سخنرانی اش در سال 1891 در واشنگتن به گونه زیبایی بیان شد ، اعضای شورا در این امر متفق القول هستند که باید درهای تمامی موسسات از جمله دانشکده های الهیات ، حقوق و پزشکی به روی زنان به مانند مردان آزادنه باز باشد. نمایندگان زنان دائماً تقاضا کردند که در تمام مکانهایی که زنان و مردان مشغول کار هستند در ازای کار یکسان ، حقوق یکسان پرداخت شود و بالاخره اینکه یک جامعه روشنفکر ، به عنوان تنها نماد یک تمدن پیشرفته که برای مردان و زنان معیار یکسانی از عفت و پاکدامنی انسانی تأیید و تثبیت میکند، تقاضای حقوق مساوی را نیز داشته باشند ، 
اما باز گردیم به سوالی که در اول متن مطرح کردیم و جواب آن را بدهیم ، چرا امروزه اسمی از خانم ویلارد نیست ، برخی مورخان معتقدند که نهضت تحریم تولید و فروش مشروبات الکلی بویژه لغو قوانین تصویب شده منع مشروب ، مضحک به نظر میرسید و با گذشت زمانی اندک اثری تحمل نکردنی رابرای مردم به ارمغان آورد .

.....</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>&#8221; فرنسیس &#8221; ؛ یک آغاز شگفت انگیز<br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8211;<br />
آیا هنوز کسی «فرنسیس ویلارد» را میشناسد ؟ آیا نام یاد او یاد آور جنبش فمینسم است ؟<br />
آری تأثیری که این زن در طول قرن نوزدهم در فرهنگ بجا گذاشت ،امروزه به دست فراموشی سپرده شده است . هنگامی که او در سال ۱۹۹۸ در ایالت ایلینوی در گذشت بیش از سی هزار نفر در تشییع جنازه او شرکت کردند روز نامه ها نوشتند که نام هیچ زنی در دنیای انگلیسی زبان پس از نام ملکه بزرگ انگلستان ، شناخته شده تر از نام خانم ویلارد نیست . او کسی بود که چشم زنان را نسبت به توانایی هایشان باز کرد .<br />
در سالهای ۱۸۷۳ و ۱۸۷۴ بود که نهضت زنان شمال ایالت متحده آمریکا را به لرزه در آورد ، گروهی از زنان متدین فرقه پروتستان برای شنیدن یک سخنرانی در باب اعتدال در مصرف مشروبات الکلی دور هم جمع شده بودند . این زنان پس از شنیدن خطرات مشروب ، به سمت مشروب فروشی ها هجوم بردند و به تظاهرات و نیایش پرداختند و از صاحبان آنها خواستند تا از فروش مشروبات الکلی خودداری کنند . آنها آنقدر آنجا ماندند که کارشان را تعطیل کردند در ظرف سه ماه ، مشروب فروشی ها در ۲۵۰ شهرک و روستا و ۷۵۰ کارخانه آبجو سازی تعطیل گردید ، در جریان این مبارزه بود که هزاران زن احساس قدرت کردند و این نخستین باری بود که زنان به طور همگانی برای مسأله خاصی دست به قیام زنند. پس از مدتی فرنسیس عضو فعال اتحادیه زنان مسیحی میانه رو در الکل شد و مدتی بعد به سمت ریاست منصوب گشت ، برای پی بردن به اهمیتی که این سازمان در قرن ۱۹ برای زنان داشت لازم است کمی با شرایط فرهنگی آن زمان آشنا شویم ؛<br />
زنان قدرتی نداشتند و از حق رأی برخوردار نبودند . در بیشتر ایالت ها زنان هویت مستقلی نداشتند و با وابستگی به شوهرانشان شناخته میشدند ، آنان نه حقوق قانونی ، نه حقوق مالکیت و نه در هنگام تولد کودکان اجازه سرپرستی را داشتند . سوء رفتار به زنان و تجاوز با عنف به ندرت با پیگرد قانونی روبرو میشد و حتی در یکی از ایالت ها سن بلوغ را تا ۷ سالگی پایین آورده بودند که خود عاملی برای فاحشه گری کودکان و خرید و فروش آنان بود ، مردان هیچ وظیفه ای در قبال حمایت از فرزندان و همسران نداشتند . الکلیسم معضل عمده ای به شمار میرفت. در سال ۱۹۰۰ ، از هر ۱۱۶ نفر آمریکایی یک نفر به استخدام صنایع الکل سازی در می آمد و در ماساچوست و ورمونت دزدین یک گاو ، از روبودن یک دختر و تجاوز به عفت او جنایت بزرگتری محسوب میشد ، و در ایالت ایلینوی زنا جنایت محسوب نمیشد.<br />
فرانسیس ویلارد در هر زمینه ای از اطلاعات کاملی برخودار بود ، بسیاری از عقاید و دیدگاههای او در آن زمان انقلابی بود ، دیدگاه ویلارد در مورد وجود شرایط مساوی برای زنان و مردان در سخنرانی اش در سال ۱۸۹۱ در واشنگتن به گونه زیبایی بیان شد ، اعضای شورا در این امر متفق القول هستند که باید درهای تمامی موسسات از جمله دانشکده های الهیات ، حقوق و پزشکی به روی زنان به مانند مردان آزادنه باز باشد. نمایندگان زنان دائماً تقاضا کردند که در تمام مکانهایی که زنان و مردان مشغول کار هستند در ازای کار یکسان ، حقوق یکسان پرداخت شود و بالاخره اینکه یک جامعه روشنفکر ، به عنوان تنها نماد یک تمدن پیشرفته که برای مردان و زنان معیار یکسانی از عفت و پاکدامنی انسانی تأیید و تثبیت میکند، تقاضای حقوق مساوی را نیز داشته باشند ،<br />
اما باز گردیم به سوالی که در اول متن مطرح کردیم و جواب آن را بدهیم ، چرا امروزه اسمی از خانم ویلارد نیست ، برخی مورخان معتقدند که نهضت تحریم تولید و فروش مشروبات الکلی بویژه لغو قوانین تصویب شده منع مشروب ، مضحک به نظر میرسید و با گذشت زمانی اندک اثری تحمل نکردنی رابرای مردم به ارمغان آورد .</p>
<p>&#8230;..</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: اسماعیل</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-462</link>
		<author>اسماعیل</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-462</guid>
					<description>جنبش فمینیستی امروزین:
-------------------------------
همه مردان نسبت به همسران و دوستان دختر  خود بی وفا و خیانتکارند؛ احساس خوشبختی در برخی مواقع زاییده ذهن انسان است و هیچ ارتباطی به رابطه با خداوند یا خدمت به دیگران ندارد؛ ازداواج یک نهاد غیر ضروری است ؛ به زنان از لحاظ ژنتیکی قدرت خاصی اعطا شده ، فقط به خاطر اینکه آنها زن متولد میشوند نه مرد.
هر یک از این دیدگاهها منعکس کننده برنامه فمیسنت های قرن 21 میباشد که از عقاید مسیحیت فاصله گرفته است. جنبش فمینستی در دهه ی 1970 به جای ادامه تمرکز بر اهداف در حوزه هایی که به نفع زنان در همه ی سطوح اقتصادی بود ، دچار تغییر وضیعت عجیبی شد . در این دوره سقط جنین قانونی گردید و طرح قانونی حقوق برابر مطرح گردید ، پس از آن ، همه ی ادعاهای جنبش زنان که بر اساس اصول مسیحیت بود، مطرود شد. برخی فمینیست ها صریحاً فلسفه ای را ترویج کردند که هیچ تفاوتی بجز در ویژگی های فیزیکی که به تولید مثل در مردان مربوط بود ، بین زن و مرد قائل نمیشد  .
با هم نقل قولهایی از بعضی فمینیست های مهم را مرور میکنیم تا درک کنیم که در این به اصطلاح مکتب چه رابطه پر تنشی بین مرد و زن حاکم است.

« در یک جامعه مرد سالار هیچ زنی چه در زندگی ، چه در عشق و حتی در مادری کردن در حق فرزندش ایمن نیست . در مرد سالاری یک زن همیشه قربانی است . چه در گذشته ، چه حال و چه آینده» " خانم آندره دورکین"

«فرهنگ مرد سالاری مستلزم خشونت یا تهدید به خشونت است تا بتواند پا برجا بماند . خطرناکترین وضع برای یک زن وجود مرد ناشناس در خیایان نیست ، بلکه وجود شوهر یا عاشقی است که در انزوای خانه خودش است » " گلوریا استانیم"

« همه مردان مرتکب به زنان عنف هستند ، همه ی آنها » " ماریلین فرنچ" 

بیوه سیاه ( نوعی عنکبوت سمی در کالیفرنای جنوبی ) پس از جفت گیری با حیوان نر آن را می خورد ، بیوه سیاه به این خاطر این کار را میکند که حیوان نر پس از جفت گیری به شدت ضعیف میشود ، و زن متوجه این موضوع شده و او را میکشد . و چقدر جنبش فمینیستی از لحاظ تکنیک و روش به این بیوه سیاه شبیه است !! مردان محکوم به فنا هستند ، آنها به وسیله قانون و تبلیغات تضیعف شده و سپس بلیعیده میشوند . همجنس گرایی امتداد منطقی این فلسفه است ، زیرا دلیلی است برای فمینیست ها که مردان به راستی موجودی زایدند .
و اما فمینیسم :
معیاری های اخلاقی را نابود کرده و زنان را تحت نفوذ خود در آورده است ، دوستی های دو جنس موافق را نابود و آن را تبدیل به جنبشی تحت سلطه مباحث هم جنس بازان در آورد . منجر به ظهور نسلی از مردان شده است که به زنان با بی احترامی و صرفاً به دیده مسائل جنسی مینگرند . و در آخر اینکه فمینسیم ، زنان را قربانی خود ساخته است. 

....</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>جنبش فمینیستی امروزین:<br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-<br />
همه مردان نسبت به همسران و دوستان دختر  خود بی وفا و خیانتکارند؛ احساس خوشبختی در برخی مواقع زاییده ذهن انسان است و هیچ ارتباطی به رابطه با خداوند یا خدمت به دیگران ندارد؛ ازداواج یک نهاد غیر ضروری است ؛ به زنان از لحاظ ژنتیکی قدرت خاصی اعطا شده ، فقط به خاطر اینکه آنها زن متولد میشوند نه مرد.<br />
هر یک از این دیدگاهها منعکس کننده برنامه فمیسنت های قرن ۲۱ میباشد که از عقاید مسیحیت فاصله گرفته است. جنبش فمینستی در دهه ی ۱۹۷۰ به جای ادامه تمرکز بر اهداف در حوزه هایی که به نفع زنان در همه ی سطوح اقتصادی بود ، دچار تغییر وضیعت عجیبی شد . در این دوره سقط جنین قانونی گردید و طرح قانونی حقوق برابر مطرح گردید ، پس از آن ، همه ی ادعاهای جنبش زنان که بر اساس اصول مسیحیت بود، مطرود شد. برخی فمینیست ها صریحاً فلسفه ای را ترویج کردند که هیچ تفاوتی بجز در ویژگی های فیزیکی که به تولید مثل در مردان مربوط بود ، بین زن و مرد قائل نمیشد  .<br />
با هم نقل قولهایی از بعضی فمینیست های مهم را مرور میکنیم تا درک کنیم که در این به اصطلاح مکتب چه رابطه پر تنشی بین مرد و زن حاکم است.</p>
<p>« در یک جامعه مرد سالار هیچ زنی چه در زندگی ، چه در عشق و حتی در مادری کردن در حق فرزندش ایمن نیست . در مرد سالاری یک زن همیشه قربانی است . چه در گذشته ، چه حال و چه آینده» &#8221; خانم آندره دورکین&#8221;</p>
<p>«فرهنگ مرد سالاری مستلزم خشونت یا تهدید به خشونت است تا بتواند پا برجا بماند . خطرناکترین وضع برای یک زن وجود مرد ناشناس در خیایان نیست ، بلکه وجود شوهر یا عاشقی است که در انزوای خانه خودش است » &#8221; گلوریا استانیم&#8221;</p>
<p>« همه مردان مرتکب به زنان عنف هستند ، همه ی آنها » &#8221; ماریلین فرنچ&#8221; </p>
<p>بیوه سیاه ( نوعی عنکبوت سمی در کالیفرنای جنوبی ) پس از جفت گیری با حیوان نر آن را می خورد ، بیوه سیاه به این خاطر این کار را میکند که حیوان نر پس از جفت گیری به شدت ضعیف میشود ، و زن متوجه این موضوع شده و او را میکشد . و چقدر جنبش فمینیستی از لحاظ تکنیک و روش به این بیوه سیاه شبیه است !! مردان محکوم به فنا هستند ، آنها به وسیله قانون و تبلیغات تضیعف شده و سپس بلیعیده میشوند . همجنس گرایی امتداد منطقی این فلسفه است ، زیرا دلیلی است برای فمینیست ها که مردان به راستی موجودی زایدند .<br />
و اما فمینیسم :<br />
معیاری های اخلاقی را نابود کرده و زنان را تحت نفوذ خود در آورده است ، دوستی های دو جنس موافق را نابود و آن را تبدیل به جنبشی تحت سلطه مباحث هم جنس بازان در آورد . منجر به ظهور نسلی از مردان شده است که به زنان با بی احترامی و صرفاً به دیده مسائل جنسی مینگرند . و در آخر اینکه فمینسیم ، زنان را قربانی خود ساخته است. </p>
<p>&#8230;.</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: اسماعیل</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-463</link>
		<author>اسماعیل</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-463</guid>
					<description>کمی بیشتر از فمینیستها:
-------------------------------
فمینیست ها  معتقدند فقط در صورتی کودک را قبل از تولد میتوانیم یک انسان کامل بدانیم که از قبل وجود او را پیش بینی کرده باشیم ، در غیر این صورت او چیزی نیست جز " توده ای از بافت " .این بی منطقی به صورت گسترده ای حاکم بر جامعه است .
مسئله سقط جنین مسئله اخلاقی است نه حق سیاسی ، در حالی که فمنیست ها میخواهند در فرهنگ آن را اینچنین تعریف کنند ، این نکته مهمی است ؛ زیرا در فرهنگ فرامدرن ، مصلحت اندیشی ما و راحت طلبی های شخصی یکی از دلایلی است که زنان را به سقط جنین وا میدارد . تنها را سقط جنین است ... این کار ؛ یعنی کشتن وحشیانه کودکان پیش از تولد ، خارج از دایره اخلاقی است ، ولی در حوزه سیاست میتواند قانونی باشد. به همین دلیل یک فرد مسیحی بارها و بارها چه در داخل کلیسا و چه در خارج از آن میشنود که به مسئله سقط جنین نباید از منظر دین و کلیسا نگریست. فمنیست ها و حامیان آنها در سیاسی کردن این مسئله کاملاً موفق بوده اند و در حالی که این مسئله کاملاً اخلاقی است .
تاکتیکی که فمینیست ها برای گیچ کردن زنان ، ماهرانه از آن استفاده میکنند تسلط بر زبان یا به عبارتی «توجیه» است . از سقط جنین به جای قتل عمد یک کودک در حال رشد به عنوان « بیرون آوردن یک بافت اضافی» یاد میشود . لغت جنین جایگزین لغت نوزاد میشود تا کودک را فاقد صفت انسانی جلوه دهند .
از نظر فمنیست ها بارداری نوعی اسارت است و کودک داخل رحم مادر مزاحمی برای بدن به شمار میرود . " شولامیث فایرستون" فمینیست میگوید : « بارداری پدیده ای که صرفاً به خاطر بقای نسل به تدریج بدن فرد را بد فرم میکند ». کودک درون رحم هنوز انسان نیست . این کودک یک جسم غیر عادی است که به بدن حمله کرده و معمولاً نتیجه فعالیت جنسی مادر است . شما با خال گوشتی زشت و بد منظر چه کار میکنید؟ آن را در می آورید و از دستش خلاص میشوید. اما با بارداری ناخواسته چه میکنید ؟ اگر به کودک به عنوان جسمی مزاحم و مهاجم نگاه کنید سقط جنین که به عنوان عاملی غیر انسانی است برایتان قابل پذیرش میشود . این در حالی است که قانون آزادی سقط جنین توسط دادگاههای عالی به تصویب رسیده و این عمل آزادانه انجام میشود و آری کودکان هنوز شرایط انسان بودن را ندارند، یعنی حقوق انکار ناپذیر بشر شامل حال آنها نشده است.
اما یک سوال: امروزه اوضاع آمریکا چگونه است ؟ جواب را از کسی میگیریم که خود در این کار موهایش را سفید کرده است ، " کارول اورت" صاحب یک کلینیک سقط جنین میباشد ، او میگوید در 35 هزار مورد سقط جنین شرکت و یا بر آنها نظارت داشته است . او مینویسد که من شش سال از عمرم را با متخصصان این کار گذراندم . آنها پزشک نبودند، آنها زندگی انسانها را نجات نمیدادند بلکه زندگی را بیرحمانه از بچه ها و گاهی وقت ها از مادرانشان سلب میکردند. وقتی کار وحشیانه کشتن بچه ها تمام میشد ما آن را به اتاق مرکزی میبردیم ، اعضا را جفت کرده ، آنها را شمرده و در دستگاه بازیافت زباله میگذاشتیم ... سپس دستگاه را روشن کرده و صدای تکه تکه شدن سر و بدن و بازوها را توسط تیغه ها میشنیدیم. من فکر نمیکنم که به عنوان یک شهروند آمریکایی بتوانیم باغرور بگوییم که هیچ وقت در اینجا قتل عام اتفاق نمی افتد . این کار هر روز در کلینیک های سقط جنین در هر شهر و ایالت انجام میشود . با این تفاوت که به جای کوره های آدم سوزی از ظرفهای آشغال استفاده میکنیم.
حال دلخراش تر آنکه قسمت های مختلف بدن این نوزدان را در بازار به معرض فروش میرسانند و این همه مدیون قانونی است که در سال 1993 به امضای رئیس جمهور کلینتون رسید. سقط جنیین یک تجارت بزرگ و پرسود است.امروزه تعداد پزشکانی که از این طریق امرار و معاش میکنند زیاد شده است.
باز هم مجله "دنیا" گزارشی از نتایج مشاهدات پشت پرده در سقط جنین ارائه داد ، این بررسی ها اعمال بی رحمانه انجام شده را به صورت مکتوب نشان میدهد . مدارک مکتوب از سیل خروشان اعضای بدن نوزادن در سطح کشور به همراه جزئیات مراحل کالبد شکافی بروشروی از تازه ترین بافت های موجود  و لیست قیمت برای کل بدن یا اعضای مختلف بدن نوزادان . یکی از این لیست ها بیشتر شبیه لیست غذای آدم خوارن است:
پوست 100 دلار ، دست یا پا (حداقل دو عدد ) 150 دلار ، نخاع 325 دلار ، مغز 999 دلار ( 30 درصد تخفیف اگر اجزاء تکه تکه شده باشد)
حال با هم به برخی تناقض ها و ناهماهنگی هایی که در کلام فمینیست ها دیده میشودتوجه میکنیم


1.اگر فمینست ها خواستار این هستند که زنان به عنوان حاکمان سرنوشت خود متصور شوند پس چرا بی مسو لیتی و فقدان کنترل خود ، با عنوان علل سقط جنین های انتخابی مطرح میشود 
2.اگر فمینیست ها مردها را یکبار مصرف و دور انداختنی میشمارند ، پس چرا وقتی زنان در خانه در نگهداری نوزدانشان نیاز به حمایت مردان دارند آنان دور انداختنی نیستند؟
3.چرا فمینیست ها میگویند که جوانان نباید به طرف مواد مخدر بروند ولی در مورد مسائل جنسی آزادند ، در حالی که هر دو مورد به جسمشان ضرر میرساند.
4.چرا فمیسنیت ها از شخصیت و وقار زن دفاع میکنند ، ولی در سقط جنین هایی که برای انتخاب جنس نوزاد انجام میشود در بیشتر مواقع نوزادان دختر را قربانی میکنند .(این مورد جای تأمل بیشتری دارد)

....</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>کمی بیشتر از فمینیستها:<br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-<br />
فمینیست ها  معتقدند فقط در صورتی کودک را قبل از تولد میتوانیم یک انسان کامل بدانیم که از قبل وجود او را پیش بینی کرده باشیم ، در غیر این صورت او چیزی نیست جز &#8221; توده ای از بافت &#8221; .این بی منطقی به صورت گسترده ای حاکم بر جامعه است .<br />
مسئله سقط جنین مسئله اخلاقی است نه حق سیاسی ، در حالی که فمنیست ها میخواهند در فرهنگ آن را اینچنین تعریف کنند ، این نکته مهمی است ؛ زیرا در فرهنگ فرامدرن ، مصلحت اندیشی ما و راحت طلبی های شخصی یکی از دلایلی است که زنان را به سقط جنین وا میدارد . تنها را سقط جنین است &#8230; این کار ؛ یعنی کشتن وحشیانه کودکان پیش از تولد ، خارج از دایره اخلاقی است ، ولی در حوزه سیاست میتواند قانونی باشد. به همین دلیل یک فرد مسیحی بارها و بارها چه در داخل کلیسا و چه در خارج از آن میشنود که به مسئله سقط جنین نباید از منظر دین و کلیسا نگریست. فمنیست ها و حامیان آنها در سیاسی کردن این مسئله کاملاً موفق بوده اند و در حالی که این مسئله کاملاً اخلاقی است .<br />
تاکتیکی که فمینیست ها برای گیچ کردن زنان ، ماهرانه از آن استفاده میکنند تسلط بر زبان یا به عبارتی «توجیه» است . از سقط جنین به جای قتل عمد یک کودک در حال رشد به عنوان « بیرون آوردن یک بافت اضافی» یاد میشود . لغت جنین جایگزین لغت نوزاد میشود تا کودک را فاقد صفت انسانی جلوه دهند .<br />
از نظر فمنیست ها بارداری نوعی اسارت است و کودک داخل رحم مادر مزاحمی برای بدن به شمار میرود . &#8221; شولامیث فایرستون&#8221; فمینیست میگوید : « بارداری پدیده ای که صرفاً به خاطر بقای نسل به تدریج بدن فرد را بد فرم میکند ». کودک درون رحم هنوز انسان نیست . این کودک یک جسم غیر عادی است که به بدن حمله کرده و معمولاً نتیجه فعالیت جنسی مادر است . شما با خال گوشتی زشت و بد منظر چه کار میکنید؟ آن را در می آورید و از دستش خلاص میشوید. اما با بارداری ناخواسته چه میکنید ؟ اگر به کودک به عنوان جسمی مزاحم و مهاجم نگاه کنید سقط جنین که به عنوان عاملی غیر انسانی است برایتان قابل پذیرش میشود . این در حالی است که قانون آزادی سقط جنین توسط دادگاههای عالی به تصویب رسیده و این عمل آزادانه انجام میشود و آری کودکان هنوز شرایط انسان بودن را ندارند، یعنی حقوق انکار ناپذیر بشر شامل حال آنها نشده است.<br />
اما یک سوال: امروزه اوضاع آمریکا چگونه است ؟ جواب را از کسی میگیریم که خود در این کار موهایش را سفید کرده است ، &#8221; کارول اورت&#8221; صاحب یک کلینیک سقط جنین میباشد ، او میگوید در ۳۵ هزار مورد سقط جنین شرکت و یا بر آنها نظارت داشته است . او مینویسد که من شش سال از عمرم را با متخصصان این کار گذراندم . آنها پزشک نبودند، آنها زندگی انسانها را نجات نمیدادند بلکه زندگی را بیرحمانه از بچه ها و گاهی وقت ها از مادرانشان سلب میکردند. وقتی کار وحشیانه کشتن بچه ها تمام میشد ما آن را به اتاق مرکزی میبردیم ، اعضا را جفت کرده ، آنها را شمرده و در دستگاه بازیافت زباله میگذاشتیم &#8230; سپس دستگاه را روشن کرده و صدای تکه تکه شدن سر و بدن و بازوها را توسط تیغه ها میشنیدیم. من فکر نمیکنم که به عنوان یک شهروند آمریکایی بتوانیم باغرور بگوییم که هیچ وقت در اینجا قتل عام اتفاق نمی افتد . این کار هر روز در کلینیک های سقط جنین در هر شهر و ایالت انجام میشود . با این تفاوت که به جای کوره های آدم سوزی از ظرفهای آشغال استفاده میکنیم.<br />
حال دلخراش تر آنکه قسمت های مختلف بدن این نوزدان را در بازار به معرض فروش میرسانند و این همه مدیون قانونی است که در سال ۱۹۹۳ به امضای رئیس جمهور کلینتون رسید. سقط جنیین یک تجارت بزرگ و پرسود است.امروزه تعداد پزشکانی که از این طریق امرار و معاش میکنند زیاد شده است.<br />
باز هم مجله &#8220;دنیا&#8221; گزارشی از نتایج مشاهدات پشت پرده در سقط جنین ارائه داد ، این بررسی ها اعمال بی رحمانه انجام شده را به صورت مکتوب نشان میدهد . مدارک مکتوب از سیل خروشان اعضای بدن نوزادن در سطح کشور به همراه جزئیات مراحل کالبد شکافی بروشروی از تازه ترین بافت های موجود  و لیست قیمت برای کل بدن یا اعضای مختلف بدن نوزادان . یکی از این لیست ها بیشتر شبیه لیست غذای آدم خوارن است:<br />
پوست ۱۰۰ دلار ، دست یا پا (حداقل دو عدد ) ۱۵۰ دلار ، نخاع ۳۲۵ دلار ، مغز ۹۹۹ دلار ( ۳۰ درصد تخفیف اگر اجزاء تکه تکه شده باشد)<br />
حال با هم به برخی تناقض ها و ناهماهنگی هایی که در کلام فمینیست ها دیده میشودتوجه میکنیم</p>
<p>۱.اگر فمینست ها خواستار این هستند که زنان به عنوان حاکمان سرنوشت خود متصور شوند پس چرا بی مسو لیتی و فقدان کنترل خود ، با عنوان علل سقط جنین های انتخابی مطرح میشود<br />
۲.اگر فمینیست ها مردها را یکبار مصرف و دور انداختنی میشمارند ، پس چرا وقتی زنان در خانه در نگهداری نوزدانشان نیاز به حمایت مردان دارند آنان دور انداختنی نیستند؟<br />
۳.چرا فمینیست ها میگویند که جوانان نباید به طرف مواد مخدر بروند ولی در مورد مسائل جنسی آزادند ، در حالی که هر دو مورد به جسمشان ضرر میرساند.<br />
۴.چرا فمیسنیت ها از شخصیت و وقار زن دفاع میکنند ، ولی در سقط جنین هایی که برای انتخاب جنس نوزاد انجام میشود در بیشتر مواقع نوزادان دختر را قربانی میکنند .(این مورد جای تأمل بیشتری دارد)</p>
<p>&#8230;.</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: اسماعیل</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-464</link>
		<author>اسماعیل</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-464</guid>
					<description>سخن آخر:
------------------
این یکی از بزرگترین شرک های روزگار ماست که خدایانی به جای خدای بزرگ برای کسانی باید و نباید تولید میکنند و معیار ارزش خوب و بد میدهند و راه و روش زندگی تعیین میکنند ، این شرک کوچکی نیست ، تصور نکنید که تنها شرک ممکن و موجود این است که بتی سنگی یا چوبی برگیرند و آن را تزئین و عبادت کنند و چه قشنگ، قرآن میفرماید:
مثل الذین اتخذو من دون الله اولیا کمثل العنکبوت اتخذت بیتاً و ان اوهن البیوت لبیت العنکبوت ،
کسانی که جز خدا تکیه گاه هایی برگیرند مانند عنکبوت اند که برای خود خانه ای برمیگیرد ، تارهایی به دور خود میتند و در آن زندگی میکند ، اما سست ترین خانه ها ،خانه عنکبوت است 

هر چه بینی جز هوا آن دین بود در دل نشان 
                هر چه بینی جز خدا آن بت بود در هم شکن 
هر کسی از رنگ گفتاری بدین ره کی رسد 
               درد باید مرد سوز و مرد باید گام زن

.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سخن آخر:<br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;<br />
این یکی از بزرگترین شرک های روزگار ماست که خدایانی به جای خدای بزرگ برای کسانی باید و نباید تولید میکنند و معیار ارزش خوب و بد میدهند و راه و روش زندگی تعیین میکنند ، این شرک کوچکی نیست ، تصور نکنید که تنها شرک ممکن و موجود این است که بتی سنگی یا چوبی برگیرند و آن را تزئین و عبادت کنند و چه قشنگ، قرآن میفرماید:<br />
مثل الذین اتخذو من دون الله اولیا کمثل العنکبوت اتخذت بیتاً و ان اوهن البیوت لبیت العنکبوت ،<br />
کسانی که جز خدا تکیه گاه هایی برگیرند مانند عنکبوت اند که برای خود خانه ای برمیگیرد ، تارهایی به دور خود میتند و در آن زندگی میکند ، اما سست ترین خانه ها ،خانه عنکبوت است </p>
<p>هر چه بینی جز هوا آن دین بود در دل نشان<br />
                هر چه بینی جز خدا آن بت بود در هم شکن<br />
هر کسی از رنگ گفتاری بدین ره کی رسد<br />
               درد باید مرد سوز و مرد باید گام زن</p>
<p>.</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: سیداحمدموسوی</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-465</link>
		<author>سیداحمدموسوی</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-465</guid>
					<description>عرض سلام,ادب و احترام دارم.از مطالعه مطلب تازه تان بسی مسرور شدم و  برایم جالب و نکته آموز بود. از خداوند دانا بهروزیتان را خواهانم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>عرض سلام,ادب و احترام دارم.از مطالعه مطلب تازه تان بسی مسرور شدم و  برایم جالب و نکته آموز بود. از خداوند دانا بهروزیتان را خواهانم.</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: Anonymous</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-470</link>
		<author>Anonymous</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-470</guid>
					<description>نظر شما در انتظار تائیید میباشد.
اين تيتر را حذف كنيد تا نمايش داده نشود</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>نظر شما در انتظار تائیید میباشد.<br />
اين تيتر را حذف كنيد تا نمايش داده نشود</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: منتظرظهور</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-472</link>
		<author>منتظرظهور</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-472</guid>
					<description>منتظر مطلب بعدی هستيم!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>منتظر مطلب بعدی هستيم!</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: مهم نیست!!</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-474</link>
		<author>مهم نیست!!</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-474</guid>
					<description>سلام، آقا اسماعیل ممنون از مطلب خلاصه و جامع تان ، راستش مدتی بود دنبال یک مطلب در مورد فمینیسم میگشتم که خلاصه و کامل باشه که ، انگار نصیبمان شد...با تشکر ،موفق باشید.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام، آقا اسماعیل ممنون از مطلب خلاصه و جامع تان ، راستش مدتی بود دنبال یک مطلب در مورد فمینیسم میگشتم که خلاصه و کامل باشه که ، انگار نصیبمان شد&#8230;با تشکر ،موفق باشید.</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: سعید</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-480</link>
		<author>سعید</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-480</guid>
					<description>با سلام و خسته نباشید خدمت شما . پاسخ سوالات و انتقادات شما به بحث " آیات اصلی - آیات فرعی " را در وبلاگم قرار داده ام . لطفاً بخوانید و نظرتان را بگویید .</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام و خسته نباشید خدمت شما . پاسخ سوالات و انتقادات شما به بحث &#8221; آیات اصلی - آیات فرعی &#8221; را در وبلاگم قرار داده ام . لطفاً بخوانید و نظرتان را بگویید .</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: Anonymous</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-487</link>
		<author>Anonymous</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-487</guid>
					<description>با عرض سلام وادب 
استاد محترم از درسهای وبلاگی شما استفاده وافر کردیم ،خداوند بیشتر جنابعالی را موفق گرداند.
استاد عزیز ما به راهنماییهای جنابتان بسیار نیازمندیم،لذا مارا از نظرات ارزنده ی خودتانبی نصیب نگردان.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با عرض سلام وادب<br />
استاد محترم از درسهای وبلاگی شما استفاده وافر کردیم ،خداوند بیشتر جنابعالی را موفق گرداند.<br />
استاد عزیز ما به راهنماییهای جنابتان بسیار نیازمندیم،لذا مارا از نظرات ارزنده ی خودتانبی نصیب نگردان.</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: یک انسان کم سواد</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-488</link>
		<author>یک انسان کم سواد</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-488</guid>
					<description>سلام مجدد.حیف که بحث بی نتیجه تموم شد.ولی خب بعضی چیزها را فهمیدیم
راستی عجب عنوان جالبی را آقا اسماعیل انتخاب کرده بودند

فمینیسم = راه  یا  بی  راه
فمینیسم = راهیابی  راه

من که بعد از خواندن مطلب فهمیدم که منظورشون اولی بوده!!
در کل مطلب جالبی بود.منتظر مطلب جدید هستیم.موفق باشید</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام مجدد.حیف که بحث بی نتیجه تموم شد.ولی خب بعضی چیزها را فهمیدیم<br />
راستی عجب عنوان جالبی را آقا اسماعیل انتخاب کرده بودند</p>
<p>فمینیسم = راه  یا  بی  راه<br />
فمینیسم = راهیابی  راه</p>
<p>من که بعد از خواندن مطلب فهمیدم که منظورشون اولی بوده!!<br />
در کل مطلب جالبی بود.منتظر مطلب جدید هستیم.موفق باشید</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: محمد</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-491</link>
		<author>محمد</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-491</guid>
					<description>سلام به استادعزیزوخوبم آقای هاشمی
شما که به ما سرنمی زنید ما مجبوریم به شما سربزنیم البته خوب سرتون هم شلوغه واین توقع بی جا
به هرحال مطالب جدیدی با این عناوین دروبلا گم وجود داره.
چرااعتراض انتقادآزادی؟چراوحدت تفرقه؟چراحس مسئولیت بعضی ها گل می کنه؟ونقدهای که به احادیث پیامبرداشتم.

من خیال می کردم شما نسبت به این موضوع یعنی احادیث پیامبرحتما نظری خواهید داد
کسی که شما راخیلی دوست داره
حق یارتان
ما راهم دعاکنید
www.chera2chera.blogfa.com</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام به استادعزیزوخوبم آقای هاشمی<br />
شما که به ما سرنمی زنید ما مجبوریم به شما سربزنیم البته خوب سرتون هم شلوغه واین توقع بی جا<br />
به هرحال مطالب جدیدی با این عناوین دروبلا گم وجود داره.<br />
چرااعتراض انتقادآزادی؟چراوحدت تفرقه؟چراحس مسئولیت بعضی ها گل می کنه؟ونقدهای که به احادیث پیامبرداشتم.</p>
<p>من خیال می کردم شما نسبت به این موضوع یعنی احادیث پیامبرحتما نظری خواهید داد<br />
کسی که شما راخیلی دوست داره<br />
حق یارتان<br />
ما راهم دعاکنید<br />
<a href="http://www.chera2chera.blogfa.com" rel="nofollow">www.chera۲chera.blogfa.com</a></p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: دختر خوری</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-492</link>
		<author>دختر خوری</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-492</guid>
					<description>سلام آقای هاشمی میخواستم در مورد شهادت آب برامون توضیح بدهید.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام آقای هاشمی میخواستم در مورد شهادت آب برامون توضیح بدهید.</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: سيد احمد هاشمي</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-493</link>
		<author>سيد احمد هاشمي</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-493</guid>
					<description>بسم الله الرحمن الرحیم
خدمت همه عزیزان عرض سلام وادب دارم، واز تک تک عزیزان که با نظرات سودمند خود مرا محبت باران کرده اند صمیمانه سپاسگذارم.
خدمت برادر عزیز اسماعیل عرض کنم که اولا: ممنون از اینکه این مطلب را در باره فیمینیسم ارسال کرده بودید، ثانیاً: در مورد این مطلب باید عرض کنم که متأسفانه جنبش فیمینیسم واکنشی بوده در مقابل کنشی که در جوامع غربی نسبت به زنان روا شده است، شاید تعجب کنید اگر بگویم تا اوایل قرن 19 یعنی تا سالهای 1805 در انگلستان شوهر می توانسته زن خود را بفروشد، وفقط قانون در تعیین نرخ زنان دخالت می کرده است، و یا تا سال 1930 در امریکا زنان حق تملک نداشته اند.
مشکل دیگری که در غرب وجود داشته این است که آنها در مورد زنان یا افراط کرده اند ویا تفریط، نه از زمانی که در فرانسه بحث این را می کردند که آیا زنان روح انسانی دارند، وجزء آدمیزادند، ونه از زمان حال که به بهانه دفاع از حقوق زنان، از آنان اسباب بازی دست مردان ساخته اند، و به آنان همچون کالای تجاری نگاه می کنند.
با همه اینها منظورم این نیست که وضعیت زنان در جوامع اسلامی ایده آل و مطلوب است، بلکه منظورم این است که ظلمهایی که در غرب بر زنان روا شده و می شود در جوامع اسلامی روا نشده ویا کمتر روا شده است، لذا جنبشهای فیمینیزمی در جوامع اسلامی برای زنان ما جذابیتی نداشته، وهمچون جسم بیگانه ای است که وارد بدن شده باشد. به عبارتی دیگر: فیمینیزم درمانی غربی برای بیماری غربی است.

از آقای موسوی عزیز هم به خاطر اظهار محبتشان ممنونم.

خدمت دوست عزیز محمد گرامی عرض کنم که مرا ببخشید،اینکه شما بمن سر می زنید، نشانه بزرگواریتان است، واینکه من سر نمی زنم، از...بله حدس شما درست است: مشغولیت... ولی به وبلاگتان سر زدم و یاد داشتی هم برایتان گذاشتم.ملاحظه فرمایید.موفق باشید.

خدمت خواهر ارجمند دختر خوری عرض کنم که بنده منظورتان را در باره شهادت آب نفهمیدم، اگر ممکن است واضحتر بفرمایید. موفق باشید.

خدمت دوستان عزیزی که چشم انتظار مطلب بعدی بودند، عرض کنم که به چشم، مطلب بعدی در دست نگارش است وامیدوارم بتوانم در آینده نزدیک آنرا در وبلاگ قرار دهم، عنوان آن هم این است:« آینده ی اسلام...بسوی پیشرفت یا به سوی پسرفت؟!»
از عزیزان برای تمام شدن هرچه زودتر مطلب التماس دعا دارم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>بسم الله الرحمن الرحیم<br />
خدمت همه عزیزان عرض سلام وادب دارم، واز تک تک عزیزان که با نظرات سودمند خود مرا محبت باران کرده اند صمیمانه سپاسگذارم.<br />
خدمت برادر عزیز اسماعیل عرض کنم که اولا: ممنون از اینکه این مطلب را در باره فیمینیسم ارسال کرده بودید، ثانیاً: در مورد این مطلب باید عرض کنم که متأسفانه جنبش فیمینیسم واکنشی بوده در مقابل کنشی که در جوامع غربی نسبت به زنان روا شده است، شاید تعجب کنید اگر بگویم تا اوایل قرن ۱۹ یعنی تا سالهای ۱۸۰۵ در انگلستان شوهر می توانسته زن خود را بفروشد، وفقط قانون در تعیین نرخ زنان دخالت می کرده است، و یا تا سال ۱۹۳۰ در امریکا زنان حق تملک نداشته اند.<br />
مشکل دیگری که در غرب وجود داشته این است که آنها در مورد زنان یا افراط کرده اند ویا تفریط، نه از زمانی که در فرانسه بحث این را می کردند که آیا زنان روح انسانی دارند، وجزء آدمیزادند، ونه از زمان حال که به بهانه دفاع از حقوق زنان، از آنان اسباب بازی دست مردان ساخته اند، و به آنان همچون کالای تجاری نگاه می کنند.<br />
با همه اینها منظورم این نیست که وضعیت زنان در جوامع اسلامی ایده آل و مطلوب است، بلکه منظورم این است که ظلمهایی که در غرب بر زنان روا شده و می شود در جوامع اسلامی روا نشده ویا کمتر روا شده است، لذا جنبشهای فیمینیزمی در جوامع اسلامی برای زنان ما جذابیتی نداشته، وهمچون جسم بیگانه ای است که وارد بدن شده باشد. به عبارتی دیگر: فیمینیزم درمانی غربی برای بیماری غربی است.</p>
<p>از آقای موسوی عزیز هم به خاطر اظهار محبتشان ممنونم.</p>
<p>خدمت دوست عزیز محمد گرامی عرض کنم که مرا ببخشید،اینکه شما بمن سر می زنید، نشانه بزرگواریتان است، واینکه من سر نمی زنم، از&#8230;بله حدس شما درست است: مشغولیت&#8230; ولی به وبلاگتان سر زدم و یاد داشتی هم برایتان گذاشتم.ملاحظه فرمایید.موفق باشید.</p>
<p>خدمت خواهر ارجمند دختر خوری عرض کنم که بنده منظورتان را در باره شهادت آب نفهمیدم، اگر ممکن است واضحتر بفرمایید. موفق باشید.</p>
<p>خدمت دوستان عزیزی که چشم انتظار مطلب بعدی بودند، عرض کنم که به چشم، مطلب بعدی در دست نگارش است وامیدوارم بتوانم در آینده نزدیک آنرا در وبلاگ قرار دهم، عنوان آن هم این است:« آینده ی اسلام&#8230;بسوی پیشرفت یا به سوی پسرفت؟!»<br />
از عزیزان برای تمام شدن هرچه زودتر مطلب التماس دعا دارم.</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: یه دختر خوری</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-500</link>
		<author>یه دختر خوری</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-500</guid>
					<description>سلام جناب آقای هاشمی:احتمالآ تا حالا در مورد شهادت آب که توسط آقای ماسارو ایموتو (سایت آقای ایموتو http://www.masaru-emoto.net )محقق ژاپنی انجام داده شده شنیده باشید.من ابتدا در مدرسه توسط یکی از دبیرانم و سپس در یک نمایشگاه از این موضوع مطلع شدم.وخیلی کنجکاو شدم که بدانم چگونه آب شهادت داده تا سرانجام CDمربوط به آن را به دست آوردم که بسیار برایم جالب بود.در آن CD آقای فرهنگ توضیح کامل میدهد(:برای مثال:دو بطری دارای آب که بر روی یکی از آنها اسم آدولف هیتلر و دیگری مادر می نویسند، و سپس بلور آب منجمد شده رادر زیر میکروسکوپ مشاهده میکنند ،که بلور مربوط به هیتلر بسیار زشت و در قبال آن بلور مادر یک بلور شش ضلعی بسیار زیبا به وجود آمده است و...................)اگر میخواهید فیلم مورد نظر را تماشا کنید به این آدرس مراجعه کنیدhttp://yaghin.com/etc/ab/ab.html)  من می خواستم نظر شما را در این مورد جویا شوم.و با بیانات شیوا و رسای شما قانع تر شوم . موفق باشید.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام جناب آقای هاشمی:احتمالآ تا حالا در مورد شهادت آب که توسط آقای ماسارو ایموتو (سایت آقای ایموتو <a href="http://www.masaru-emoto.net" rel="nofollow">http://www.masaru-emoto.net</a> )محقق ژاپنی انجام داده شده شنیده باشید.من ابتدا در مدرسه توسط یکی از دبیرانم و سپس در یک نمایشگاه از این موضوع مطلع شدم.وخیلی کنجکاو شدم که بدانم چگونه آب شهادت داده تا سرانجام CDمربوط به آن را به دست آوردم که بسیار برایم جالب بود.در آن CD آقای فرهنگ توضیح کامل میدهد(:برای مثال:دو بطری دارای آب که بر روی یکی از آنها اسم آدولف هیتلر و دیگری مادر می نویسند، و سپس بلور آب منجمد شده رادر زیر میکروسکوپ مشاهده میکنند ،که بلور مربوط به هیتلر بسیار زشت و در قبال آن بلور مادر یک بلور شش ضلعی بسیار زیبا به وجود آمده است و&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.)اگر میخواهید فیلم مورد نظر را تماشا کنید به این آدرس مراجعه کنیدhttp://yaghin.com/etc/ab/ab.html)  من می خواستم نظر شما را در این مورد جویا شوم.و با بیانات شیوا و رسای شما قانع تر شوم . موفق باشید.</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: یه دوست</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-502</link>
		<author>یه دوست</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-502</guid>
					<description>با عرض سلام خدمت سید احمد هاشمی.
جوانی هستم 20 ساله.خیلی دوست داشتم در مورد نماز صحبت کنید. اینکه اگه ما حوصله خوندن پنج وقت نماز رو نکنیم باید چی کار کنیم!؟ راستش مدتی پیش خودم فکر میکردم که من الان 20 سال دارم، دیگه بچه یا نوجوان نیستم و اگر نماز رو الان نتونم خوب و تمام وقت بخونم پس کی؟!.. فکرشو بکن سن ازدواجت رسیده باشه یا نمیدونم بچه دار باشی ولی نمازاتو هنوز گاه گاه بخونی. گرچه خیلی بیشتر از قبلا نماز میخوندم ولی باز نماز 5 باز در روز و هر روز نبود. لذا، با خودم شرط کردم که از فردا شروع کنم. و شروع کردم. اما بعد از دو سه روز دیدم نمیشه و کلاً از نماز بیزار شدم. چونکه تو نمازم (نمازی که انگار دارن به زور قورتم میدن) همش منتظر تموم شدن نماز بودم و اصلا نمیفهدم دارم چی میخونم. چونکه اولاً:حوصله نداشتم. دوماً:کار داشتم و اصلا وقت نداشتم. راستش قبلاً که به کیف دلم و گاه گاه(حالا کم یا زیاد) برا دعا نماز میخوندم خیلی خیلی بهتر بود. دعا، چونکه به فرمول چاره طلبی دعا خوب پی برده بودم. خلاصه اینکه نمیشه هر روز، و هر روز پنج بار نماز خوند. شایدم یه مدت بشه ولی بعد شرایط زندگی طوری میشه که نمیشه. واقعاً نمیشه و ما انرژی و حالشو نداریم.
نماز اگه کیف دلی نباشه(مثل ماه رمضان) نماز میخونی ولی همش فکرت جایی غیر از نمازه و معلوم نیست چی خوندی! واسه همین آدم تو نماز که هی فکرش این ور اون ور میره زیاد شک میکنه. عادت میکنه به شک کردن تو نماز و اعصاب خوردی. حالا بیا نماز بخون!! همینجوریشم خیلی وقتها آدم تو نماز شک میکنه و از نماز خوندن بیزار میشه. 
یک مساله دیگه در مورد طهارت و پاکیزگی. اگه آدم بره دستشوئی و موقع ادرار همیشه ادرار پلزه بشه رو پاهاش باید چیکار کرد؟ مرض وسواس انداخته تو ما این نماز و روزه. نمیشه با لباس کثیف نماز خوند؟ چون اینقد دیگه موقع دستشوئی رفتن حساس و وسواس هستم که متوجه شدم همیشه لباس و پاهای آدم کثیف میشه و انگار که همیشه بعد دستشوئی باید رفت حموم و لباس عوض کرد. چی کــار کنم؟وسواسی شدم. اینقد تو رمضون نمازامو هی خوندم هی تکرار کردم بسم نبود.. اینم روش.
کاشکی ما هم مثل مسیحی ها هفته ای فقط یک بار عبادت دسته جمعی فرض داشتیم! منطقی تره فکر کنم!!
خلاصه اینکه نماز و واجبات هم کُلّی روانشناسی لازم داره. جدی میگم.
چونکه به هر حال هیچ کس بد خودشو نمیخاد. وقتی میبینیم نماز خوبه، فلان خوبه، چرا نخونیم، چرا اجرا نکنیم. تازه اونم وقتی که میگن واسه آخرت آدمه. حرف از یه دنیای دیگه و حساب و کتاب اعمال و عباداته. کسی که بد خودشو نمیخاد.. مگر اینکه یه کم تنبل باشیم..مثل دانش آموزی که درس نمیخونه!! ولی باور کنید بیشتر تو توانمون نیست. آخه بنده هم یکم حق داره.
متشکر میشم(و در واقع میشیم) از راهنمایی تون اگر لطف بفرمائین.
یه چیز دیگه میخاستم بگم در مورد مطلبی که در مورد ایران باستان تحت عنوان "عظمت پوشالی" نوشتین. باید بگم که یکم تند رفتین.. همش یک جانبه نگری و یه جورایی از رو تعصب! از ما گفتن...
بعد اینکه اگه میشه واسه وب سایت یک "تماس با ما" بزارین.

قربانتون.. یه دوست.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با عرض سلام خدمت سید احمد هاشمی.<br />
جوانی هستم ۲۰ ساله.خیلی دوست داشتم در مورد نماز صحبت کنید. اینکه اگه ما حوصله خوندن پنج وقت نماز رو نکنیم باید چی کار کنیم!؟ راستش مدتی پیش خودم فکر میکردم که من الان ۲۰ سال دارم، دیگه بچه یا نوجوان نیستم و اگر نماز رو الان نتونم خوب و تمام وقت بخونم پس کی؟!.. فکرشو بکن سن ازدواجت رسیده باشه یا نمیدونم بچه دار باشی ولی نمازاتو هنوز گاه گاه بخونی. گرچه خیلی بیشتر از قبلا نماز میخوندم ولی باز نماز ۵ باز در روز و هر روز نبود. لذا، با خودم شرط کردم که از فردا شروع کنم. و شروع کردم. اما بعد از دو سه روز دیدم نمیشه و کلاً از نماز بیزار شدم. چونکه تو نمازم (نمازی که انگار دارن به زور قورتم میدن) همش منتظر تموم شدن نماز بودم و اصلا نمیفهدم دارم چی میخونم. چونکه اولاً:حوصله نداشتم. دوماً:کار داشتم و اصلا وقت نداشتم. راستش قبلاً که به کیف دلم و گاه گاه(حالا کم یا زیاد) برا دعا نماز میخوندم خیلی خیلی بهتر بود. دعا، چونکه به فرمول چاره طلبی دعا خوب پی برده بودم. خلاصه اینکه نمیشه هر روز، و هر روز پنج بار نماز خوند. شایدم یه مدت بشه ولی بعد شرایط زندگی طوری میشه که نمیشه. واقعاً نمیشه و ما انرژی و حالشو نداریم.<br />
نماز اگه کیف دلی نباشه(مثل ماه رمضان) نماز میخونی ولی همش فکرت جایی غیر از نمازه و معلوم نیست چی خوندی! واسه همین آدم تو نماز که هی فکرش این ور اون ور میره زیاد شک میکنه. عادت میکنه به شک کردن تو نماز و اعصاب خوردی. حالا بیا نماز بخون!! همینجوریشم خیلی وقتها آدم تو نماز شک میکنه و از نماز خوندن بیزار میشه.<br />
یک مساله دیگه در مورد طهارت و پاکیزگی. اگه آدم بره دستشوئی و موقع ادرار همیشه ادرار پلزه بشه رو پاهاش باید چیکار کرد؟ مرض وسواس انداخته تو ما این نماز و روزه. نمیشه با لباس کثیف نماز خوند؟ چون اینقد دیگه موقع دستشوئی رفتن حساس و وسواس هستم که متوجه شدم همیشه لباس و پاهای آدم کثیف میشه و انگار که همیشه بعد دستشوئی باید رفت حموم و لباس عوض کرد. چی کــار کنم؟وسواسی شدم. اینقد تو رمضون نمازامو هی خوندم هی تکرار کردم بسم نبود.. اینم روش.<br />
کاشکی ما هم مثل مسیحی ها هفته ای فقط یک بار عبادت دسته جمعی فرض داشتیم! منطقی تره فکر کنم!!<br />
خلاصه اینکه نماز و واجبات هم کُلّی روانشناسی لازم داره. جدی میگم.<br />
چونکه به هر حال هیچ کس بد خودشو نمیخاد. وقتی میبینیم نماز خوبه، فلان خوبه، چرا نخونیم، چرا اجرا نکنیم. تازه اونم وقتی که میگن واسه آخرت آدمه. حرف از یه دنیای دیگه و حساب و کتاب اعمال و عباداته. کسی که بد خودشو نمیخاد.. مگر اینکه یه کم تنبل باشیم..مثل دانش آموزی که درس نمیخونه!! ولی باور کنید بیشتر تو توانمون نیست. آخه بنده هم یکم حق داره.<br />
متشکر میشم(و در واقع میشیم) از راهنمایی تون اگر لطف بفرمائین.<br />
یه چیز دیگه میخاستم بگم در مورد مطلبی که در مورد ایران باستان تحت عنوان &#8220;عظمت پوشالی&#8221; نوشتین. باید بگم که یکم تند رفتین.. همش یک جانبه نگری و یه جورایی از رو تعصب! از ما گفتن&#8230;<br />
بعد اینکه اگه میشه واسه وب سایت یک &#8220;تماس با ما&#8221; بزارین.</p>
<p>قربانتون.. یه دوست.</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: شهرام</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-511</link>
		<author>شهرام</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-511</guid>
					<description>با سلام مجدد ...
آقای دکتر انشالله که هر چه زودتر بتونید مطلب جدید را به اتمام برسانید...راستش قبل از اتمام مطلب جدیدتان
با موضوع " آینده اسلام..."
چند پیشنهاد داشتم که احتمالاً موضع گیری در مورد آنها در آینده مسلمانان تأثیر گذار خواهد بود،میخواستم موضع گیری مسلمانان را در رابطه با موارد زیر بدانم :
----------------------------------------------------
1- نوگرایی در اسلام (آِیا جایز است؟ و آیا تا به حال چنین اتفاقی در اسلام افتاده است؟)

2- برخورد با انسانهایی که دینی غیر از اسلام دارند ... منظورم روابط با آنهاست ... البته این بار خارج از رابطه های حکومتی...
منظورم شخصی هستش،چون حرفهایی در این باره شنیده ام که دوست دارم نظر شما را نیز در مورد آنها بشنوم...
(مثلاً آیا دانشمندان ، اندیشمندان و متفکران غیر مسلمان نیز به بهشت میروند یا نه ...)(میخواستم بدانم آیا نگاه شما نیز به آنها اینچنین است...که آنها به جرم غیر مسلمان بودن لایق بهشتی بودن نیستند...!!)
و آیا بهشت و دین فقط به اسلام (همان دین اسلام) محدود میشود؟

3- برخورد یک مسلمان در مقابل تاریخ و فروغ دیگر فرهنگ ها و تمدن ها چگونه باشد ؟

4- برخورد مسلمانان در مقابل جشن ها ، اعیاد ، مناسبتها و روزهای مقدس و خاطره انگیز دیگر فرهنگ ها و ملیت های غیر عربی چگونه باشد؟(منظورم برخورد مسلمانان در کشورهای غیر عربی با گذشته و فرهنگ و تمدن خاص خودشان است)

5- آیا الزاماً هر فرهنگ بیگانه و غیر عربی و یا غیر اسلامی را باید طرد کرد؟

6-  و بالاخره اینکه وظیفه " امروز " ما تا رسیدن به« آینده موعود» که شاید کمی دیر اتفاق افتد چیست؟

-----------------------------------------
ممنون میشوم اگر سوالات بنده را نیز در نوشتن مطلب بعدی لحاظ فرمایید.
موفق باشید ....در پناه حق</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام مجدد &#8230;<br />
آقای دکتر انشالله که هر چه زودتر بتونید مطلب جدید را به اتمام برسانید&#8230;راستش قبل از اتمام مطلب جدیدتان<br />
با موضوع &#8221; آینده اسلام&#8230;&#8221;<br />
چند پیشنهاد داشتم که احتمالاً موضع گیری در مورد آنها در آینده مسلمانان تأثیر گذار خواهد بود،میخواستم موضع گیری مسلمانان را در رابطه با موارد زیر بدانم :<br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-<br />
۱- نوگرایی در اسلام (آِیا جایز است؟ و آیا تا به حال چنین اتفاقی در اسلام افتاده است؟)</p>
<p>۲- برخورد با انسانهایی که دینی غیر از اسلام دارند &#8230; منظورم روابط با آنهاست &#8230; البته این بار خارج از رابطه های حکومتی&#8230;<br />
منظورم شخصی هستش،چون حرفهایی در این باره شنیده ام که دوست دارم نظر شما را نیز در مورد آنها بشنوم&#8230;<br />
(مثلاً آیا دانشمندان ، اندیشمندان و متفکران غیر مسلمان نیز به بهشت میروند یا نه &#8230;)(میخواستم بدانم آیا نگاه شما نیز به آنها اینچنین است&#8230;که آنها به جرم غیر مسلمان بودن لایق بهشتی بودن نیستند&#8230;!!)<br />
و آیا بهشت و دین فقط به اسلام (همان دین اسلام) محدود میشود؟</p>
<p>۳- برخورد یک مسلمان در مقابل تاریخ و فروغ دیگر فرهنگ ها و تمدن ها چگونه باشد ؟</p>
<p>۴- برخورد مسلمانان در مقابل جشن ها ، اعیاد ، مناسبتها و روزهای مقدس و خاطره انگیز دیگر فرهنگ ها و ملیت های غیر عربی چگونه باشد؟(منظورم برخورد مسلمانان در کشورهای غیر عربی با گذشته و فرهنگ و تمدن خاص خودشان است)</p>
<p>۵- آیا الزاماً هر فرهنگ بیگانه و غیر عربی و یا غیر اسلامی را باید طرد کرد؟</p>
<p>۶-  و بالاخره اینکه وظیفه &#8221; امروز &#8221; ما تا رسیدن به« آینده موعود» که شاید کمی دیر اتفاق افتد چیست؟</p>
<p>&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8211;<br />
ممنون میشوم اگر سوالات بنده را نیز در نوشتن مطلب بعدی لحاظ فرمایید.<br />
موفق باشید &#8230;.در پناه حق</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: تدبیر</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-519</link>
		<author>تدبیر</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-519</guid>
					<description>با عرض سلام خدمت استاد عزیز
لطفا به ما سر بزنیدو مارا از نظرات ارزشمندتان بهره مند سازید</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با عرض سلام خدمت استاد عزیز<br />
لطفا به ما سر بزنیدو مارا از نظرات ارزشمندتان بهره مند سازید</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: سعید</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-520</link>
		<author>سعید</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-520</guid>
					<description>با سلام خدمت آقای سید احمد هاشمی و بقیه دوستان.

اول اینکه تبریکی داشته باشم برای این وبلاگ جدید و باحال!

در مورد چیزی که دختر خوری تحت عنوان شهادت آب اسم بردن منم چند وقت پیش تو یه مجله(مجله دانشمند شماره بهمن 85) خوندم که: آبها هم احساس دارند. قشنگ توضیح داده بود که چطور مولکولهای آب در مقابل هر واژه ای واکنشی نشون میدن. مثلاً در مورد کلماتی مثل مادر یا هیتلر.
حالا فکرشو بکنید که بدن ما 75% از آب تشکیل شده!
________________________

من از آقای هاشمی تقاضا دارم در مورد مساله حجاب و پوشش موی سر خانمها برامون توضیح بدن که واقعاً چرا اسلام پوشش اون رو واجب دونسته. من که بیرون بودن مو رو چیز بدی نمیبینم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام خدمت آقای سید احمد هاشمی و بقیه دوستان.</p>
<p>اول اینکه تبریکی داشته باشم برای این وبلاگ جدید و باحال!</p>
<p>در مورد چیزی که دختر خوری تحت عنوان شهادت آب اسم بردن منم چند وقت پیش تو یه مجله(مجله دانشمند شماره بهمن ۸۵) خوندم که: آبها هم احساس دارند. قشنگ توضیح داده بود که چطور مولکولهای آب در مقابل هر واژه ای واکنشی نشون میدن. مثلاً در مورد کلماتی مثل مادر یا هیتلر.<br />
حالا فکرشو بکنید که بدن ما ۷۵% از آب تشکیل شده!<br />
________________________</p>
<p>من از آقای هاشمی تقاضا دارم در مورد مساله حجاب و پوشش موی سر خانمها برامون توضیح بدن که واقعاً چرا اسلام پوشش اون رو واجب دونسته. من که بیرون بودن مو رو چیز بدی نمیبینم.</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: شهرام</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-527</link>
		<author>شهرام</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-527</guid>
					<description>سلام...
در رابطه با سوال " شهادت آب " میتوانید برای کسب اطلاعات بیشتر به کتابهای زیر (چاپ ایران) نیز مراجعه فرمایید:

1. نیروی حقیقی آب
2.پیامهای نهفته آب

هردو کتاب توسط آقای "ماسارو ایموتو " نوشته شده است.
که خانم " نفیسه معتکف " آن را به فارسی برگردانده اند...

http://www.nmotakef.com/</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام&#8230;<br />
در رابطه با سوال &#8221; شهادت آب &#8221; میتوانید برای کسب اطلاعات بیشتر به کتابهای زیر (چاپ ایران) نیز مراجعه فرمایید:</p>
<p>۱. نیروی حقیقی آب<br />
۲.پیامهای نهفته آب</p>
<p>هردو کتاب توسط آقای &#8220;ماسارو ایموتو &#8221; نوشته شده است.<br />
که خانم &#8221; نفیسه معتکف &#8221; آن را به فارسی برگردانده اند&#8230;</p>
<p><a href="http://www.nmotakef.com/" rel="nofollow">http://www.nmotakef.com/</a></p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: سعید</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-529</link>
		<author>سعید</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-529</guid>
					<description>در مورد مطالب فمینیسمی که آقا اسماعیل نوشتن بگم که فکر کنم سقط جنین قبل از 3 یا 4 ماهگی(؟) که میگن روح در بدن بچه دمیده میشه به نظرم مشکلی نباشه. البته در این مورد یه چیزایی از لحاظ علمی هم بهش پی برده شده. دوست دارم نظر آقای هاشمی رو هم بدونم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>در مورد مطالب فمینیسمی که آقا اسماعیل نوشتن بگم که فکر کنم سقط جنین قبل از ۳ یا ۴ ماهگی(؟) که میگن روح در بدن بچه دمیده میشه به نظرم مشکلی نباشه. البته در این مورد یه چیزایی از لحاظ علمی هم بهش پی برده شده. دوست دارم نظر آقای هاشمی رو هم بدونم.</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: منتظر</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-531</link>
		<author>منتظر</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-531</guid>
					<description>با تشکر از مقاله های مفیدتان.خیلی وقت است منتظر مقاله بعدیتان هستیم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با تشکر از مقاله های مفیدتان.خیلی وقت است منتظر مقاله بعدیتان هستیم.</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: sayed ahmad mousavi</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-535</link>
		<author>sayed ahmad mousavi</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-535</guid>
					<description>سلام و عرض ادب و احترام دارم . این روزها طرح"مقابله با بدحجابی" بازتاب وسیعی در سطح جامعه داشته است.با مطلبي در اين باب به روزم.ياهو</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام و عرض ادب و احترام دارم . این روزها طرح&#8221;مقابله با بدحجابی&#8221; بازتاب وسیعی در سطح جامعه داشته است.با مطلبي در اين باب به روزم.ياهو</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: محمد</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-542</link>
		<author>محمد</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-542</guid>
					<description>استادعزیزوخوبم سلام. من ازشماممنونم که باوجودمشغولیت زیادتون بازهم به من سرمی زنیدواین بزرگواری
شمارومی رسونه ادم ناقابلی مثل منوقابل می دونه وبه من سرمی زنه وبه حرفهای من گوش میده .میدونی چیه من تاحالاازخیلی ازعلمای دینی بددیدم .امیدوارم درآینده مطالبموبخونیدوبتونیدنسبت به مشکلات حدیث جوابی شایسته بدهید.حالا که مطالبی درموردمسائل اجتماعی می نگاریدنسبت به مسئله جنسی جوانان ایرانی باتوجه به مشکلات آن هم مطالبی داشته باشیددلم نمی خوادجامعه ایده آلی اسلامی رابیان کنیدمی خوام باتوجه به چیزی که هست بیانی داشته باشیدوسپس برای رسیدن به بایدهاحرف برای گفتن داشته باشیدمشکل مااینه که درگفتن نهایت جامعه اسلامی خوب بیان می کنیم امادرسخن گفتن نسبت به حال جامعه وراه رسیدن به ان جامعه برنامه وحرفی برای گفتن نداریم اینه که باعث مشکلات می شه نمی دونم نسبت به مشکلات جنسی ایران چقدراطلاعات داریدامادرصورتیکه بخواهیدمی توانم اطلاعات مفیدی دراختیارتان قراردهم البته این موضوع راهم بیان کنم که متاسفانه به علت مسائل سیاسی که درایران درحال جریان است اطلاعات به صورت علمی موجودنیست وتنهابه بعضی نگاههاوبرداشت های شخصی می توان اکتفاکردامااین موضوع درایران به بحران خودرسیده که به نظرمن بدترین جامعه درکل دنیاست فقط دراین حدبگم که چندوقت قبل سایت گوگل اعلام کردجستجوی کلمه سکس درکل دنیا،ایران رتبه اول داره

www.chera2chera.blogfa.com</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>استادعزیزوخوبم سلام. من ازشماممنونم که باوجودمشغولیت زیادتون بازهم به من سرمی زنیدواین بزرگواری<br />
شمارومی رسونه ادم ناقابلی مثل منوقابل می دونه وبه من سرمی زنه وبه حرفهای من گوش میده .میدونی چیه من تاحالاازخیلی ازعلمای دینی بددیدم .امیدوارم درآینده مطالبموبخونیدوبتونیدنسبت به مشکلات حدیث جوابی شایسته بدهید.حالا که مطالبی درموردمسائل اجتماعی می نگاریدنسبت به مسئله جنسی جوانان ایرانی باتوجه به مشکلات آن هم مطالبی داشته باشیددلم نمی خوادجامعه ایده آلی اسلامی رابیان کنیدمی خوام باتوجه به چیزی که هست بیانی داشته باشیدوسپس برای رسیدن به بایدهاحرف برای گفتن داشته باشیدمشکل مااینه که درگفتن نهایت جامعه اسلامی خوب بیان می کنیم امادرسخن گفتن نسبت به حال جامعه وراه رسیدن به ان جامعه برنامه وحرفی برای گفتن نداریم اینه که باعث مشکلات می شه نمی دونم نسبت به مشکلات جنسی ایران چقدراطلاعات داریدامادرصورتیکه بخواهیدمی توانم اطلاعات مفیدی دراختیارتان قراردهم البته این موضوع راهم بیان کنم که متاسفانه به علت مسائل سیاسی که درایران درحال جریان است اطلاعات به صورت علمی موجودنیست وتنهابه بعضی نگاههاوبرداشت های شخصی می توان اکتفاکردامااین موضوع درایران به بحران خودرسیده که به نظرمن بدترین جامعه درکل دنیاست فقط دراین حدبگم که چندوقت قبل سایت گوگل اعلام کردجستجوی کلمه سکس درکل دنیا،ایران رتبه اول داره</p>
<p><a href="http://www.chera2chera.blogfa.com" rel="nofollow">www.chera۲chera.blogfa.com</a></p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: ميثم</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-545</link>
		<author>ميثم</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-545</guid>
					<description>برادرارجمندم من يكمطلبي درسايتم نوشته ام كه منتظر نظرات وراهنمايي جناب عالي هستيم اميدوارم كه با حضور سبزت ماراخوشحال بكنيد</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>برادرارجمندم من يكمطلبي درسايتم نوشته ام كه منتظر نظرات وراهنمايي جناب عالي هستيم اميدوارم كه با حضور سبزت ماراخوشحال بكنيد</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: سعید</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-546</link>
		<author>سعید</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-546</guid>
					<description>با سلامی دوباره.

جناب آقای هاشمی، بنده خیلی دوست دارم کمی هم از پدر و مادر حضرت محمد(ص) بدانم. اینکه چطور آدمهایی بوده اند که ماحصل آنها یک ژن بی نقص و عالی چون محمد(ص) بوده است.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلامی دوباره.</p>
<p>جناب آقای هاشمی، بنده خیلی دوست دارم کمی هم از پدر و مادر حضرت محمد(ص) بدانم. اینکه چطور آدمهایی بوده اند که ماحصل آنها یک ژن بی نقص و عالی چون محمد(ص) بوده است.</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: سعيد</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-549</link>
		<author>سعيد</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-549</guid>
					<description>گزارش تصویری از سالم ماندن مساجد در فاجعه تسونامی:
http://www.sharifnews.com/?2040

آيا اين يك معجزه است؟!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>گزارش تصویری از سالم ماندن مساجد در فاجعه تسونامی:<br />
<a href="http://www.sharifnews.com/?2040" rel="nofollow">http://www.sharifnews.com/?۲۰۴۰</a></p>
<p>آيا اين يك معجزه است؟!</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: سیداحمد هاشمی</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-561</link>
		<author>سیداحمد هاشمی</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-561</guid>
					<description>با سلام به همه دوستان عزیز
قبل از هرچیز از تأخیر در جواب دوستان معذرت می خواهم.
خدمت خواهر خوری عرض کنم که: ممنونم از اطلاعاتی که داده بودید، راستش برای من جدید بود، به سایتهای مربوطه هم رفتم، واستفاده نمودم. این پدیده هرا به یاد آن آیه قرآنی انداخت که می فرمايد:
ُ(تسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالأَرْضُ وَمَن فِيهِنَّ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ وَلَـكِن لاَّ تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ)[الإسراء : 44]یعنی: آسمانهای هفتگانه وزمین وهر آن که در آنهاست، برای او تسبیح می کنند، وهيچ چیزی نیست مگر که به ستایش او تسبیح می کند ولی شما تسبیح آنها را در ک نمی کنید.
 خدمت دوستی با نام "یه دوست" عرض کنم که بالاخره من از مجموع صحبتهای شما متوجه نشدم که بالاخره شما نماز می خوانید یا نه؟ اگر می خوانید -که امیدوارم چنین باشد- پس ادامه دهید، وبه وسوسه های شیطانی محل نگذارید. واگر نمی خوانید که با توجه به صحبتهایتان گمان نمی کنم بی نماز باشید.بهر صورت نماز خواندن نیاز به مجاهدت دارد، همه وقتها انسان میل به نماز خواندن ندارد، ولی باید نماز بخواند، چون اگر منتظر باشد که میلش بیایدوکیفش بکشد، شاید عمر بسر آید و میل نیاید.
خدمت شهرام آقای عزیز هم عرض کنم که هر کدام از سؤالات شما یک مقاله یا مطلب مستقل می طلبد، انشاءالله در بخش نظرات پست(آینده اسلام) به آن اشاراتی خواهم نمود.
خدمت دوست عزیز محمد هم عرض کنم که به وبلاگ شما سر زدم وجسارتی هم کرده ام.در باره پیشنهادتان هم عرض کنم که حرف شما درست است،  مسائل جنسی در ایران نیاز به آسیب شناسی جدی دارد.
خدمت دوست عزیز سعید عرض کنم که: پیشنهادتان در مورد حجاب پیشنهاد خوبی است، ولی متأسفانه من یک سرم وهزار سودا، اگر خدا توفیق بدهد به آن هم خواهم پرداخت.
موفق باشید</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام به همه دوستان عزیز<br />
قبل از هرچیز از تأخیر در جواب دوستان معذرت می خواهم.<br />
خدمت خواهر خوری عرض کنم که: ممنونم از اطلاعاتی که داده بودید، راستش برای من جدید بود، به سایتهای مربوطه هم رفتم، واستفاده نمودم. این پدیده هرا به یاد آن آیه قرآنی انداخت که می فرمايد:<br />
ُ(تسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالأَرْضُ وَمَن فِيهِنَّ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ وَلَـكِن لاَّ تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ)[الإسراء : ۴۴]یعنی: آسمانهای هفتگانه وزمین وهر آن که در آنهاست، برای او تسبیح می کنند، وهيچ چیزی نیست مگر که به ستایش او تسبیح می کند ولی شما تسبیح آنها را در ک نمی کنید.<br />
 خدمت دوستی با نام &#8220;یه دوست&#8221; عرض کنم که بالاخره من از مجموع صحبتهای شما متوجه نشدم که بالاخره شما نماز می خوانید یا نه؟ اگر می خوانید -که امیدوارم چنین باشد- پس ادامه دهید، وبه وسوسه های شیطانی محل نگذارید. واگر نمی خوانید که با توجه به صحبتهایتان گمان نمی کنم بی نماز باشید.بهر صورت نماز خواندن نیاز به مجاهدت دارد، همه وقتها انسان میل به نماز خواندن ندارد، ولی باید نماز بخواند، چون اگر منتظر باشد که میلش بیایدوکیفش بکشد، شاید عمر بسر آید و میل نیاید.<br />
خدمت شهرام آقای عزیز هم عرض کنم که هر کدام از سؤالات شما یک مقاله یا مطلب مستقل می طلبد، انشاءالله در بخش نظرات پست(آینده اسلام) به آن اشاراتی خواهم نمود.<br />
خدمت دوست عزیز محمد هم عرض کنم که به وبلاگ شما سر زدم وجسارتی هم کرده ام.در باره پیشنهادتان هم عرض کنم که حرف شما درست است،  مسائل جنسی در ایران نیاز به آسیب شناسی جدی دارد.<br />
خدمت دوست عزیز سعید عرض کنم که: پیشنهادتان در مورد حجاب پیشنهاد خوبی است، ولی متأسفانه من یک سرم وهزار سودا، اگر خدا توفیق بدهد به آن هم خواهم پرداخت.<br />
موفق باشید</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: ........</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-1130</link>
		<author>........</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-1130</guid>
					<description>اینجاهای بحث خیلی جالب بود:
"به این دانشجویان بی سواد جامعه نشناس و بیفکراجازه ی توهین به بزرگان و علما را ندهید چرا که آن بزرگان مجتهد با توجه به شرایط و بنابر مصالح جامعه خودشان این اجتهادها را انجام داده اند و با این حرف ها (( ی پوچ و توخالی )) به بسیاری از علمای سرشناس توهین نکنند..."
-------------------------
"چه وضعی است آقای هاشمی عزیز چرا مجال را بر توهین کنندگانی که از حرف حرف سخنانشان چرکاب غرور علم زدگی میریزد وسیع می کنیدو توهین را متانت مینامید.کسی حق توهین ندارد."
---------------------------------
"خدمت دوستان عزیز آقایان رضا فتحی ومحمد نظری حفظهما الله
در ابتدا غیرت دینی وایمانی شما را تحسین می کنم،"
------------------------------------
"پیشنهاد میکنم مقاله ای تحت عنوان
” ظرفیت شنیدن نظرات دیگران طبق موازین اسلامی ”
برایمان با آن قلم شیوایتان بنویسید..."</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اینجاهای بحث خیلی جالب بود:<br />
&#8220;به این دانشجویان بی سواد جامعه نشناس و بیفکراجازه ی توهین به بزرگان و علما را ندهید چرا که آن بزرگان مجتهد با توجه به شرایط و بنابر مصالح جامعه خودشان این اجتهادها را انجام داده اند و با این حرف ها (( ی پوچ و توخالی )) به بسیاری از علمای سرشناس توهین نکنند&#8230;&#8221;<br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-<br />
&#8220;چه وضعی است آقای هاشمی عزیز چرا مجال را بر توهین کنندگانی که از حرف حرف سخنانشان چرکاب غرور علم زدگی میریزد وسیع می کنیدو توهین را متانت مینامید.کسی حق توهین ندارد.&#8221;<br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;<br />
&#8220;خدمت دوستان عزیز آقایان رضا فتحی ومحمد نظری حفظهما الله<br />
در ابتدا غیرت دینی وایمانی شما را تحسین می کنم،&#8221;<br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;<br />
&#8220;پیشنهاد میکنم مقاله ای تحت عنوان<br />
” ظرفیت شنیدن نظرات دیگران طبق موازین اسلامی ”<br />
برایمان با آن قلم شیوایتان بنویسید&#8230;&#8221;</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: زم</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-1396</link>
		<author>زم</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-1396</guid>
					<description>از مقاله جالبی که نوشته ای کمال تشکر را دارم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>از مقاله جالبی که نوشته ای کمال تشکر را دارم.</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: Anonymous</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-1463</link>
		<author>Anonymous</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-1463</guid>
					<description>خیلی خوشم اومد</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خیلی خوشم اومد</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: zehawi</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-1563</link>
		<author>zehawi</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-1563</guid>
					<description>سلام علیکم
برادر عزیزم من به وبلاگ شما سر زدم، اگر شما دوست و برادر عزیزم مایل هستی با ما همکاری کنید، میتوانیم کارهامونو بهتر و پررونق تر پیش ببریم 
برادرتون عبدالله زهاوی هستم مدیر::www.islah.tk.
منتظر جواب شما دوست عزیز هستیم 
سلام علیکم </description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام علیکم<br />
برادر عزیزم من به وبلاگ شما سر زدم، اگر شما دوست و برادر عزیزم مایل هستی با ما همکاری کنید، میتوانیم کارهامونو بهتر و پررونق تر پیش ببریم<br />
برادرتون عبدالله زهاوی هستم مدیر::www.islah.tk.<br />
منتظر جواب شما دوست عزیز هستیم<br />
سلام علیکم</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: امین الله</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-1960</link>
		<author>امین الله</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-1960</guid>
					<description>درود وسلام به استاد محترم جناب سید هاشمی!
چه خوب مطلب جالبی را تحریر نموده اید خیلی خوب.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>درود وسلام به استاد محترم جناب سید هاشمی!<br />
چه خوب مطلب جالبی را تحریر نموده اید خیلی خوب.</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: محموود بينجويني</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-1969</link>
		<author>محموود بينجويني</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-1969</guid>
					<description>دستت در نكن برادرم براي ان حرفهاي قشنك(بارك الله فيك)</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>دستت در نكن برادرم براي ان حرفهاي قشنك(بارك الله فيك)</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: محموود بينجويني</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-1970</link>
		<author>محموود بينجويني</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-1970</guid>
					<description>از مقاله جالبی که نوشته ای کمال تشکر را دارم(بارك الله فيك)</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>از مقاله جالبی که نوشته ای کمال تشکر را دارم(بارك الله فيك)</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: چرا باید بگم؟</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-2084</link>
		<author>چرا باید بگم؟</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-2084</guid>
					<description>نمیدونم چه نظری دارم اما بهتر از اینم می تونه باشه..........</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>نمیدونم چه نظری دارم اما بهتر از اینم می تونه باشه&#8230;&#8230;&#8230;.</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: zober</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-2249</link>
		<author>zober</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-2249</guid>
					<description>خوب بود ولی سعی کنید از احادیث بیشتر استفاده کنید باتشکر.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خوب بود ولی سعی کنید از احادیث بیشتر استفاده کنید باتشکر.</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: سيدامين حسيني اصل</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-2255</link>
		<author>سيدامين حسيني اصل</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-2255</guid>
					<description>نظرم هرچه قران ميفرمايد درست است</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>نظرم هرچه قران ميفرمايد درست است</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: سخنی پیرامون حجاب &#171; بیداری اسلامی</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-2268</link>
		<author>سخنی پیرامون حجاب &#171; بیداری اسلامی</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-2268</guid>
					<description>[...] لباس همديگرند.(برای توضيحات بيشتر رجوع کنيد به مقاله: زن و شوهر لباس همديگرند)، اما ظاهرا برای جلباب چنين قرينه ای وجود ندارد، مگر [...]</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>[&#8230;] لباس همديگرند.(برای توضيحات بيشتر رجوع کنيد به مقاله: زن و شوهر لباس همديگرند)، اما ظاهرا برای جلباب چنين قرينه ای وجود ندارد، مگر [&#8230;]</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: سارا</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-2318</link>
		<author>سارا</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-2318</guid>
					<description>سلام میخواستم بپرسم من با شوهرم تو نت با هم آشنا شدیم خیلی همدیگه رو دوست داریم ولی به خاطر کارایی که می کنه مثلا هر چند مدت یکبار دوست دختر می گیره و به منم میگه دوست دارم باهات زندگی کنم و چند بعد میگه نه بیا بریم طلاقت بدم بعدشم پشیمون میشه منم دوست ندارم جدا بشم از نظر شما چیکار کنم دیگه دست از کارای گذشتش بر داره هر کاری هم کردم که دست از اون کاراش برداره ولی بازم کار خودشو میکنه بعدشم به من میگه تو مقصری در صورتیکه من هر کاری رو که یک زن برا شوهرش می کنه کردم ولی هنوزم بهانه می گیره نه تنها با من مشکل داره با خانوادشم مشکل داره با هیچ نمی تونه دوام بیاره لطف کنید راهنماییم کنید ممنون میشم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام میخواستم بپرسم من با شوهرم تو نت با هم آشنا شدیم خیلی همدیگه رو دوست داریم ولی به خاطر کارایی که می کنه مثلا هر چند مدت یکبار دوست دختر می گیره و به منم میگه دوست دارم باهات زندگی کنم و چند بعد میگه نه بیا بریم طلاقت بدم بعدشم پشیمون میشه منم دوست ندارم جدا بشم از نظر شما چیکار کنم دیگه دست از کارای گذشتش بر داره هر کاری هم کردم که دست از اون کاراش برداره ولی بازم کار خودشو میکنه بعدشم به من میگه تو مقصری در صورتیکه من هر کاری رو که یک زن برا شوهرش می کنه کردم ولی هنوزم بهانه می گیره نه تنها با من مشکل داره با خانوادشم مشکل داره با هیچ نمی تونه دوام بیاره لطف کنید راهنماییم کنید ممنون میشم</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: خاوری</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-2355</link>
		<author>خاوری</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-2355</guid>
					<description>با عرض سلام 
لطفا در موردازدواج بیشتر مطلب بفرستید 
متشکرم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با عرض سلام<br />
لطفا در موردازدواج بیشتر مطلب بفرستید<br />
متشکرم</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: خاوری</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-2356</link>
		<author>خاوری</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-2356</guid>
					<description>لطفا پیرامون مساءل ازدواج بیشتر بحث کنید.
ایا مساله ی مالی درامر ازدواج می تواند دخیل باشد یا نه؟
در مو قعیکه وضعیت مالی شخص خوب نیست می تواند بچه دار شود یا نه؟
لطفا در مورد توکل حتما بحث کنید.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>لطفا پیرامون مساءل ازدواج بیشتر بحث کنید.<br />
ایا مساله ی مالی درامر ازدواج می تواند دخیل باشد یا نه؟<br />
در مو قعیکه وضعیت مالی شخص خوب نیست می تواند بچه دار شود یا نه؟<br />
لطفا در مورد توکل حتما بحث کنید.</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: زهرا رحمت بر</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-2717</link>
		<author>زهرا رحمت بر</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-2717</guid>
					<description>سلام من یک سوال خیلی ابتدایی از شما دارم که دارید در مورد دین بحث می کنید 
اصلا چرا ما دین رو لازم داریم مگه ما نمی تونیم بدون دین زندگی کنیم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام من یک سوال خیلی ابتدایی از شما دارم که دارید در مورد دین بحث می کنید<br />
اصلا چرا ما دین رو لازم داریم مگه ما نمی تونیم بدون دین زندگی کنیم</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: sara</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-2755</link>
		<author>sara</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-2755</guid>
					<description>سلام.من دخترى 20_21ساله ام ونامزد دارم كه 2ساله نامزديم وعقد نكرديم احساس ميكنم خيلى به ازدواج نياز دارم ولى امكاناتش هنوز فراهم نشده و دارم از اين بابت زجر ميكشم و در واقع ناممزدم هم همينطور ولى كسى توجهى نميكنه و ميترسم وارد كناه بشم و دين و زندكيم رو خراب كنم به نامزدم كفتم من هيج انتظارى ندارم از لحاظ مادى(در دوران عقد)ولى باز خانوادش مخالفن.ديكه خسته شدم احساس ميكنم دارم به كناه الوده ميشم بايد جيكار كنم تا كى صبر كنم؟جرا همش ميگن روزه و روزه و روزه اخه تا كى؟وسوال ديكه اينكه ايا خودارضايي واسه كسانى كه اصلا امكان ازدواج براشون مقدور نيست چيه؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام.من دخترى ۲۰_۲۱ساله ام ونامزد دارم كه ۲ساله نامزديم وعقد نكرديم احساس ميكنم خيلى به ازدواج نياز دارم ولى امكاناتش هنوز فراهم نشده و دارم از اين بابت زجر ميكشم و در واقع ناممزدم هم همينطور ولى كسى توجهى نميكنه و ميترسم وارد كناه بشم و دين و زندكيم رو خراب كنم به نامزدم كفتم من هيج انتظارى ندارم از لحاظ مادى(در دوران عقد)ولى باز خانوادش مخالفن.ديكه خسته شدم احساس ميكنم دارم به كناه الوده ميشم بايد جيكار كنم تا كى صبر كنم؟جرا همش ميگن روزه و روزه و روزه اخه تا كى؟وسوال ديكه اينكه ايا خودارضايي واسه كسانى كه اصلا امكان ازدواج براشون مقدور نيست چيه؟</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: بیتا</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-2786</link>
		<author>بیتا</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-2786</guid>
					<description>آقا شهرام هر وقت جوابتونو گرفتین به ما هم خبر بدین لطفا</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>آقا شهرام هر وقت جوابتونو گرفتین به ما هم خبر بدین لطفا</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: دنيا</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-2789</link>
		<author>دنيا</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-2789</guid>
					<description>سلام زني هستم كه در زندگيم شكست خوردم ودو فرزند دارم در حال حاضر خيلي افسردگي دارم و دست از زندگي كشيده ام نميدونم چكار كنم افكارم وذهنم خيلي مشغول در گيريهاي زندگيم است لطف كنيد مرا راهنمايي كنيد ممنون از شما</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام زني هستم كه در زندگيم شكست خوردم ودو فرزند دارم در حال حاضر خيلي افسردگي دارم و دست از زندگي كشيده ام نميدونم چكار كنم افكارم وذهنم خيلي مشغول در گيريهاي زندگيم است لطف كنيد مرا راهنمايي كنيد ممنون از شما</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: جوان اواره خوري</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-2805</link>
		<author>جوان اواره خوري</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-2805</guid>
					<description>با عرض سلام و خسته نباشيد خدمت شيخ 
جناب شيخ بنده جواني 25 ساله ام اهل خور ساكن امارات مدت زيادي است كه مشغول به كارم وضع مالي ام انجنان خوب نيست مي خواستم بكوييم
 كه من جند سالي است كه وقتي كه دختري را مي بينم يا مي شنوم كه كسي ازدواج كرده خيلي رنج مي برم خيلي دلم مي خواهد يك يار داشته باشم يك شريك زندكي داشته باشم من بايد جه كار كنم والدينم هم به من بيشنهاد ازدواج نمي دهند حتي خودم هم روم نمي شودبه انها جيزي بكوييم خواهش مي كنم جناب شيخ دكتر هاشمي در اين مورد به بحث كامل در يك جلسه سخنراني ايراد بنمايد</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با عرض سلام و خسته نباشيد خدمت شيخ<br />
جناب شيخ بنده جواني ۲۵ ساله ام اهل خور ساكن امارات مدت زيادي است كه مشغول به كارم وضع مالي ام انجنان خوب نيست مي خواستم بكوييم<br />
 كه من جند سالي است كه وقتي كه دختري را مي بينم يا مي شنوم كه كسي ازدواج كرده خيلي رنج مي برم خيلي دلم مي خواهد يك يار داشته باشم يك شريك زندكي داشته باشم من بايد جه كار كنم والدينم هم به من بيشنهاد ازدواج نمي دهند حتي خودم هم روم نمي شودبه انها جيزي بكوييم خواهش مي كنم جناب شيخ دكتر هاشمي در اين مورد به بحث كامل در يك جلسه سخنراني ايراد بنمايد</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: جوان اواره خوري</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-2811</link>
		<author>جوان اواره خوري</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-2811</guid>
					<description>با عرض سلام جناب شيخ
بنده يك دوست دارماز دين هندو (غير مسلمان) در امارات اين شخص از اخلاق و رفتلر من مسلمان خيلي خوشش امده و از من طلب يك جلد قران شريف به ترجمه انكليسي كرده ايا من مي توانم به يك غير مسلمان قران بدهم  وثانى من جكونه مي تانم اين شخص را به طرف دين مبين اسلام دعوت بكنم خواهشمندم جناب سيد هاشمي توزيحات كامل را هر جه زودتر شرح نمايي         ممنون</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با عرض سلام جناب شيخ<br />
بنده يك دوست دارماز دين هندو (غير مسلمان) در امارات اين شخص از اخلاق و رفتلر من مسلمان خيلي خوشش امده و از من طلب يك جلد قران شريف به ترجمه انكليسي كرده ايا من مي توانم به يك غير مسلمان قران بدهم  وثانى من جكونه مي تانم اين شخص را به طرف دين مبين اسلام دعوت بكنم خواهشمندم جناب سيد هاشمي توزيحات كامل را هر جه زودتر شرح نمايي         ممنون</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>By: d</title>
		<link>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-3065</link>
		<author>d</author>
		<pubDate><br />
<b>Warning</b>:  mktime() expects parameter 1 to be long, string given in <b>/home/khourirk/public_html/kankash/wp-includes/functions.php</b> on line <b>12</b><br />
Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://khour.ir/kankash/archives/44#comment-3065</guid>
					<description>mofid bood , mamnonam BESYAT .</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>mofid bood , mamnonam BESYAT .</p>
]]></content:encoded>
				</item>
</channel>
</rss>

